خلاصه داستان: یک باربر تازهکار وارد رابطهای غیرمنتظره با کوچکترین دخترِ خانوادهای سرشناس در انگلستان میشود. همزمان، تنشها و رقابتها در خاندان داونپورت بالا میگیرد؛ خانوادهای که تحت هدایت لرد و لیدی داونپورت، درگیر پیامدهای شکست فاجعهبار مراسم ازدواج دختر ارشدشان با پسرعموی بیملاحظه و ناپسند او هستند.
خلاصه داستان: کریس و سلینا، دو محقق پدیدههای ماورایی، بههمراه فیلمبردارشان جی، به خانهای متروکه در اعماق جنگل هدایت میشوند. جایی که خیلی زود با نیرویی روبهرو میشوند که هیچ شباهتی به تجربههای قبلیشان ندارد.
خلاصه داستان: در شب کریسمس، بیلی کوچک شاهد قتل وحشیانه پدر و مادرش توسط مردی است که لباس بابانوئل به تن دارد. این حادثه هولناک، زخمی عمیق بر روان او مینشاند و او را به فردی آشفته و خشمگین تبدیل میکند. سالها بعد، بیلی که در یک پرورشگاه بزرگ شده، در یک فروشگاه اسباببازیفروشی مشغول به کار میشود. با نزدیک شدن کریسمس و اجبار به پوشیدن لباس بابانوئل، خاطرات دردناک او بیدار میشوند و او به یک قاتل زنجیرهای بیرحم تبدیل میگردد که در شبهای کریسمس به وحشتافکنی میپردازد. فیلم «شب خاموش، شب مرگبار» با فضاسازی تاریک و تعلیقآمیز، به بررسی آسیبهای روحی و روانی و تأثیر ترومای کودکی بر شخصیت انسان میپردازد و یکی از آثار بحثبرانگیز ژانر اسلشر در دهه هشتاد میلادی به شمار میرود.
خلاصه داستان: جیمی لانگ، فیلمسازی بیکار، پس از دریافت یک رشته اخبار ناگوار، در اقدامی ناامیدانه ادعا میکند که توسط موجودات فضایی ربوده شده است. او که از بازگشت احتمالی آنها هراس دارد، با دوست قدیمیاش استیگز تماس میگیرد تا برای رویارویی با این تهدید تخیلی آماده شود. این دو در حالی که سعی میکنند خود را برای یک جنگ احتمالی آماده کنند، با موقعیتهای عجیب و طنزآمیز مواجه میشوند و مرز میان واقعیت و توهم برایشان محو میگردد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۷۷، مارسلو، معلم فناوری، همزمان با کارناوال از سائو پائولو به رسیفی نقل مکان میکند تا از گذشتهٔ خشونتبارش فرار کند و زندگی تازهای را آغاز کند. اما شهر را غرق در آشوب مییابد و همسایههایش کمکم شروع به زیر نظر گرفتن او میکنند.
خلاصه داستان: آرورا، دختری دهساله، از همسایهای که گمان میکند آدمکش است میخواهد هیولایی را که به باور او تمام خانوادهاش را خورده، از بین ببرد. همسایه که خود درگیر گذشتهای تاریک است، در ابتدا این درخواست را هذیان کودکانه میپندارد، اما با ناپدید شدنهای مرموز در محله، بهتدریج به واقعیت ماجرا پی میبرد. او برای محافظت از آرورا باید با قاتلان واقعی و همچنین هیولاهای درون ذهنش بجنگد و بپذیرد که برخی از هیولاها تنها در تخیل وجود ندارند.