خلاصه داستان: داستان فیلم پنج هم خون درباره چهار کهنهسرباز آفریقاییتبار آمریکایی به نامهای پل (دلروی لیندو)، ادی (نورمن لوئیس)، ملویل (کلارک پیترز) و اوتس (آیزیا ویتلک جونیور) است که پس از سالها از جنگ ویتنام، به این کشور بازمیگردند. آنها در جستجوی بقایای جسد رهبر گروه خود، نورمن (چادویک بوزمن)، و همچنین یک گنجینه طلای مخفی هستند که در زمان جنگ پنهان کرده بودند. این سفر پرمخاطره نه تنها با خطرات فیزیکی مانند مینهای باقیمانده و گروههای مسلح همراه است، بلکه خاطرات تلخ جنگ، نژادپرستی و زخمهای روحی را نیز دوباره زنده میکند. فیلم با فلاشبکهای متعدد، گذشته و حال را در هم میآمیزد و تصویری چندلایه از برادری، خیانت و تأثیرات ماندگار جنگ ارائه میدهد.
خلاصه داستان: در دنیایی که ابرقهرمانان و ابرشروران واقعیت دارند، زندانی به نام «لوبو» به دلیل قدرتهای خطرناکش در یکی از امنترین زندانهای فوقامنیتی جهان به نام «تدابیر اصلاحی» زندانی است. این زندان محل حبس خطرناکترین مجرمان با تواناییهای فرابشری است. زمانی که یک اختلال مرگبار در سیستم امنیتی زندان رخ میدهد، هرجومرج سراسر زندان را فرا میگیرد. زندانیان و نگهبانان برای بقا وارد نبردی مرگبار میشوند و لوبو باید تصمیم بگیرد که در این آشوب در کنار کدام طرف بایستد.
خلاصه داستان: جیک و پدرش در جنگلی دورافتاده زندگی میکنند. پدر به جیک گفته که آنها تنها بازماندگان جنگ جهانی سوم هستند. اما با حمله گروهی از شکارچیان به کلبهشان، جیک متوجه میشود که حقیقت بسیار تلختر از آن چیزی است که پدرش به او گفته است. او باید میان باورهایش و واقعیت یکی را انتخاب کند.
خلاصه داستان: دو مرد در دل بیابانهای خشک و سوزان استرالیا، طی یک سفر پرماجرا، بزرگترین قطعه طلای کشفشده در تاریخ را پیدا میکنند. اما این کشف عظیم بهجای خوشحالی، آنها را در موقعیتی خطرناک و مرگبار قرار میدهد. آنها برای بیرون آوردن طلا از دل زمین، باید با طمع، بیاعتمادی و شرایط سخت محیطی دستوپنجه نرم کنند. هر یک از آنها نقشهای در سر دارد و مرز بین دوستی و دشمنی کمرنگ میشود. در این میان، یک غریبه مرموز وارد ماجرا میشود و همه چیز را پیچیدهتر میکند. فیلم طلا داستانی پرتنش از حرص، بقا و عواقب ناگوار ثروت ناگهانی است که تماشاگر را تا پایان درگیر نگه میدارد.
خلاصه داستان: دو زوج از شهری کوچک پس از کشف یک جعبه مرموز که مدتها پیش مدفون شده بود، خود را درگیر یک بازی مرگ به دست یک باند شرور مییابند. این جعبه که رازهای تاریکی را در خود پنهان کرده، آنها را به سفری پر از خشونت و فریب میکشاند. در این میان، هر یک از شخصیتها باید با گذشته خود روبرو شوند و برای بقا تصمیمهای دشواری بگیرند. داستان با پیچشهای غیرمنتظره، مرز بین خیر و شر را محو میکند و مخاطب را تا پایان در تعلیق نگه میدارد.
خلاصه داستان: سال ۱۹۵۸. مایکل کورلئونه (آل پاچینو) در اوج قدرت، امپراتوری خانواده را در لیک تاهو و هاوانا گسترش میدهد، اما با خیانت نزدیکان و تحقیقات سناتورها روبهرو میشود. در موازات آن، زندگی ویتو کورلئونه جوان (رابرت دنیرو) روایت میشود: از قتل خانوادهاش در سیسیل تا مهاجرت به نیویورک و پایهگذاری قدرت در محلههای فقیرنشین. این دو خط داستانی، ریشههای خشونت و وفاداری را در تاریخ یک خانواده مافیایی به تصویر میکشند.