خلاصه داستان: اوه دا-سو (چویی مین-سیک) تاجر معمولی است که یک روز بدون هیچ توضیحی ربوده شده و به مدت ۱۵ سال در یک اتاق خصوصی زندانی میشود. در این مدت، او از طریق تلویزیون از قتل همسرش مطلع میشود و خود به عنوان مظنون اصلی معرفی میگردد. پس از آزادی ناگهانی، دا-سو با یک تلفن همراه، پول نقد و لباسهای گرانقیمت مواجه میشود و تنها ۵ روز فرصت دارد تا هویت زندانیکننده خود را کشف کند. در این مسیر، او با میدو (کانگ هیه-جونگ)، یک زن جوان و مرموز آشنا میشود که به او کمک میکند. دا-سو در جستجوی خود به رازهای تاریکی از گذشتهاش برمیخورد و با انتقامجویی پیچیدهای روبرو میشود که زندگی همه را تحت تأثیر قرار میدهد.
خلاصه داستان: برایان اوکانر، مأمور سابق پلیس لسآنجلس، پس از ماجراهای فیلم اول مجبور به ترک شهر میشود و به میامی میرود. در آنجا مأموران فدرال به او پیشنهاد میدهند تا در ازای پاک شدن پروندهاش، یک مأموریت خطرناک را انجام دهد: نفوذ به باند کارتر ورون، قاچاقچی بزرگ مواد مخدر که با مسابقات خیابانی پولشویی میکند. برایان برای موفقیت در این مأموریت، دوست قدیمی خود رومن پیرس را که رانندهای ماهر است به خدمت میگیرد. این دو در کنار مونیکا، مأمور مخفی پلیس، وارد مسابقات مرگبار خیابانی میامی میشوند و با خطرات زیادی روبرو میگردند.
خلاصه داستان: یک افسر کهنهسرباز ارتش آمریکا به نام ناتان آلگرن، پس از تجربههای تلخ در جنگهای داخلی، با پیشنهادی برای آموزش ارتش مدرن ژاپن به این کشور سفر میکند. او در جریان درگیری با شورشیان سامورایی به رهبری کاتسوموتو اسیر میشود و در دهکدهای زمستانی با فرهنگ و آیین سامورایی آشنا میشود. این آشنایی تدریجی، دیدگاه او را نسبت به شرافت، جنگ و زندگی دگرگون میکند و او را در میان دو دنیای در حال تضاد قرار میدهد.
خلاصه داستان: فیلم فرار از تله داستان مردی را روایت میکند که برای نجات فرزندخواندهاش از چنگال یک گروه تروریستی، وارد یک ماجرای پرخطر میشود. او در این مسیر با احساسات عمیق و تصمیمهای دشواری روبهرو میشود که مرز بین عشق و وظیفه را به چالش میکشد. این فیلم اکشن و درام، با تعلیق و هیجان، مخاطب را تا پایان همراه خود نگه میدارد.
خلاصه داستان: سیاوش جوانی است که در یک لحظه خشم و ناآرامی، دوست خود را که خواستگار خواهرش نیز بوده به قتل میرساند. او پس از این جنایت با مهتاج، نظافتچی محل، روبهرو میشود اما توانایی کشتن او را ندارد. سیاوش درگیر کابوسهای وحشتناک و عذاب وجدان میشود و نمیتواند کمکهای دوستانش جواد و رحیم و همچنین دختر صاحبخانه که به او دل بسته را بپذیرد. این فیلم روایتی روانشناختی از گناه، پشیمانی و تلاش برای رهایی از گذشته است.
خلاصه داستان: مسلم، جانباز شیمیایی جنگ ایران و عراق، پس از سالها تحمل رنج تنهایی و جدایی از همسر، در بهشت زهرا با دوستان شهیدش دیدار میکند. آنها سوار بر موتور سیکلت از میادین و خیابانهای تهران میگذرند و به دیدار اصغر، جانباز قطع نخاعی در بیمارستان میروند. شهیدان از اصغر دعوت میکنند تا زندگی مادی را رها کرده و همراه آنان به جهان دیگر سفر کند. اصغر میپذیرد و همگی به بهشت زهرا بازمیگردند. در لحظه خداحافظی، مسلم که تنها مانده، با گریه از شهیدان میخواهد او را نیز با خود ببرند، اما آنان میگویند اجازه ندارند. مسلم با اصرار موفق میشود اذن شهادت را بگیرد و سرانجام همراه آنان میشود.