خلاصه داستان: اصغر زاغی، کارمند ساده تماشاخانهای در تهران، در پوشش یک شهروند عادی برای ساواک خبرچینی میکند. او به طور تصادفی متوجه میشود که گروهی از انقلابیون در همسایگیاش مخفی شدهاند. اصغر که برای تأمین هزینههای زندگی و درمان زن و فرزند بیمارش به این کار روی آورده، ابتدا قصد دارد آنها را لو دهد، اما با مشاهده مهربانی و دلسوزی اعضای گروه نسبت به خودش و خانوادهاش، دچار تردید و پشیمانی میشود. در نهایت، وجدانش بر منافع شخصی غلبه میکند و راه فرار آنها را فراهم میسازد. او خود نیز از آن محله نقل مکان میکند تا از عواقب این تصمیم در امان بماند. فیلم «خبرچین» روایتی از تحول اخلاقی یک انسان در بستر اجتماعی دهه شصت ایران است.
خلاصه داستان: در این قسمت از ماجراهای سوپرمن، کلارک کنت با تهدیدی تازه از سوی لکس لوتر روبهرو میشود؛ لکس با استفاده از یک موی سوپرمن، موجودی هستهای به نام «مرد هستهای» میسازد تا کنترل تسلیحات جهانی را به دست گیرد. سوپرمن که از خطر جنگ هستهای هراس دارد، تلاش میکند با اقدام خود، سلاحهای هستهای جهان را نابود کند، اما این تصمیم پیامدهای پیچیدهای برای او و بشریت دارد. در همین حال، او با لیس، خبرنگار جوانی که عاشق او شده، و نیز با تهدیدهای جدیدی از فضا مواجه میشود. داستان بر تعارض میان آرمانهای صلحطلبانه سوپرمن و واقعیتهای سیاسی و نظامی جهان تمرکز دارد و او را در موقعیتی اخلاقی قرار میدهد که باید بین قدرت خود و مسئولیت جهانیاش توازن برقرار کند.
خلاصه داستان: احمد، رانندهای که با کامیون حامل گوشت راهی پایتخت است، برای تحویل محموله عجله دارد تا پیش از زایمان همسرش به زادگاهش بازگردد. در یکی از شهرهای بین راه توقف میکند و همان لحظه انفجاری در میدان شهر رخ میدهد و مجسمهای که قرار بود روز بعد پردهبرداری شود، منهدم میشود. این انفجار مسیر زندگی احمد را دگرگون میکند و او را درگیر ماجرایی میکند که مرز میان بیگناهی و گناه را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: در یک ساختمان قدیمی و فرسوده در حاشیه تهران، پس از مرگ مالک بدون وارث، عباس آقا (عزت الله انتظامی) به عنوان مباشر، اداره امور ساختمان را به دست میگیرد. او با همکاری یک مشاور املاک محلی، نقشه تصاحب ملک را در سر میپروراند. اما ساکنان آپارتمان، هر کدام با دغدغهها و نظرات متفاوت، درگیر مسائل روزمره و اختلافات کوچک هستند. مشکل اصلی، تأمین هزینههای تعمیرات اساسی ساختمان است؛ هزینهای که عباس آقا از پرداخت آن سر باز میزند و به دیگران نیز اجازه اقدام نمیدهد. تلاشها برای رسیدن به تفاهم، با دخالتهای غلام ترکهای، همسایه فرصتطلب، بینتیجه میماند. در شبی بارانی، سقف ساختمان بر اثر فرسودگی فرو میریزد و زندگی ساکنان را دگرگون میکند. اما این اتفاق تلخ، سرآغاز تحولی غیرمنتظره در سرنوشت اجارهنشینها میشود.
خلاصه داستان: دانش، باستانشناس وزارت فرهنگ و هنر، در جریان حفاری به مجموعهای ارزشمند با قدمت سههزار سال دست مییابد که ارزش مالی هنگفتی برایش برآورد میکنند. او این کشف را به خبرنگاران جراید اطلاع میدهد، اما رؤسای وزارتخانه که درصدد تصاحب مجموعهاند، او را به خاطر این افشاگری شماتت میکنند. در ادامه، دانش با مقاومت و توطئههای گوناگونی روبهرو میشود و تلاش میکند از این گنجینه ملی در برابر سوءاستفادههای مسئولان محافظت کند. او در این مسیر با چالشهای شخصی و حرفهای متعددی دستوپنجه نرم میکند و ناگزیر است میان اصول اخلاقی و فشارهای بیرونی یکی را برگزیند. فیلم «محموله» روایتی از برخورد وجدان بیدار یک فرد با فساد اداری و آزمندی قدرتهاست.
خلاصه داستان: فیلم بحران روایتی از آخرین روزهای حکومت پهلوی است؛ روزی که کاخهای سلطنتی به دست مردم افتاد. در این میان، چند تن از وابستگان رژیم در کاخ مخفی میشوند و کیفی حاوی اسناد محرمانه، جواهرات و اسکناس را در محوطه کاخ پنهان میکنند. این اثر با نگاهی به فضای پرالتهاب آن دوران، تلاشهای این افراد برای فرار و نجات خود و اسناد را به تصویر میکشد.