خلاصه داستان: آرنولد، پسر یازدهساله با سر عجیب و قلبی مهربان، زندگی آرامی را در محله محبوبش در شهر بزرگ سپری میکند. اما آرامش محله با نقشه شوم یک توسعهدهنده بیرحم به نام آقای اسمیت تهدید میشود. او قصد دارد تمام ساختمانهای قدیمی محله را تخریب کند تا یک مرکز خرید مدرن بسازد. آرنولد و بهترین دوستش جرالد، همراه با مادربزرگ و دیگر همسایهها، برای نجات خانه و خاطراتشان دست به اقدامی جسورانه میزنند. آنها باید نقشهای بکشند تا مانع تخریب شوند و در این مسیر با ماجراهای بامزه و هیجانانگیزی روبهرو میشوند. در حالی که زمان رو به اتمام است، آرنولد درمییابد که برای پیروزی باید شجاعت و هوش خود را با هم به کار بگیرد.
خلاصه داستان: ترانه، دختر نوجوانی است که مادرش را در کودکی از دست داده و پدرش به دلایلی در زندان به سر میبرد. او به زندگی عادی خود ادامه میدهد تا اینکه پسر پولداری به نام امیر به او پیشنهاد ازدواج میدهد. ترانه میپذیرد و ازدواجی صیغهای میان آنها جاری میشود، اما پس از مدت کوتاهی امیر او را رها کرده و به خارج از کشور میرود. در این میان، ترانه متوجه میشود که از امیر باردار است. از آنجا که صیغهای بین آنها جاری شده و نام ترانه در شناسنامه امیر ثبت نشده، او نمیتواند اثبات کند که فرزند درون شکمش متعلق به امیر است. در حالی که جامعه و اطرافیان به او تهمت میزنند، ترانه برای اعاده حیثیت خود و فرزندش تلاشی بیوقفه آغاز میکند.
خلاصه داستان: سرنوشت سه دختر ایلامی، مدینه قالیباف که با سربازی در شهر دیده میشود و به دست برادر و دوستش کشته میشود، و دو داستان دیگر از زندگی زنانی که درگیر سنتها و محدودیتهای اجتماعیاند. داریوش مهرجویی در این فیلم با نگاهی اجتماعی و انتقادی، به روایت تلخی از خشونت و بیعدالتی میپردازد.
خلاصه داستان: روزنامهنگاری به نام ریچل کلر در مورد یک نوار ویدیویی مرموز تحقیق میکند؛ طبق شایعات، هر کس آن را تماشا کند، هفت روز بعد به طرز اسرارآمیزی میمیرد. پس از مرگ خواهرزادهاش، ریچل برای کشف حقیقت، نوار را پخش میکند و درگیر یک معمای فراطبیعی میشود. او در این مسیر با پسرش ایدان و همکار سابقش نوآ همراه میشود و درمییابد که ریشهٔ این نفرین به یک دختر بچهٔ با استعداد به نام سامارا مورگان بازمیگردد. تلاش او برای یافتن راه نجات، با حقایق دردناکی دربارهٔ گذشتهٔ سامارا و قدرت ویرانگر نفرین گره میخورد. در نهایت، ریچل باید با تاریکی روبهرو شود و قربانیان بعدی را نجات دهد.
خلاصه داستان: فیلم عطش به کارگردانی محمدحسین فرحبخش، روایتگر داستان سه شخصیت متفاوت و غیرمتعارف است که هر یک به دلایلی در حاشیه قرار گرفتهاند. یک اوباش خیابانی، یک استاد تغییر چهره و یک دزد حرفهای، تصمیم میگیرند برای رسیدن به خواستههایشان دست به یک سرقت بزرگ و جسورانه بزنند. هدف آنها یکی از مهمترین و مجهزترین هتلهای شهر تهران است. نقشهای که میکشند بسیار دقیق و حساس است و هرگونه خطا یا کوتاهی در اجرای آن، میتواند مأموریتشان را با شکست مواجه کند و جانشان را به خطر بیندازد. آنها در این مسیر با چالشها و موانع غیرمنتظرهای روبهرو میشوند که سد راهشان قرار میگیرد. فیلم عطش با فضاسازی پرتعلیق خود، نگاهی متفاوت به ژانر سرقت دارد و لحظات نفسگیر و دلهرهآوری را برای مخاطب رقم میزند.
خلاصه داستان: یک کشیش سابق بیوه که با فرزندان و برادرش در یک مزرعه پنسیلوانیا زندگی میکند، دایرههای مرموز محصول را در مزارع خود پیدا میکند، که نشان میدهد چیزی ترسناکتر است. او که ایمانش را پس از مرگ همسرش از دست داده، حالا با تهدیدی فرازمینی روبهرو میشود که خانوادهاش را به خطر میاندازد. در تلاش برای محافظت از عزیزانش، باید با باورهایش کنار بیاید و معنای تازهای برای زندگی پیدا کند.