خلاصه داستان: امیر جوان پس از سه سال زندان، به تازگی آزاد شده و برای شروع دوباره زندگی، در یک مبلفروشی مشغول به کار میشود. او که به دنبال آرامش و ثبات است، با هما آشنا میشود و به تدریج عشقی میان آنها شکل میگیرد. با نزدیک شدن به ازدواج، امیر روحیه و جدیت بیشتری در کار پیدا میکند و سعی در ساختن آیندهای روشن دارد. اما گذشته تاریک او و اتفاقاتی که در زندان رخ داده، دوباره سر راهش سبز میشوند و زندگی تازهاش را تهدید میکنند. او باید بین وفاداری به دوستان قدیمی و ساختن یک زندگی سالم، یکی را انتخاب کند. این انتخاب، او را با چالشهای بزرگی روبهرو میکند و نشان میدهد که هر سکه دو رو دارد؛ همانطور که زندگی امیر نیز با دو روی متفاوت از خوشبختی و خطر روبهرو است.
خلاصه داستان: رحمان، جوانی ساده و شهرستانی، برای یافتن کار به تهران میآید و با فریدون آشنا میشود؛ مردی که از سادگی او سوءاستفاده کرده و او را به کار قاچاق فیلمهای ویدیویی میکشاند. رحمان پس از دستگیری توسط پلیس و آزادی با جریمه سنگین، برای گرفتن حق خود به سراغ فریدون میرود، اما ماجرا به درگیری با رشید، قاچاقچی اصلی، میکشد. در این میان، فریدون بر اثر حمله قلبی میمیرد و رحمان همراه با خواهر او به زادگاهش بازمیگردد.
خلاصه داستان: فرشته، دانشجوی باهوش رشته ادبیات، با شوخیهای بیپروایش سوءتفاهمهایی برای مسئولان دانشکده ایجاد میکند و از تحصیل معلق میشود. برادرش عباس که به کامپیوتر علاقه دارد، به او پیشنهاد میکند به دنبال کار برود. فرشته در یک شرکت انتشاراتی مشغول به کار میشود و عباس رباتی به نام مبارک میسازد تا در کارهای خانه کمکشان کند. این ربات ماجراهای تازهای به زندگی آنها میآورد و فرشته را در مسیر تازهای قرار میدهد.
خلاصه داستان: در انگلستان قرن نوزدهم، کنت دراکولا (با بازی گری اولدمن) به لندن سفر میکند تا با مینا هارکر (وینونا رایدر) ملاقات کند؛ زن جوانی که شباهت زیادی به عشق ازدسترفته او، الیزابتا، دارد. دراکولا که قرنها به انتظار نشسته، حاضر است برای بازپسگیری عشق خود دست به هر کاری بزند. او مینا را تحت تأثیر قرار میدهد و به تدریج شهر را به وحشت میاندازد. در این میان، پروفسور ون هلسینگ (آنتونی هاپکینز) به همراه گروهی از جمله جاناتان هارکر (کیانو ریوز) برای نابودی دراکولا وارد عمل میشوند. این فیلم اقتباسی وفادار از رمان کلاسیک برام استوکر است که با کارگردانی هنرمندانه فرانسیس فورد کوپولا و سبک بصری گوتیک، به یکی از تأثیرگذارترین فیلمهای ترسناک تاریخ تبدیل شده است.
خلاصه داستان: پس از خشکسالی در روستایی در سیستان و بلوچستان، تنها حیدر با دو فرزند خردسالش، جعفر و جمال در روستا ماندهاند. حیدر هنگام حفر چاه آب کشته میشود و جعفر و خواهر کوچکش جمال پیاده به سوی شهر میروند. در راه رانندهای آنها را پیدا کرده و به قاچاقچی به نام عبدالله میفروشد. پسر را برای آوردن جنس قاچاق به پاکستان میبرند و دختر را برای فروش به کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس میفرستند. حال جعفر به دنبال راهی برای فرار از دست عبدالله و نجات خواهر کوچکش است.
خلاصه داستان: اعضای یک گروه قاچاق مواد مخدر، مردی به نام غلام را یک روز پس از آزادیاش از زندان به قتل میرسانند. این قتل، آغازگر زنجیرهای از انتقام و خشونت میشود. خانواده غلام و دوستانش در جستجوی حقیقت، با موانع و خطرات متعددی روبهرو میشوند. داستان حول محور تلاش برای یافتن عاملان این جنایت و رازهای پنهان پشت آن میچرخد. در این مسیر، شخصیتهای اصلی با چالشهای اخلاقی و اجتماعی پیچیدهای مواجه میشوند که آنها را به سمت تصمیمهای سرنوشتساز سوق میدهد.