خلاصه داستان: کاتاک نهنگی جوان است که برخلاف دوستانش هنوز کوچک و خاکستری مانده و به رنگ سفید درنیامده است. او برای اینکه ثابت کند بزرگ شده و همچنین آخرین آرزوی مادربزرگ عزیزش را برآورده کند، سفری دشوار و خطرناک به سوی شمال آغاز میکند. این سفر، کاتاک را با موقعیتهایی تازه و چالشهایی روبهرو میسازد و به او فرصت میدهد تواناییها و شجاعت خود را بهتر بشناسد. در طول مسیر، ماجراجویی او در میان فضای دریایی و شخصیتهای گوناگون شکل میگیرد؛ روایتی خانوادگی که بر رشد، امید و پذیرفتن تفاوتها تمرکز دارد.
خلاصه داستان: کراش و ادی، دو برادر پوسوم، برای پیدا کردن مکانی مناسب برای خودشان راهی سفری تازه میشوند. جستوجوی آنها به دنیای گمشده میرسد؛ جایی ناشناخته که خیلی زود در آن گرفتار میشوند. در این موقعیت، باک وایلد به کمکشان میآید و آنها را از خطر نجات میدهد. پس از این اتفاق، کراش، ادی و باک تصمیم میگیرند برای محافظت از دنیای گمشده وارد مأموریتی مشترک شوند. دایناسورها بر این سرزمین سلطه دارند و قهرمانان داستان باید با همکاری، شجاعت و تکیه بر تواناییهای خود راهی برای مقابله با این تهدید پیدا کنند.
خلاصه داستان: کویین، فوک دریایی شجاع و پرانرژی، از وضعیت قلمرو دریایی خود راضی نیست. کوسههای بیرحم با دندانهای تیز، فضای زندگی دیگر جانوران را تهدید میکنند و فکها برای مقابله با آنها به نیرویی منسجم نیاز دارند. کویین تصمیم میگیرد گروهی از فوکهای شرور و متفاوت را گرد هم بیاورد و از آنها یک جوخه بسازد. این گروه در مسیر آماده شدن برای نبرد، با موقعیتهای خندهدار، اختلافهای درونی و چالشهای ماجراجویانه روبهرو میشود. هدف آنها روشن است: ایستادگی در برابر کوسهها و پس گرفتن قلمرو دریایی؛ اما رسیدن به این هدف، به همکاری و شجاعت همه اعضای گروه نیاز دارد.
خلاصه داستان: در فیلم آواز ۲، باستر مون و دوستانش پس از تجربههای قبلی، برای اجرای نمایشی تازه در سالن تئاتر کریستال آماده میشوند. آنها میخواهند این بار برنامهای بزرگتر و متفاوتتر روی صحنه ببرند، اما برای کامل شدن گروه به حضور کلی کالووی نیاز دارند؛ ستاره مشهور راکی که مدتهاست گوشهگیری را انتخاب کرده است. اعضای گروه تلاش میکنند او را از انزوا بیرون بیاورند و دوباره با موسیقی و صحنه پیوند دهند. این مسیر، آنها را با چالشهایی روبهرو میکند که دوستی، پشتکار و اعتماد به تواناییهای فردی را محک میزند.
خلاصه داستان: فرانکلین پس از جابهجاییهای فراوان، به محلهای تازه میآید و تلاش میکند به گروه بادومزمینیها ملحق شود. پدر او در ارتش بوده و سفرهای خانوادگی باعث شده دوست پیدا کردن در محیطهای جدید برایش آسان نباشد. با این حال، فرانکلین کتابی از پدربزرگش دارد که در آن پندهایی برای ارتباط با دیگران نوشته شده است. او با امید به کمک این راهنما، نقشههایی برای نزدیک شدن به گروه اجرا میکند؛ اما وقتی برنامههایش نتیجه نمیدهند، دلسرد میشود. آشنایی او با چارلی براون، مسیر تازهای برای شناختن دوستی و پیدا کردن جایگاهش در جمع باز میکند.
خلاصه داستان: در فیلم سونیک خارپشت 2، دکتر روباتنیک شیطانصفت همراه با دستیارش ناکلز به زمین میآید تا زمردی قدرتمند را پیدا کند. سونیک که با تهدیدی تازه روبهرو شده است، با متحد جدیدی به نام تیلز همراه میشود و سفری پرماجرا را آغاز میکند. هدف آنها پیدا کردن زمرد پیش از آن است که به دست افراد نادرست بیفتد. این مسیر، سونیک و تیلز را در موقعیتهای اکشن، کمدی و هیجانانگیزی قرار میدهد و رابطه میان دو همراه تازه را در مرکز ماجرا نگه میدارد، بدون آنکه پایان داستان را آشکار کند.