خلاصه داستان: آکیرا تندو، مردی ۲۴ ساله، در آپارتمانی شبیه به یک زبالهدان روزهای یکنواخت و خستهکنندهای را میگذراند. ترسهای درونی او نیز باعث شدهاند از منطقه امن زندگیاش بیرون نیاید. اما یک ظهر، با ورود زامبیها و حمله آنها به شهر، شرایط کاملاً تغییر میکند. در حالی که بیشتر مردم به دنبال راه فرار هستند، آکیرا تصمیم میگیرد بماند و از فرصتی که پیش آمده برای تجربه کردن خواستههایش استفاده کند. این انتخاب، آغاز ماجراهایی متفاوت، پرتحرک و طنزآمیز برای اوست.
خلاصه داستان: داستان سریال سیندوالیتی نووار در سال ۲۲۲۲ میگذرد؛ زمانی که حدود یک قرن پیش، بارانی عجیب و سمی نیمی از بشریت را از بین برده است. باران اسیدی، موجوداتی خطرناک به وجود آورده که از انسانها تغذیه میکنند و بازماندگان را به فرار واداشتهاند. انسانها پس از تلاشهای فراوان، شهری زیرزمینی به نام آماسیا میسازند؛ شهری با ظاهری آیندهمحور که قرار است پناهگاه امن آنها باشد. با ورود هوش مصنوعی مرموزی به نام Magus، مسیر زندگی ساکنان این شهر با پرسشها و موقعیتهای تازهای روبهرو میشود.
خلاصه داستان: سریال انیمهای دورهمی تاریک درباره کیتارو گنتوگا است؛ جوانی که با وجود تنفر از ارواح، استعدادی پنهان دارد و همین توانایی باعث میشود ارواح به سمت او جذب شوند. این اتفاق در دو سال گذشته زخمی روحی در او ایجاد کرده و باعث شده از خانه بیرون نرود. دوست قدیمی کیتارو برای کمک به او وارد عمل میشود و با پیشنهاد یک کار پارهوقت آموزشی، تلاش میکند او را دوباره به جامعه نزدیک کند. این مسیر، آغاز رویارویی کیتارو با فضایی ترسناک و رازآلود است.
خلاصه داستان: داستان سریال مارپیچ در شهری حاشیهای میگذرد؛ جایی که نقشونگارهای مارپیچ، آرامآرام همهجا را دربرمیگیرند و با رخدادهایی ماورایی پیوند پیدا میکنند. ساکنان شهر در برابر این نشانه عجیب واکنشهای متفاوتی نشان میدهند، اما این تغییرات بهتدریج زندگی و ذهن آنها را تحت تأثیر قرار میدهد. شخصیتهای اصلی تلاش میکنند دلیل این اتفاقها را پیدا کنند، در حالی که ترس، جنون و رازهای شهر هر لحظه گستردهتر میشوند. روایت، گره اصلی خود را آشکار نمیکند و فضای ناآرامش را مرحلهبهمرحله میسازد.
خلاصه داستان: داستان سریال نینجا کامویی درباره جو هیگان، نینجایی سابق است که برای فرار از گذشته خونآلود خود، قبیله را ترک کرده و همراه خانوادهاش در آمریکا زندگی میکند. آرامش او زمانی از بین میرود که گروهی از قاتلان حرفهای برای انتقام گرفتن از او و مجازاتش به دلیل ترک قبیله و زیر پا گذاشتن مرام نینجایی، شبانه به خانوادهاش حمله میکنند. جو برای مقابله با این تهدید، دوباره نقاب نینجایی را بر چهره میگذارد و به کامویی تبدیل میشود تا مسیر انتقام خود را آغاز کند.
خلاصه داستان: میو سایموری در خانوادهای اشرافی و سرشناس به دنیا آمده؛ خانوادهای که اعضایش به داشتن تواناییهای ماورایی شهرت دارند. با این حال، میو هیچ استعدادی در این زمینه ندارد و زیر فشار و آزار مادرخواندهاش، زندگی سختی را میگذراند. وقتی به سن ازدواج میرسد، امید او برای رهایی به نامزدی تازه گره میخورد؛ اما نامزدش، کودو کیوکا، فرماندهای جدی و بیرحم است که نامزدهای قبلیاش خیلی زود ترکش کردهاند. میو ناچار میشود با این سرنوشت روبهرو شود.