خلاصه داستان: در یکی از شهرهای ژاپن در دوره ادو، یک سامورایی بینام و سرگردان به نام «سانجورو» وارد شهری میشود که دو گروه تبهکار به رهبری اوسوگی و سِیبِی برای کنترل آن با یکدیگر میجنگند. او که از فساد و خشونت بیمعنا به تنگ آمده، تصمیم میگیرد با زیرکی و استفاده از مهارتهای رزمی خود، هر دو گروه را علیه یکدیگر بشوراند تا شهر را از شر آنها خلاص کند. سانجورو با بازی در نقش یک محافظ (یوجیمبو) برای هر دو طرف، نقشهای پیچیده میچیند و با استفاده از ضعفهای آنها، آنان را به نابودی میکشاند. اما در این مسیر با چالشهایی مانند خیانت، شکنجه و مرگ روبرو میشود و باید برای بقا و عدالت بجنگد.
خلاصه داستان: اسپانیا، قرن یازدهم. «رودریگو دیاس»، شوالیهای وطنپرست، در آرزوی اتحاد پادشاهیهای پراکنده اسپانیا برای مقابله با حملات قبایل مور (مسلمانان آفریقایی) است. او در آستانه ازدواج با «شیمنا»، دختر کنت گورما، است، اما در یک نزاع مرگبار، پدر شیمنا را میکشد. رودریگو به دلیل قتل، به تبعید محکوم میشود، اما در نبردهای بعدی، با شجاعت و مهارت خود، اعتبار از دست رفته را بازمییابد و به «ال سید» (آقا و سرور) ملقب میشود. او درگیر دسیسههای درباریان و نبرد با دشمنان مسیحی و مسلمان میشود و سرانجام با لشکری متحد، برای نبرد سرنوشتساز با مورها آماده میشود. داستان عاشقانه او با شیمنا، در پسزمینه جنگ و سیاست، همچنان ادامه دارد. او میکوشد تا با حفظ شرافت و ایمان، پلی میان مسیحیان و مسلمانان بسازد و سرنوشت اسپانیا را تغییر دهد.