خلاصه داستان: داستان فیلم کشتی زمینی در سال ۱۹۱۷ و در بحبوحه نبرد خونین پاسشندل (Passchendaele) روایت میشود. خدمه یک تانک بریتانیایی از نوع مارک چهارم (MK IV) مأمور میشوند تا در midst میدان نبرد پیشروی کرده و مواضع نیروهای آلمان را هدف قرار دهند. اما مسیر خطرناک و زمین گلآلود، آنها را با چالشی بزرگ روبهرو میکند: تانک در یک گودال عظیم ناشی از انفجار گلوله گرفتار میشود. حال این گروه از سربازان باید در شرایطی طاقتفرسا، بین بقای خود و انجام مأموریت یکی را انتخاب کنند. فیلم لحظهای از وحشت و فشار روانی جنگ را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم دو دیوانه در شهر داستانی عاشقانه را روایت میکند که در فضایی شهری در هند جریان دارد. عنوان فیلم به دو شخصیت اصلی اشاره دارد که هرکدام به نوعی «دیوانه» یا بیپروا توصیف میشوند. این دو در پیچوخم زندگی شهری با یکدیگر برخورد کرده و ارتباطی پرماجرا میانشان شکل میگیرد. اطلاعات دقیقی از گرههای داستانی یا پایانبندی در دسترس نیست، اما با توجه به ژانر عاشقانه و فضای هندی، احتمالاً ماجرا حول عشقی غیرمنتظره و چالشهایی که این دو شخصیت عجیب در شهر تجربه میکنند، میچرخد. فیلم مخاطبان بزرگسال را هدف گرفته و فضای آن تلفیق عشق و شوخطبعی در بافت شهری مدرن یا سنتی هند است.
خلاصه داستان: جما، مادری جوان که دخترش را در همان خانهای بزرگ میکند که خودش در آن بزرگ شده، به تدریج متوجه توانایی خاصی میشود: او میتواند به «دنیای دورتر» سفر کند. در این دنیای مرموز و ترسناک، جما قدرت بازگرداندن موجودات زنده به دنیای واقعی را پیدا میکند. این کشف تازه، مرز بین دو جهان را در هم میشکند و او را با خطرها و موجودات ناشناختهای روبهرو میکند که پیامدهای آن برای خودش و دخترش میتواند غیرقابل پیشبینی باشد.
خلاصه داستان: «رقبای آمزایا کینگ» داستان مردی به نام آمزایا کینگ را روایت میکند که در یک شهر کوچک آمریکایی به زنبورداری مشغول است. او به واسطه عسل خاص و مرغوبی که تولید میکند، در منطقه شهرت دارد، اما این موفقیت دشمنانی نیز برایش به همراه داشته است. رقبایی که قصد دارند تجارت او را تصاحب کنند و از روشهای زیرکانه و گاه خطرناک برای رسیدن به هدف خود استفاده میکنند. آمزایا که شخصیتی خاکی و باهوش دارد، باید در میان فریبها، خیانتها و چالشهای حقوقی و شخصی راه خود را پیدا کند. در این مسیر، او با افرادی جدید آشنا میشود و متحدان قدیمیاش نیز پا به میدان میگذارند. داستان با فضایی پرتعلیق و طنز گاهوبیگار، تلاش آمزایا را برای حفظ میراثش به تصویر میکشد و نشان میدهد که گاهی آرامش یک زنبوردار میتواند به جنگی تمامعیار تبدیل شود.
خلاصه داستان: در تلاش ناامیدانه برای بازپسگیری حرفهاش، «سامانتا لیک» بازیگر محبوب سابق، جذب دنیای پرزرقوبرق «زویی شانون» — غول دنیای سلامتی — میشود؛ اما خیلی زود حقیقتی هولناک را زیر این ظاهر بینقص کشف میکند.
خلاصه داستان: در جامعهای که زنان سالهاست قدرت را در دست دارند و ساختارهای اجتماعی بر پایه برابری زنانه شکل گرفته، یک مرد سرسخت و مردسالار ناگهان به این دنیای جدید منتقل میشود. او که باورهای کهنه و نگاه سنتی به نقش جنسیت دارد، با چالشهای فراوانی روبهرو میشود و سعی میکند خود را با قوانین و فرهنگ متفاوت این جامعه وفق دهد. اما بزرگترین بحران او وقتی رخ میدهد که با نسخهای زنانه و قدرتمند از خودش روبهرو میشود؛ زنی که تمام ویژگیهایی را که او تحقیر میکرد، در بالاترین سطح به نمایش میگذارد. این برخورد، او را وادار میکند تا در باورهایش تجدیدنظر کند. داستان با ترکیبی از موقعیتهای طنز و لحظههای تأملبرانگیز، به واکاوی کلیشههای جنسیتی و مفهوم قدرت میپردازد و تلاش میکند پرسشهایی درباره هویت و پذیرش تفاوتها مطرح کند.