خلاصه داستان: فیلم سرزمین زامبیها داستان دو غریبه را روایت میکند که در دنیای پساآخرالزمانی پر از زامبی، برای بقا تلاش میکنند. کلمبوس (جسی آیزنبرگ) جوانی ترسو و محتاط است که با رعایت مجموعهای از قوانین توانسته زنده بماند. در مقابل، تالاهسی (وودی هرلسون) یک شکارچی زامبی خشن و بیپروا است که از هیچ چیز نمیترسد. این دو در سفر به سمت غرب با خواهرانی فریبکار (اما استون و ابیگیل برسلین) آشنا میشوند و در نهایت به خانهای میرسند که بزرگترین شگفتی را برایشان رقم میزند. این کمدی ترسناک با فضایی سبک و دیالوگهای بامزه، ترکیبی از تعلیق و خنده را ارائه میدهد.
خلاصه داستان: کریستین براون، کارمند بانک، برای جلب نظر رئیساش در انتخاب معاون جدید، درخواست تمدید مهلت زنی مسن و کولی به نام سیلویا گانوش را رد میکند. همان شب، سیلویا در پارکینگ به کریستین حملهور میشود و با کندن یک دکمه از لباساش، نفرینی بر او جاری میکند. کریستین که ابتدا این ماجرا را جدی نمیگیرد، بهزودی با نشانههای وحشتناکی روبهرو میشود: رویاهای کابوسوار، وقوع حوادث ماوراءطبیعی و ملاقات با موجودی شیطانی که هر روز قویتر میشود. او برای نجات جانش نزد یک پیشگو میرود و درمییابد تنها راه نجات، قربانی کردن موجودی دیگر به جای خودش است. اما هر انتخابی عواقب اخلاقی سنگینی دارد و زمان کوتاه است. کریستین باید میان نجات خود یا دیگران یکی را برگزیند و با تاریکیترین بخش وجودش روبهرو شود.
خلاصه داستان: سامانتا، دانشجوی جوانی که برای تامین هزینههای زندگی خود به پول نیاز دارد، با یک آگهی مرموز برای نگهداری از کودک در یک خانه قدیمی و دورافتاده مواجه میشود. با وجود حس ناخوشایندی که دارد، پیشنهاد عجیب صاحبخانه را میپذیرد و در شب کسوف کامل ماه به آن خانه میرود. اما به زودی متوجه میشود که خبری از کودک نیست و صاحبان خانه اهداف شوم دیگری دارند. او درگیر مراسمی ترسناک و کهن میشود که جانش را به خطر میاندازد و باید برای فرار از این کابوس بجنگد.
خلاصه داستان: یک کشیش کاتولیک به نام سانگ هیون که در بیمارستانی در آفریقا خدمت میکند، داوطلب شرکت در آزمایشی برای یافتن درمانی برای ویروسی مرگبار میشود. او به این ویروس آلوده شده و میمیرد، اما با تزریق خونی که منبع نامشخصی دارد، دوباره زنده میشود. پس از بازگشت به زندگی، او درگیر کشمکشی عمیق میان ایمان مذهبی و تشنگی تازهای به خون میشود. همزمان، با تائه جو، همسر دوست دوران کودکیاش آشنا میشود و میل و شیفتگی تازهای نسبت به او در وجودش شکل میگیرد. این رابطه او را به ورطهای از امیال، گناه و خشونت میکشاند و مرز میان نجات و تباهی را برای او مبهم میسازد.
خلاصه داستان: فیلم تردید به کارگردانی واروژ کریممسیحی، روایتگر داستان سیاوش، جوانی است که پس از مرگ پدرش، عمویش اختیار ثروت خانوادگی را به دست میگیرد. سیاوش به دخترعمهاش مهتاب دل بسته است و درگیر عشقی پیچیده میشود. او بهتدریج متوجه میشود که مرگ پدرش طبیعی نبوده و رازهایی در خانوادهشان نهفته است. فیلم با الهام از نمایشنامه هملت شکسپیر، مضمون شک، خیانت و انتقام را در بستری از روابط خانوادگی و عاطفی دنبال میکند. بازیگرانی چون بهرام رادان، ترانه علیدوستی و مهتاب کرامتی در این اثر ایفای نقش کردهاند.
خلاصه داستان: ماهی، دختر جوانی از یک خانواده سنتی، عاشق حیران، پسرکی افغان، میشود. عشق او چنان عمیق است که برای رسیدن به معشوق، خانواده و آسایش خود را رها کرده و به تهران میرود. پس از فراز و نشیبهای بسیار، آنها ازدواج میکنند، اما خوشبختی کوتاه است. ماهی باردار است و در انتظار تولد دخترش، حیران به طرز مرموزی ناپدید میشود. ماهی تنها و سرگردان، در شهری بزرگ به دنبال او میگردد و با رازهایی روبهرو میشود که زندگیاش را دگرگون میکند.