خلاصه داستان: حسن، کارگردان میانسال سینما، در بحرانهای متعدد زندگی شخصی و حرفهای گرفتار شده است. او مدتی است موفق به ساخت فیلم نشده و از سوی همسر، دختر و مادرش نیز حمایت عاطفی چندانی دریافت نمیکند. در همین حال، مزاحمی به نام آنی او را در سطح شهر تعقیب میکند و اصرار دارد به دنیای سینما وارد شود. اما ماجرا وقتی پیچیده میشود که قاتلی زنجیرهای کارگردانان سینمای ایران را هدف قرار میدهد و نام حسن به عنوان مظنون اصلی در شبکههای اجتماعی مطرح میشود. حسن که از نادیده گرفته شدن توسط قاتل نیز آزرده است، برای اعاده حیثیت خود دست به نقشهای هوشمندانه میزند.
خلاصه داستان: پاستاریونی داستان کوشان، جوانی است که پس از ورشکستگی رستوران پدرش در تهران، تصمیم میگیرد زندگی تازهای را آغاز کند. او با الهام از بریانی خوشطعم اصفهان، درصدد برمیآید رستوران خانوادگی را به مکانی برای سرو این غذای اصیل تبدیل کند. اما درست در همان حوالی، رستوران پاستا دا پیتزا با ظاهری مجلل و مشتریانی فراوان، رقیبی سرسخت برای کسبوکار نوپای اوست. کوشان برای رهایی از این بحران، دست به ایدههای خلاقانه و گاه عجیبی میزند. او در این مسیر با چالشهای مالی، رقابت نابرابر و روابط پیچیده خانوادگی دستوپنجه نرم میکند. همراهی دوستان و خانواده، هرچند پر از اختلافنظر، به او امید میدهد. پاستاریونی روایتی از تلاش برای زنده نگه داشتن یک سنت آشپزی در دنیای مدرن و پررقابت است، جایی که عشق به غذا و خانواده میتواند پلی میان گذشته و آینده باشد.
خلاصه داستان: پاوی، سرایدار میانسال و مجرد یک مجتمع مسکونی قدیمی، زندگی آرام و یکنواختی دارد. او هر روز صبح زود از خواب بیدار میشود، ساختمان را تمیز میکند، گلها را آب میدهد و به تعمیرات جزئی رسیدگی میکند. اما ورود یک خانواده جدید به طبقه آخر، نظم همیشگی او را بر هم میزند. همسایه جدید، زنی مهربان و فرزندش، به تدریج دل پاوی را به دست میآورند. او در میان چالشهای روزمره، شادیهای کوچکی را تجربه میکند که زندگیاش را دگرگون میکند. این پیوند غیرمنتظره، به پاوی یاد میدهد که زندگی تنها به انجام وظایف خلاصه نمیشود، بلکه ارزش واقعی در ارتباط با دیگران و یافتن معنا در کنار آنهاست. داستانی ساده و در عین حال عمیق که به روابط انسانی، تنهایی و امید میپردازد.
خلاصه داستان: مجنون لیلی روایتگر چند اپیزود به هم پیوسته است که حول محور یک هدیه ویژه در جشن سپندارمذگان، روز عشق ایرانی، شکل میگیرد. این هدیه که قرار است بیانگر عشق و علاقه باشد، دستبهدست میان افراد مختلفی میچرخد و هرکدام به نحوی در مسیر رسیدن آن به مقصد نهایی نقش ایفا میکنند. در این میان، روابط عاطفی و پیچیدگیهای عشق در جامعه معاصر ایران با نگاهی طنزآمیز و در عین حال تأملبرانگیز به تصویر کشیده میشود. هر اپیزود شخصیتهای متفاوتی را معرفی میکند که با چالشها و سوءتفاهمهای عاشقانهای روبهرو هستند. بازی بازیگران نامآشنا، فضای شاد و موسیقی متن دلنشین، از ویژگیهای بارز این فیلم است. در نهایت، فیلم به این پرسش میپردازد که آیا عشق واقعی میتواند در میان پیچیدگیهای زندگی مدرن به سرانجام برسد؟
خلاصه داستان: آرجون، پسربچهای که عاشق سگهاست، یک توله سگ هاسکی را از خطر نجات میدهد و او را به خانه میآورد. با وجود مخالفتهای اولیه، پدر و پدربزرگش به تدریج به این موجود کوچک دل میبندند. آرجون تصمیم میگیرد این سگ را برای شرکت در یک مسابقه محلی آموزش دهد. در این مسیر، او با چالشهایی روبرو میشود که پیوند میان خانواده را محکمتر میکند. این داستان درباره عشق، مسئولیتپذیری و همراهی است.