خلاصه داستان: «روزی روزگاری در غرب» داستان جیل مکبین، بیوهای است که به همراه همسرش مزرعهای را در منطقهای دورافتاده خریده تا از آنجا راهآهن عبور کند. اما مرد مرموزی به نام «هارمونیکا» که همیشه ساز دهنی به دست دارد، به دنبال انتقام از مردی به نام فرانک است؛ قاتلی که برای غول راهآهن، مورتون، کار میکند و در ازای پول، آدم میکشد. جیل که شوهر و فرزندانش را در یک درگیری از دست داده، تنها میماند و برای حفظ مزرعه و آیندهاش به کمک نیاز دارد. هارمونیکا که گذشتهای تلخ با فرانک دارد، به جیل پیشنهاد کمک میدهد، اما در عوض چیزی میخواهد که جیل نمیفهمد. در همین حال، فرانک نیز به دنبال نقشهای است تا مزرعه را تصاحب کند. این سه نفر در یک مثلث مرگ و طمع گرفتار میشوند و سرنوشت همه در سایه راهآهن و غرب وحشی رقم میخورد.
خلاصه داستان: در جریان یک سرقت از فروشگاه جواهرات، یک بچه کانگورو به نام جوی به طور اتفاقی ربوده میشود و برای نخستین بار از مادرش جدا میافتد. او که در جعبهای پنهان شده، به دست دو نوجوان به نامهای الا و برادرش میافتد. الا که پسری را در کانگورو میبیند، تصمیم میگیرد او را پنهان کند و در قالب یک سگ بزرگ به خانوادهاش معرفی کند. اما مخفی نگه داشتن یک کانگوروی شیطان و باهوش کار سادهای نیست. در همین حال، دزدانی که به دنبال جواهرات دزدیدهشده هستند، رد جوی را میگیرند و ماجراهای بامزه و پرتعقیب و گریزی آغاز میشود. الا در این مسیر با جوی دوستی عمیقی برقرار میکند و یاد میگیرد که مسئولیتپذیری و مهربانی چه معنایی دارد. فیلم جوی و الا یک ماجراجویی خانوادگی پر از لحظات شیرین و خندهدار است که برای تماشای گروهی و کودکان بالای شش سال مناسب به نظر میرسد.
خلاصه داستان: در دنیای حشرات، کارآگاه سان، یک عنکبوت باهوش، پس از سالها تعقیب و گریز سرانجام دشمن دیرینه خود، ملخ شرور را به دام میاندازد. او که خسته از ماجراهای پرمخاطره است، تصمیم میگیرد برای استراحت به سان فرانسیسکو سفر کند. اما در میانه پرواز با هواپیمای آبی، یک قتل اسرارآمیز رخ میدهد و سان ناگزیر وارد تحقیقاتی پیچیده میشود. او به زودی درمییابد که این ماجرا فقط یک جنایت ساده نیست؛ بلکه توطئهای خطرناک برای نابودی همزمان دنیای حشرات و انسانها در جریان است. کارآگاه سان باید با همکاری مسافران غیرمنتظره، راز این توطئه را فاش کند و جلوی فاجعهای بزرگ را بگیرد. این سفر تفریحی به یکی از چالشبرانگیزترین پروندههای زندگی او تبدیل میشود.
خلاصه داستان: «مینا» بازیگر جوان تئاتر است که به دستور یک مرد ناشناس ربوده میشود. «راجن»، پسر جوانی از خانوادهای اشرافی، با شنیدن صدای کمکخواهی مینا به نجاتش میشتابد و میان آن دو علاقهای عمیق شکل میگیرد. اما پدر راجن که با پیوند پسرش با یک بازیگر زن مخالف است، تلاش میکند مانع این ازدواج شود. در این میان، ماجراهای عاشقانه و چالشهای خانوادگی، مسیر زندگی آنها را دستخوش تغییر میکند.
خلاصه داستان: هنگامی که موجودات فضایی به زمین حمله میکنند و ابرقهرمانان بزرگ سیاره را ربودهاند، فرزندان جوان آنها که تازه قدرتهای خود را کشف کردهاند، باید دست به دست هم بدهند تا والدین خود را نجات دهند. میسی مورنو، دختر قهرمان مشهور مارکوس مورنو، در این میان رهبری گروهی از بچههای عجیب و غریب را بر عهده میگیرد؛ هر یک از آنها قدرتهای منحصربهفردی دارند اما هنوز نمیدانند چگونه آنها را مهار کنند. آنها با کمک مأمور دولتی و یک مربی مرموز، باید یاد بگیرند که تیمسازی و اعتماد به یکدیگر چقدر اهمیت دارد. در حالی که زمان رو به اتمام است و تهدید بیگانه جدیتر میشود، این گروه از قهرمانان کوچک با چالشهایی مواجه میشوند که شجاعت و دوستی آنها را آزمایش میکند. فیلم میتوانیم قهرمان باشیم داستانی درباره مسئولیتپذیری و رشد شخصیتها ارائه میدهد.
خلاصه داستان: اسکوبی دوو و گروه اسکوبی، در سفری جادهای با ون معروف خود «راز ماشین»، در حوالی ناکجاآباد کانزاس با یک موجود عجیب و فرازمینی روبهرو میشوند. این برخورد مرموز، آنها را به سمت خانهای متروکه و کشتزاری در دل دشتهای بیپایان میکشاند؛ جایی که با سگی ترسو اما وفادار به نام «شجاع» (کریج) و صاحبانش، موریل و یوستس، آشنا میشوند. شجاع که همیشه در برابر وحشتهای فراطبیعی میلرزد، این بار باید با گروه اسکوبی همتیمی شود. آنها در حالی که با موجودات فضایی، هیولاهای مرموز و اتفاقاتی عجیب روبهرو میشوند، تلاش میکنند تا راز این ماجرای فرازمینی را کشف کنند. در این میان، دو گروه با سبکهای متفاوت در حل معما، یاد میگیرند که با یکدیگر همکاری کنند و در نهایت متوجه میشوند که شجاعت واقعی، در ترسیدن و ادامه دادن است.