خلاصه داستان: در بحبوحه جنگ جهانی دوم، پنج کودک به نامهای سیریل، آنتونیا، رابرت، جین و هیلاری برای در امان ماندن از بمباران لندن به خانهای روستایی در حومه شهر فرستاده میشوند. در آنجا با موجودی عجیب و باستانی به نام «شنی» آشنا میشوند که توانایی برآورده کردن آرزوها را دارد. شنی که شبیه موجودی پشمالو با چشمانی درشت است، به آنها هشدار میدهد که هر آرزو تا غروب خورشید دوام دارد و ممکن است عواقب غیرمنتظرهای داشته باشد. کودکان که از این قدرت شگفتانگیز هیجانزده شدهاند، آرزوهای مختلفی میکنند؛ از ثروت و زیبایی گرفته تا قدرت و ماجراجویی. اما هر بار، آرزوهایشان به نتایجی خندهدار و گاه خطرناک منجر میشود و آنها را در موقعیتهای دشواری قرار میدهد. در این میان، آنها باید یاد بگیرند که خوشبختی واقعی در چیزهای ساده و ارزشهای خانوادگی نهفته است.
خلاصه داستان: دین نوجوان مصمم در آرزوی برقراری ارتباط با بهترین دوست کودکی خود است که با اژدهایی که آرزو می کند ملاقات می کند و جادوی امکانات را به او نشان می دهد.
خلاصه داستان: داستان فیلم بازگشت به آینده درباره مارتی مکفلای، نوجوانی است که به طور تصادفی با ماشین زمان ساخته شده توسط دوست دانشمندش دکتر امت براون به سال ۱۹۵۵ سفر میکند. او در گذشته با والدین خود در دوران دبیرستان ملاقات میکند و ناخواسته باعث میشود که مادرش به جای پدرش عاشق او شود. مارتی باید با کمک دکتر براون جوان، رابطه والدینش را اصلاح کند و راهی برای بازگشت به سال ۱۹۸۵ بیابد. این سفر پر از ماجراهای خندهدار و لحظات هیجانانگیز است.
خلاصه داستان: فیلم بل باتم داستان یک مامور مخفی هندی به نام بل باتم را روایت میکند که در دهه ۱۹۸۰ میلادی ماموریتی خطرناک برای نجات مسافران هواپیماربایی شده را بر عهده میگیرد. پس از ربوده شدن یک هواپیما و فرود آن در امریتسار، که هفتمین حادثه هواپیماربایی در پنج سال گذشته محسوب میشود، دولت هند تصمیم میگیرد از این مامور مخفی برای مقابله با تروریستها استفاده کند. بل باتم با استفاده از هوش و مهارتهای رزمی خود وارد یک عملیات پیچیده میشود و تلاش میکند گروگانها را نجات دهد. این فیلم با الهام از رویدادهای واقعی ساخته شده و فضایی پر از تعلیق و هیجان را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: روبی کوچولو داستان زندگی یک ولاگر و تولیدکننده محتوای اینترنتی به نام جو و همسرش اسپنسر را روایت میکند که با بچهدار شدن زندگیشان دگرگون میشود. جو پس از به دنیا آمدن دخترش روبی، با چالشهای غیرمنتظرهای روبهرو میشود و به تدریج متوجه میشود که همه چیز آن طور که به نظر میرسد نیست. این فیلم به بررسی عمیق اضطرابهای پس از زایمان و فشارهای روانی مادرانگی میپردازد.
خلاصه داستان: در حالی که ژاپن درگیر بارانهای بیوقفه و غیرعادی است، هوداکا موریشیما، نوجوانی که از خانه فرار کرده، به توکیو میرسد. او در تلاش برای بقا، با هینا آمانو، دختری که توانایی خارقالعادهای در کنترل آبوهوا دارد، آشنا میشود. هینا میتواند با دعا کردن، آسمان را برای مدت کوتاهی صاف کند. این دو با همکاری یکدیگر، سرویس «صافکردن آسمان» را راهاندازی میکنند و برای مشتریان خود هوای آفتابی به ارمغان میآورند. اما این توانایی بهایی سنگین دارد و هینا بهتدریج ناپدید میشود. هوداکا برای نجات او دست به هر کاری میزند و در این مسیر با مفاهیم عشق، فداکاری و انتخاب میان خوشبختی فردی و نظم طبیعی روبرو میشود. داستان با پیچشهای احساسی و بصری خیرهکننده، مرز میان واقعیت و افسانه را محو میکند.