خلاصه داستان: در اوایل قرن بیستم، فیلم قدرت سگ داستان دو برادر به نامهای فیل و جورج بوربنک را روایت میکند که مزرعهداری بزرگی در مونتانا دارند. فیل که شخصیتی خشن و زورگو دارد، با ازدواج جورج با رز، بیوهای محلی، رابطهشان به چالش کشیده میشود. رز و پسر حساسش پیتر به مزرعه نقل مکان میکنند، اما حضور فیل فضای خانه را پر از تنش میکند. او با تحقیر و آزار، زندگی رز را جهنم میکند و سعی میکند پیتر را نیز تحت تأثیر خود قرار دهد. اما به تدریج رابطهای پیچیده و غیرمنتظره میان فیل و پیتر شکل میگیرد که رازهای پنهان هر یک را آشکار میسازد و به پایانی تلخ و غافلگیرکننده میانجامد.
خلاصه داستان: سیرانو دو برژراک، شاعر، شمشیرباز و خوشمشربِ پاریسی، با وجود استعداد و ذکاوتش، به دلیل قد کوتاهش در جامعه تحقیر میشود. او عاشق دوست دوران کودکیاش، روکسان، است اما به خاطر ظاهرش از ابراز عشق میهراسد. روکسان نیز عاشق کریستین، سربازی خوشچهره اما کمتوان در بیان احساسات، میشود. سیرانو برای خوشبختی روکسان، تصمیم میگیرد نامههای عاشقانهاش را به نام کریستین بنویسد و صدای قلب خود را از پشت نقاب دیگری فریاد بزند. این مثلث عاشقانه در بستر جنگ و جدایی، به کاوشی عمیق در ماهیت عشق، زیبایی و پذیرش خود بدل میشود.
خلاصه داستان: فیلم بلافاصله پس از انتقام عقرب شروع میشود، جایی که قهرمانان توسط شائو کان مورد حمله قرار میگیرند. این رویداد باعث میشود ریدن و گروه رزمندگانش به توافق برسند تا در آخرین مسابقه مورتال کمبت شرکت کنند؛ مسابقهای که سرنوشت قلمروها را تعیین میکند. در این میان، شاهزاده کیتانا با وفاداریهای متضاد دستوپنجه نرم میکند و ریدن برای محافظت از قلمرو زمین، اتحادهای شکنندهای میسازد. در حالی که شائو کان و سندل نیروهای تاریکی را فرامیخوانند، جنگجویان باید با فداکاریهای بزرگ برای نجات همه چیز بجنگند.
خلاصه داستان: داستان درباره دختری هفدهساله به نام کیایچی است که پس از فاجعهای طبیعی، به همراه زنی جوان به نام میدوری و کودکی به نام هیکاری، به خانهای سنتی در شبهجزیرهای دورافتاده پناه میآورند. این خانه که "مایوگا" نام دارد، توسط پیرزنی مرموز به نام کیکو اداره میشود. کیایچی و همراهانش به تدریج با موجودات افسانهای و روحهای محلی آشنا میشوند و یاد میگیرند که چگونه با غمهای گذشته خود کنار بیایند. آنها در این خانه، حس تعلق و آرامش را تجربه میکنند و با کمک یکدیگر، به دنبال التیام زخمهای روحیشان هستند. فیلم بر اساس رمانی محبوب نوشته ساچیکو کاشیوابا ساخته شده و فضایی گرم و لطیف دارد.
خلاصه داستان: داستان فیلم کندی من در محله گابرینی گرین در شیکاگو روایت میشود؛ جایی که خاطره افسانهای وحشتناک درباره شبحی با قلاب به جای دست، همچنان بر دل ساکنان سنگینی میکند. آنتونی مککوی، نقاش جوان و همسرش بریانا، به آپارتمانی تازه در این محله نقل مکان میکنند. آنتونی که برای خلق اثری نو دست به تحقیق درباره این افسانه قدیمی میزند، ناخواسته در دنیایی از خشونت و رازهای سرکوبشده فرو میرود. او به تدریج درمییابد که کندی من تنها یک داستان ترسناک محلی نیست، بلکه نمادی از زخمهای عمیق نژادی و اجتماعی است که هرگز التیام نیافتهاند. با احضار نام این شبح، آنتونی با حقیقت هولناکی درباره گذشته خود و محلهاش مواجه میشود؛ حقیقتی که مرز بین واقعیت و افسانه را محو میکند.
خلاصه داستان: داستان فیلم ایفل به سال 1889 و پاریس بازمیگردد؛ زمانی که گوستاو ایفل، مهندس نامدار فرانسوی، پس از موفقیتهای بزرگش، مأموریت مییابد برای نمایشگاه جهانی پاریس سازهای خارقالعاده طراحی کند. اما او در ابتدا به این پروژه بیعلاقه است و ترجیح میدهد روی طرح متروی پاریس تمرکز کند. ناگهان آدرین بورگه، زنی مرموز از گذشته او، دوباره وارد زندگیاش میشود و این دیدار دوباره همه چیز را تغییر میدهد. عشق قدیمیشان شعلهور میشود و ایفل را به سمت خلق برجی سوق میدهد که قرار است به نماد پاریس و یکی از عجایب معماری جهان تبدیل شود. اما این رابطه پنهانی و جاهطلبیهای او، چالشهای تازهای برایش ایجاد میکند.