خلاصه داستان: در فیلم اسمورفها، آرامش دهکده زمانی از بین میرود که پاپا اسمورف به دست دو جادوگر شیطانی، رازامل و گارگامل، گرفتار میشود. اسمورفت رهبری گروهی از اسمورفها را بر عهده میگیرد و آنها را برای نجات پاپا اسمورف به دنیای واقعی میبرد. این سفر، آنها را با دوستانی تازه و موقعیتهایی ناآشنا روبهرو میکند. اسمورفها در مسیر خود باید سرنخهایی را دنبال کنند و بفهمند چه چیزی میتواند سرنوشتشان را برای نجات جهان تعیین کند. داستان با ترکیب ماجراجویی، خیالپردازی و لحظههای کمدی، گروه را در برابر چالشی بزرگ قرار میدهد.
خلاصه داستان: دان، پسری تپل، به دلیل ظاهرش با لقب «جامبو» روبهرو میشود و آزار دیگران را تجربه میکند. در ادامه، او با مری، روحی متفاوت، آشنا میشود؛ مری برای پیوند دوباره با ارواح خانواده آشفتهاش به کمک نیاز دارد. این دیدار، مسیر تازهای را پیش روی دان میگذارد و آنها را وارد سفری میکند که در آن دوستی، همدلی و شجاعت اهمیت پیدا میکند. دان و مری در جریان این همراهی با موقعیتهایی فانتزی و ماجراجویانه روبهرو میشوند و هرکدام فرصتی برای شناخت بهتر خود و دیگری به دست میآورند. داستان بدون آشکار کردن سرانجام این سفر، بر شکلگیری رابطه میان این دو شخصیت تمرکز دارد.
خلاصه داستان: کایارا، دختر جوانی از قوم اینکا، رویایی بزرگ در سر دارد: پیوستن به گروه چاسکی، پیامرسانانی که در مسیرهای دشوار کوهستانی رفتوآمد میکنند. با این حال، چاسکی گروهی کاملاً مردانه است و سنتهای جامعه، جایگاهی برای حضور او در نظر نگرفتهاند. کایارا تصمیم میگیرد محدودیتهای پیش روی خود را نپذیرد و برای رسیدن به آرزویش، شجاعت و تواناییهایش را نشان دهد. این مسیر او را با چالشهایی روبهرو میکند که تنها به سفر و ماجراجویی مربوط نیستند؛ بلکه نگاه جامعه به نقش دختران و زنان را نیز به پرسش میکشند. داستان، بدون آشکار کردن گره اصلی، درباره پافشاری بر رویا و پیدا کردن جایگاه واقعی خویش است.
خلاصه داستان: ادا، موش کوچکی با رؤیایی بزرگ، تصمیم میگیرد در مسابقه بزرگ رانندگی اروپا شرکت کند. او برای ورود به این رقابت، لباس و پوشش راننده محبوبش را به تن میکند و خود را در میان شرکتکنندگان جای میدهد. مسیر مسابقه برای ادا ساده نیست؛ تلههای مختلف، موقعیتهای پیشبینینشده و چالشهای فراوان، مهارت و شجاعت او را محک میزنند. ادا در طول این ماجرا باید راهی برای عبور از موانع پیدا کند و خودش را به خط پایان برساند. این داستان پرتحرک، فضای رقابت را با شوخی و ماجراجویی خانوادگی همراه میکند و بدون آشکار کردن نتیجه نهایی، تماشاگر را تا پایان با خود پیش میبرد.
خلاصه داستان: گریگ هِفلی نوجوانی بیخیال و تنبل است که زیر فشار انتظارات پدرش قرار دارد. وقتی پدر او را تهدید میکند که به مدرسهٔ نظامی فرستاده خواهد شد، گریگ به جای آنکه رفتارش را کاملاً تغییر دهد، راه دیگری انتخاب میکند. او تصمیم میگیرد در یک نمایش استعدادها شرکت کند تا نشان دهد میتواند خودش باشد و مستقل عمل کند. این تصمیم، او را وارد مجموعهای از اشتباهات خندهدار و موقعیتهای بامزه میکند. گریگ در طول این مسیر تلاش دارد میان حفظ شخصیت واقعی خود و راضیکردن پدرش تعادل پیدا کند.
خلاصه داستان: الی همیشه آرزو داشته خانوادهای داشته باشد که او را دوست داشته باشند و در کنارش بمانند. وقتی جستوجوی خانواده به سفری غیرعادی گره میخورد، او سر از ماجرایی میآورد که با ارواح و قطاری مرموز ارتباط دارد. این مسیر برای الی فقط یک ماجراجویی ترسناک نیست؛ فرصتی است تا با دنیایی ناشناخته روبهرو شود و معنای خانواده را بهتر بشناسد. قطار ارواح، فضای فانتزی داستان را شکل میدهد و الی را در موقعیتی قرار میدهد که باید با شجاعت، کنجکاوی و امید پیش برود. جزئیات این سفر، گره اصلی داستان را تا پایان حفظ میکنند.