خلاصه داستان: داستان فیلم نمک حلال در سال ۱۹۸۲ به کارگردانی رکیش آمپراکاش مهرا روایتگر ماجرای «سانیال»، مردی ثروتمند است که در حملهای به همراه خدمتکار وفادارش کشته میشود. پیش از مرگ، این خدمتکار پسر ارباب خود یعنی «راجا» را به همسرش «سابیتری» میسپارد. سابیتری که خود صاحب پسری به نام «آرجون» است، از راجا حتی بیشتر از فرزند خود مراقبت میکند. اما پدربزرگ آرجون، او را از مادرش جدا کرده و از خانه دور میکند. اکنون سابیتری در برابر یک انتخاب دشوار قرار میگیرد: فداکاری میان دوری از آرجون و محافظت از جان راجا.
خلاصه داستان: فیلم سفیر داستان قیس بن مسهر، یکی از فرستادگان امام حسین (ع) را روایت میکند که مأمور میشود نامهای را به سلیمان بن صرد خزاعی در کوفه برساند. در راه، مأموران ابن زیاد او را دستگیر و روانه زندان میکنند. در زندان به او پیشنهاد میشود که در ازای سخنرانی علیه امام حسین (ع) آزاد شود. قیس ظاهراً میپذیرد و بر منبر میرود اما ناگهان سخنرانی خود را به نقد یزید و ستایش امام حسین (ع) تبدیل میکند و در نهایت به دستور ابن زیاد به شهادت میرسد. این فیلم با تمرکز بر وفاداری و شجاعت در برابر ظلم، رویدادی تاریخی از واقعه کربلا را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: «سانیال» مرد ثروتمندی است که در حملهای، همراه خدمتکارش کشته میشود. خدمتکار وفادار سانیال، پیش از مرگش «راجا»، پسر ارباب سانیال را به همسرش «سابیتری» میسپارد تا از راجا حتی بیشتر از پسر خودش «آرجون» مراقبت کند. اما پدربزرگ آرجون، او را از مادر دور میکند. حال سابیتری باید بین دوری از آرجون و حفظ جان راجا، یکی را انتخاب کند...
خلاصه داستان: دورگا پراساد، نوجوانی حساس و رؤیاپرداز، در بستر تحولات اجتماعی و سیاسی هند دهه ۱۹۸۰ بزرگ میشود. پدرش، سرهنگ آرون پراساد، خلبان جنگندهای است که به آرمانهای میهنپرستانه پایبند است و مادرش، آناپورنا، با نگرانیهای زنانه و احساسات مادرانه، سعی در حفظ تعادل خانواده دارد. دورگا در مدرسه با مشکلاتی مواجه است و به تدریج به سمت فعالیتهای سیاسی چپگرایانه جذب میشود. اما پس از مرگ غیرمنتظره پدر، او تصمیم میگیرد راه او را ادامه دهد و به نیروی هوایی هند بپیوندد. «ویجتا» داستان گذر از نوجوانی به بزرگسالی، کشمکش میان ارزشهای سنتی و مدرن، و جستوجوی هویت در بستری از عشق و فقدان است.
خلاصه داستان: لطفعلی خان، کارمند بانک، بر اثر سکته میمیرد و هنگام دفن زنده میشود و از قبر برمیخیزد. این اتفاق او را به این فکر میاندازد که از افرادی که میشناسد حلالیت بطلبد، اما در این مسیر با موانع و سختیهای بسیاری روبهرو میشود. او در تلاش است تا گذشتهاش را جبران کند، اما هر قدم او را با واقعیتهای تازهای از زندگی و روابط انسانی مواجه میسازد. داستان حول محور توبه، بازگشت به اصلاح و دشواریهای آن میچرخد.