خلاصه داستان: داستان فیلم درباره یک خانواده سهنفره است که در آستانه فروپاشی قرار میگیرند. پدر خانواده که برای تأمین آیندهای بهتر برای دخترش تلاش میکند، ناگهان با بحرانی بزرگ روبهرو میشود. او باید میان پایبندی به قانون و عشق بیقیدوشرط به فرزندش یکی را انتخاب کند. این انتخاب دشوار، او را به سمت عبور از مرزهای قانونی سوق میدهد. در این میان، مادر خانواده نیز با فشارهای روحی و اجتماعی متعددی دستوپنجه نرم میکند. فیلم با نگاهی واقعگرایانه، لایههای پنهان روابط خانوادگی و تأثیر تصمیمهای فردی بر سرنوشت جمعی را به تصویر میکشد. هر یک از اعضای خانواده در مسیری قرار میگیرند که آنها را با پیامدهای غیرمنتظرهای مواجه میسازد. «تابستانی که برف آمد» روایتی احساسی و تأملبرانگیز از فداکاری، عشق و معنای درست و غلط در شرایط بحرانی است.
خلاصه داستان: بازرس شیوانی شیواجی روی، که در واحد جنایی پلیس بمبئی فعالیت میکند، مأموریتی را آغاز میکند تا مغز متفکرِ باند قاچاق کودکان را شناسایی کرده و به دام بیندازد. او در این مسیر با شبکهای پیچیده از جنایتکاران روبرو میشود که در سایهها فعالیت میکنند و جان کودکان بیگناه را به خطر میاندازند. شیوانی با تکیه بر تجربه و هوش خود، پرده از رازهای تاریکی برمیدارد و با چالشهایی مواجه میشود که او را تا مرز تواناییهایش پیش میبرد. فیلم مردانی 3 با روایتی پرتعلیق و صحنههای اکشن نفسگیر، داستانی از عدالتخواهی و مبارزه با بیعدالتی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: نیکول و سباستین که هنوز از غم از دست دادن دخترشان رنج میبرند، مالک مزرعهای دورافتاده در ونزوئلا میشوند؛ بیخبر از اینکه بهزودی با نیروهای تاریک و هولناکی روبهرو خواهند شد.
خلاصه داستان: پس از آنکه آتشسوزیهای گسترده مزرعهاش را نابود میکنند، کابویی به نام داستی در یک اردوگاه امداد و نجات FEMA سر از کار درمیآورد. او در آنجا با دیگر افرادی که خانههایشان را از دست دادهاند ارتباطی انسانی و صمیمی پیدا میکند و در همین مسیر، دوباره با دختر و همسر سابقش ارتباط برقرار میکند.
خلاصه داستان: مردی به نام عزیز برای تملک و فروش مایملک پدری خود به کشور بازمیگردد. اما با آتیه دختری که قبل از سفر به او علاقه داشته روبرو میشود. در این میان اتفاقاتی رخ میدهد که غیرقابل پیش بینی است.
خلاصه داستان: جواد، نوجوانی که پدرش در زندان به سر میبرد، در روز عید یک ماهی قرمز کوچک به دست میآورد و آن را به خانه میآورد. مادرش او را سرزنش میکند و میگوید نگه داشتن ماهی در خانهای که پدر در زندان است، شگون ندارد و باید آزادش کند. جواد که برای به دست آوردن ماهی با یکی از همسالانش درگیر شده بود، با اکراه ماهی را از خانه بیرون میبرد. در همین حال، پدر او از زندان آزاد میشود و به خانه بازمیگردد. داستان فیلم با نگاهی لطیف و انسانی، تلاشهای جواد برای رها کردن ماهی و مواجهه او با واقعیتهای زندگی را روایت میکند.