خلاصه داستان: داستان فیلم فرار از ترس درباره هسکل، یک جنایتکار حرفهای است که مأموریت مییابد یک ون امنیتی را برای رئیسش بدزدد. اما وقتی نقشه با شکست مواجه میشود، یک پسر نوجوان ناخواسته شاهد ماجرا میشود. هسکل اکنون با دو مشکل روبروست: از یک سو باید نقشه را تکمیل کند و از سوی دیگر پسرک را خاموش نگه دارد. این در حالی است که پلیس نیز در تعقیب اوست. فیلمی پرتعلیق و هیجانانگیز که مخاطب را تا پایان با خود همراه میکند.
خلاصه داستان: دسامبر ۱۹۴۱، جبهه شمال غربی شوروی. یک دسته تانک آلمانی به سمت مسکو در حال پیشروی است. نیکلای کوملو، خلبان جوان نیروی هوایی سرخ، مأموریت مییابد تا با هواپیمای خود مانع پیشروی دشمن شود. در جریان این مأموریت، هواپیمای او مورد اصابت گلولههای ضدهوایی قرار گرفته و سرنگون میشود. کوملو موفق میشود هواپیمای آسیبدیده را در یک جنگل دورافتاده و پوشیده از برف فرود بیاورد. او اکنون در سرزمینی ناشناخته، تنها و بدون تجهیزات کافی، باید برای بقا بجنگد. در حالی که نیروهای آلمانی منطقه را جستجو میکنند، کوملو تلاش میکند راهی برای بازگشت به خطوط خودی پیدا کند. این فیلم داستان مبارزه یک خلبان با طبیعت خشن زمستان، گرسنگی، سرما و دشمن را روایت میکند.
خلاصه داستان: در این انیمیشن سینمایی، تایتانهای نوجوان به همراه دختران ابرقهرمان دیسی بار دیگر متحد میشوند تا با تهدید جدیدی به رهبری لکس لوتر مقابله کنند. لوتر با استفاده از فناوری پیشرفته و نیروهای شرور، نقشهای خطرناک برای تسلط بر جهان طراحی کرده است. حالا رابین، استارفایر، سیبورگ، بیست بوی و ریون در کنار واندر وومن، سوپرگرل، بتگرل و دیگر قهرمانان جوان باید اختلافات خود را کنار بگذارند و با همکاری یکدیگر از وقوع فاجعه جلوگیری کنند. این ماجراجویی پر از صحنههای اکشن، لحظات طنز و پیامهای دوستی و همکاری است.
خلاصه داستان: در شهری که زامبیها به عنوان شهروندان درجهدو زندگی میکنند، سه دوست به نامهای کارل، جودی و مایک که کارشان گرفتن زامبیهای فراری است، با یک باند کلاهبردار و یک شرکت بزرگ شرور روبرو میشوند. مادربزرگ یکی از آنها که یک زامبی مسن است، ربوده میشود و آنها باید برای نجات او وارد ماجراجویی خطرناکی شوند. در این مسیر، آنها با فساد، طمع و بیعدالتی در جامعهای که زامبیها را به حاشیه رانده، مواجه میشوند. این فیلم ترکیبی از کمدی سیاه و اکشن است و پیامهای اجتماعی عمیقی درباره تبعیض و انسانیت دارد.
خلاصه داستان: لدا، یک استاد ادبیات میانسال، برای تعطیلات به جزیرهای یونانی سفر میکند. در ساحل، با یک خانواده پرجمعیت و پر سر و صدا روبرو میشود و توجهش به نینا، مادر جوانی که با دختر خردسالش درگیر است، جلب میشود. وقتی دختر ناپدید میشود، لدا او را پیدا میکند و این اتفاق خاطرات تلخ مادری خودش را زنده میکند. او در گذشته، در حالی که برای پیشرفت شغلی و استقلالش تلاش میکرد، با فشارهای مادری و قضاوتهای اجتماعی دست و پنجه نرم میکرد. فلشبکها به تدریج نشان میدهند که لدا چگونه فرزندانش را رها کرده و با عواقب این انتخاب روبرو شده است. در زمان حال، او با نینا ارتباط برقرار میکند و سعی میکند به او درک و همدلی ارائه دهد، اما گذشته همچنان او را تعقیب میکند.
خلاصه داستان: در سال ۱۸۸۷، هانتر برداک پس از دو سال حبس ناعادلانه در زندان یوما، به شهر فار هاون در آریزونا بازمیگردد تا زندگی تازهای را با دو فرزند خردسالش آغاز کند. اما آرامش او کوتاه است؛ پدرشوهرش توسط گروهی ناشناس به شدت زخمی میشود و برداک ناچار میشود برای محافظت از خانوادهاش با نیروهای فاسد و قدرتمندی که شهر را در اختیار گرفتهاند، روبرو شود. او در این مسیر با گذشته تاریک خود و دشمنانی که در کمین نشستهاند دست و پنجه نرم میکند.