خلاصه داستان: دین جارین، ماندالوریِنی که زمانی یک شکارچی جایزهبگیر تنها بود، اکنون به همراه شاگردش، گروگو، راهی ماجراجویی تازه و هیجانانگیزی در دنیای جنگ ستارگان میشود. این دو همراه ناگزیر، در سفر خود با چهرههای آشنا و ناآشنا روبهرو میشوند و وفاداری، هویت و خانواده را در برابر خطرات کهکشان آزمایش میکنند. همانطور که گروگو به تواناییهای نیرو و پیوند خود با استادش ادامه میدهد، سایههای امپراتوری سقوطکرده نیز همچنان آنها را دنبال میکنند.
خلاصه داستان: زنی جوان به مردی کلاهبردار و خوشزبان که در حال فرار است ملحق میشود. آنها در سفری پر از جرم، هیجان و عشق، در سراسر جنوبشرقی آمریکا پیش میروند؛ در حالی که در جستوجوی مادرِ سالها دورافتادهٔ زن هستند و در مسیر خود ردپایی از خلافکاری و احساسات پرشور بر جای میگذارند.
خلاصه داستان: در عملیاتی غیرقابلپیشبینی، چونگسیک، همسر سابق، و مینسوک، همسر فعلی، بهطور غیرمنتظرهای با یکدیگر متحد میشوند تا همسرشان را که توسط یک سازمان جنایتکار ربوده شده است، نجات دهند. این دو مرد که رقیبهای عاطفی یکدیگرند، حالا باید اختلافات خود را کنار بگذارند و با تکیه بر تواناییهای مکملشان، وارد یک ماجراجویی پرخطر شوند. آنها در مسیر نجات، با موقعیتهای طنز و تعلیقآمیزی روبهرو میشوند که نهتنها جانشان را تهدید میکند، بلکه رابطهشان را نیز دگرگون میسازد. این فیلم ترکیبی از اکشن، جنایی و کمدی است و تلاش میکند با موقعیتهای ناهماهنگ، لحظات خندهداری خلق کند.
خلاصه داستان: پس از مرگ همسرش در یک سانحه رانندگی، رامونا (استلا کاهیها) با دو فرزندش در خانهای دورافتاده زندگی میکند و درگیر سوگ و مشکلات مالی است. روزی زنی مرموز با چهرهای نیمهپوشیده در حیاط خانه ظاهر میشود و با لحنی تهدیدآمیز جملهای درباره آینده مرگبارشان بر زبان میآورد. رامونا در ابتدا او را نادیده میگیرد، اما با تکرار حضور زن و نفوذ تدریجی او به خانه، درمییابد که این موجود با گذشتهای پنهان و نیرویی فراطبیعی مرتبط است. او برای محافظت از فرزندانش باید حقیقت را کشف کند و در مرز میان خیال، ذهن آسیبدیده و واقعیت تلخ، انتخابی مرگبار انجام دهد. دلهره و تعلیق در طول داستان تشدید میشود و رامونا در تلاش است تا با شناخت هویت واقعی زن، راز وحشتآفرین او را بگشاید.
خلاصه داستان: فیلم زیبا صدایم کن، داستان خسرو است که مدت زیادی در آسایشگاه روانی به اجبار بستری است و تمام این سالها به دخترش، زیبا فکر میکرده است. حالا که روز تولد شانزده سالگی زیبا نزدیک است، نمیخواهد از آن به سادگی بگذرد. او تلاش میکند با وجود محدودیتها و موانع، راهی برای ارتباط با دخترش پیدا کند و در این مسیر با چالشهایی روبهرو میشود که مرز میان واقعیت و خیال را کمرنگ میکند. این فیلم با نگاهی انسانی و احساسی، به رابطه پدر و دختری، مفهوم آزادی و تلاش برای جبران گذشته میپردازد.
خلاصه داستان: سیما ثروتی، بازیگر سرشناس سینما، زندگی موفقی را با همسرش میگذراند اما در اعماق وجودش به او بدبین است و باور دارد ریشه تمام بدبختیهای زندگی زنان به مردها بازمیگردد. او که مدام درگیر سوءظن و افکار منفی درباره همسرش است، روزی در یک لحظه غیرمنتظره و باورنکردنی با اتفاقی روبهرو میشود که تمام پیشفرضهای ذهنیاش را به چالش میکشد و او را در موقعیتی تازه قرار میدهد. این اتفاق، مسیر زندگی سیما را به کلی دگرگون میسازد و او را با حقایقی از گذشته، رابطه و خودش روبهرو میکند که هرگز تصورش را نمیکرد. کج پیله روایتی است از نگاه دگرگونشده یک زن به روابط انسانی و درک تازهای که از زندگی به دست میآورد.