خلاصه داستان: عاشور، صیاد سادهای در بندر مقام، پس از صید یک مروارید بزرگ، هدف طمع دلالان و سودجویان قرار میگیرد. درگیری میان او و آنها به قتل یکی از دلالان میانجامد و عاشور به همراه خانوادهاش مجبور به فرار میشود. دلالان با استخدام فردی خطرناک، او را تعقیب میکنند. اما اهالی روستا که از ظلم و ستم دلالان به ستوه آمدهاند، به یاری عاشور میشتابند و قیامی علیه باند سودجویان شکل میگیرد. این فیلم داستانی پرکشش از مبارزه مردم عادی علیه نابرابری و فساد را روایت میکند.
خلاصه داستان: عمادالملک صدری، فئودالی قدرتمند و بیرحم، با استفاده از نفوذ و زور، زمینهای حاصلخیز روستاییان را به نفع خود تصاحب میکند. کشاورزی به نام سید حسینینژاد که در برابر این ظلم سکوت نمیکند، راهی شهر میشود تا از مقامات مسئول دادخواهی کند. اما هر بار با تحقیر، تهدید و حبس مواجه میشود و هیچکس جرئت حمایت از او را ندارد. این فیلم روایتگر تلاش یک انسان عادی برای احقاق حق در برابر نظام اربابرعیتی است.
خلاصه داستان: در اوایل قرن نوزدهم، کمپانی هند شرقی بریتانیا برای تسلط بر بنادر تجاری هند، نقشهای شوم میچیند و مهاراجه یک ایالت را به قتل میرساند. «سانگا»، کشاورز بیگناهی که شاهد این توطئه است، به اتهام قتل مهاراجه دستگیر و زندانی میشود. او به همراه چند زندانی دیگر از زندان میگریزد و در میان کوهستانها پنهان میشود. همه گمان میکنند او مرده است، اما سانگا زنده میماند و با نام «کرانتی» (انقلاب) به مبارزه علیه ظلم و استعمار برمیخیزد. او با یاری روستاییان و افراد دیگر، ارتشی از آزادیخواهان تشکیل میدهد و در حالی که عشق و وفاداری را تجربه میکند، برای استقلال میهنش میجنگد. این فیلم حماسی، داستانی از شجاعت، فداکاری و عشق به میهن است.
خلاصه داستان: پنج دانشجو برای گذراندن تعطیلات به کلبهای متروکه در دل جنگل میروند. در زیرزمین کلبه، نوار صوتی و کتابی باستانی به نام «کتاب مردگان» پیدا میکنند. با پخش نوار، ارواح خبیثی آزاد میشوند و یکی از اعضای گروه را تسخیر میکنند. آنها بهتدریج تبدیل به موجوداتی وحشتناک میشوند و بازماندگان برای زنده ماندن باید با نیروهای شیطانی بجنگند. اش در تلاش است تا از کلبه فرار کند، اما راهها بسته شده و هر لحظه خطر بیشتری آنها را تهدید میکند. این درگیری نفسگیر تا سحرگاه ادامه دارد و تنها راه نجات، نابودی کامل نیروی شر است.