خلاصه داستان: سریال وحشی به کارگردانی هومن سیدی و با بازی جواد عزتی، داستانی جنایی و معمایی را در فضایی پرتنش روایت میکند. این سریال دربارهٔ شخصیتی به نام وحشی است که درگیر ماجراهای پیچیدهای در دنیای زیرزمینی و اوباش میشود. او که میان هویت واقعی و نقشی که به او تحمیل شده سرگردان است، باید با چالشهای اخلاقی و خطرات مرگبار روبرو شود. داستان با پیچشهای غیرمنتظره و شخصیتهای چندلایه، مخاطب را به دنیایی از فریب و خشونت میکشاند.
خلاصه داستان: در عصر حجر قدیم، یک گروه متفاوت از انسانهای اولیه در جستجوی سرزمینی جدید گرد هم میآیند. اما وقتی به یک موجود بدخواه و عرفانی مشکوک میشوند که آنها را شکار میکند، طایفه مجبور میشوند با خطری روبرو شوند که هرگز تصور نمیکردند.
خلاصه داستان: زنی به نام پومنی در یک سیرک دیجیتالی عجیب گرفتار میشود و همراه با پنج نفر دیگر، اسیر بازیهای یک هوش مصنوعی غیرقابلپیشبینی به نام کین است. آنها در این دنیای مجازی با شخصیتهای غیرقابلبازی ترسناک روبرو میشوند و باید با آسیبهای روحی گذشته خود نیز دست و پنجه نرم کنند. هر یک از شخصیتها با چالشهای منحصربهفردی مواجه میشوند و تلاش میکنند راهی برای فرار از این برزخ دیجیتالی بیابند. داستان با طنزی تاریک و لحظات احساسی، به بررسی مفاهیمی مانند هویت، سلامت روان و ماهیت واقعیت میپردازد.
خلاصه داستان: داستان سریال گربه های خیابانی حول محور گروهی از گربههای ولگرد در حومه یک شهر بریتانیایی میچرخد. هر گربه نماینده قشر یا پیشینه اجتماعی متفاوتی است و در هر قسمت، ماجراهای روزمره آنها بهانهای برای تأمل در موضوعاتی چون دوستی، تنهایی، امید و همبستگی میشود. این انیمیشن کمدی با نگاهی طنزآمیز و گاه تلخ، زندگی خیابانی و چالشهای بقا را از چشم حیوانات روایت میکند.
خلاصه داستان: پس از ناپدید شدن مرموز برادرش به دنبال یک جعبه پازل باستانی، رایلی مککندری، زن جوانی با گذشتهای آشفته، به همراه دوستانش به جستجو میپردازد. او جعبه را پیدا میکند و ناآگاهانه قفل آن را میگشاید و موجوداتی فراطبیعی به نام سنوبیتها را آزاد میکند. این موجودات که توسط کشیشی به نام پینهد رهبری میشوند، برای چشیدن رنج و عذاب قربانیان خود به دنیای واقعی میآیند. رایلی باید با کمک دوستانش راهی برای بازگرداندن سنوبیتها به دوزخ بیابد و از نابودی کامل خود و عزیزانش جلوگیری کند.
خلاصه داستان: وقوع یک سونامی ناگهانی باعث ایجاد شوکی بزرگ در میان مردم شده و «جیانگ پنگ» و دخترش «جیانگ شیائو هو» را نیز در محله چینیها گرفتار میکند. در این میان حضور یک هیولای وحشتناک باعث میشود تا این پدر و دختر با سایر ساکنان محله برای مبارزه و نابودی آن متحد شوند. با این وجود پس از یک مبارزه هولناک بر سر مرگ و زندگی، مصیبتی تازه به جای این فاجعه طبیعی گریبانگیر آنها شده و...