خلاصه داستان: میلی کالووی، زن جوانی که در تلاش برای فرار از گذشتهای تاریک است، به عنوان خدمتکار خانه در عمارت مجلل خانواده وینچستر مشغول به کار میشود. نینا و اندرو وینچستر، زوجی ثروتمند و ظاهراً بینقص، به او شغلی رویایی و خانهای امن پیشنهاد میکنند. اما خیلی زود، رازهایی که در این خانه پنهان شده بود، یکی پس از دیگری آشکار میشوند. میلی در میان بازی خطرناک قدرت، رسوایی و فریب گرفتار میشود و در مییابد که این خانواده ظاهراً بیعیب، رازهای شومتری از گذشته خود او دارند. او باید برای نجات جان خود و کشف حقیقت، با هوشیاری تمام وارد این بازی پیچیده شود، غافل از اینکه هر قدم او را به پرتگاه نزدیکتر میکند.
خلاصه داستان: در قرن پانزدهم، شاهزادهای پس از مرگ همسرش، خدا را انکار میکند و به نفرینی ابدی دچار میشود: او به دراکولا، خونآشامی جاودانه تبدیل میگردد. او محکوم است قرنها سرگردان بماند، با سرنوشت و مرگ بجنگد و تنها با امیدِ دوباره پیوستن به عشق ازدسترفتهاش زنده بماند. این روایت عاشقانه و تاریک، تلاشی است برای بازتعریف اسطورهای کلاسیک با نگاهی نو و احساسی.
خلاصه داستان: در ۹ آوریل ۱۹۴۰، سرهنگ مسن نروژی، بیرگر اریکسن، فرماندهی دژ اسکارسبورگ را بر عهده دارد؛ استحکاماتی که بر تنگه دریایی منتهی به اسلو مسلط است و مسیر هر کشتی مهاجمی را به پایتخت کنترل میکند. در حالی که نیروهای آلمانی با غافلگیری به نروژ حمله میکنند و دفاع کشور به سرعت فرو میپاشد، اریکسن با یک تصمیم سرنوشتساز روبهرو میشود: آیا باید طبق دستور عمل کند و اجازه عبور دهد یا با نافرمانی از فرماندهی، از آخرین خط دفاعی در برابر ناوگان مهاجم محافظت کند. او با وجود تجهیزات قدیمی و نیروهای اندک، دستور شلیک به کشتی جنگی آلمانی را صادر میکند؛ اقدامی که میتواند مسیر جنگ را تغییر دهد. این فیلم روایتی دراماتیک از شجاعت، زیر پا گذاشتن مقررات و میهنپرستی در یکی از بحرانیترین لحظات تاریخ معاصر نروژ ارائه میدهد.
خلاصه داستان: رینا زنی جوان است که پس از چند سقطهای مکرر، با پدیدهای فراطبیعی و ترسناک روبهرو میشود. موجودی شبحگونه و پیرمردمانند به نام «گتیه ایرنگ» که در باورهای محلی به موجودی شیطانی و نفرینشده معروف است، به نظر میرسد نسلهای پیاپی خانواده او را هدف گرفته است. رینا برای یافتن ریشه این نفرین و نجات خود و خانوادهاش، وارد سفری تاریک و پر از راز میشود. او در این مسیر با حقایقی درباره گذشته خانوادهاش روبهرو میشود که نهتنها هویت او را به چالش میکشد، بلکه مرز میان واقعیت و توهم را برایش مبهم میسازد. هرچه رینا به حقیقت نزدیکتر میشود، خطر بیشتری او را تهدید میکند. فیلم خون سیاه روایتی است از تقابل انسان با نیروهای ماورایی و تلاش برای شکستن یک چرخه وحشت که نسلها ادامه یافته است.
خلاصه داستان: وقتی یک قارچ بسیار خطرناک از یک آزمایشگاه محرمانه فرار میکند، یک مأمور سابق مبارزه با بیوتروریسم دوباره به میدان فراخوانده میشود. او همراه با دو کارمند جوان باید با تهدیدی نامرئی و خارج از کنترل روبهرو شود.