خلاصه داستان: در ششمین سال تحصیلی هری پاتر در هاگوارتز، لرد ولدمورت و مرگخوارانش وحشت را در دنیای جادوگری و ماگلها گسترش میدهند. هری که به درستی حدس میزند تهدیدی از درون قلعه نیز وجود دارد، باید با آلبوس دامبلدور برای یافتن ضعف ولدمورت همکاری کند. دامبلدور با بازگرداندن هوراس اسلاگهورن به کادر آموزشی، امیدوار است خاطرهای کلیدی از او بگیرد که راز هورکراکسها را آشکار میکند. در این میان، هری به کتاب درسی مرموزی با یادداشتهای «شاهزاده دورگه» دست مییابد که او را در جادوهای پیشرفته یاری میکند. همزمان، روابط عاطفی نوجوانان در هاگوارتز پیچیدهتر میشود و رون، هرمیون و هری هر کدام با چالشهای عاشقانهای روبهرو میشوند. اما تراژدی در انتظار است و هری باید با سنگینترین فقدان زندگیاش کنار بیاید و خود را برای نبرد نهایی آماده کند.
خلاصه داستان: پس از موفقیتهای گذشته، آلوین، سایمون و تئودور برای ادامهی ماجراجوییهای موسیقایی خود به مدرسه بازمیگردند. اما این بار با چالشی تازه روبهرو میشوند: ورود سه سنجاب ماده به نامهای بریتنی، ژانت و النور که گروهی به نام چیپتز را تشکیل دادهاند. دو گروه در ابتدا رقابتی شدید با یکدیگر دارند، اما بهتدریج درمییابند که میتوانند با همکاری، برنامهی موسیقی مدرسه را نجات دهند و در مسابقهای بزرگ شرکت کنند. داستان پر از موقعیتهای کمدی و لحظههای احساسی است و به ارزش دوستی و کار گروهی اشاره میکند.
خلاصه داستان: لری دیلی که قبلاً به عنوان نگهبان شیفت شب موزه تاریخ طبیعی آمریکا فعالیت می کرد، اکنون به یک تاجر موفق تبدیل شده است. او هنگام بازگشت به شهر متوجه می شود که موزه تعطیل شده و بسیاری از اشیای عتیقه موجود در آن به مؤسسه اسمیتسونین منتقل شده اند. لری برای نجات دوستان باستانی خود راهی واشنگتن می شود و با راز جدیدی روبه رو می شود: در اسمیتسونین، موجودات تاریخی به دلیل تبلت جادویی اخیراً کشف شده زنده می شوند، اما این بار دشمنی قدرتمند و حیله گر به نام کاهونسر، فرعون باستانی مصر، نقشه ای برای تسخیر جهان با استفاده از قدرت تبلت دارد. لری با کمک آمیلیا ارهارت، خلبان پیشگام، و سایر شخصیت های تاریخی، باید جلوی نقشه شوم فرعون را بگیرد و بار دیگر نظم را به موزه بازگرداند.
خلاصه داستان: بابای اجباری روایت مردی متمول و مجرد است که از ازدواج و پذیرش مسئولیتهای خانوادگی گریزان است. او زندگی بیدغدغهای دارد و به هیچوجه قصد تغییر شرایط خود را ندارد. اما یک اتفاق غیرمنتظره، نقشههای او را به هم میریزد و او را در موقعیتی قرار میدهد که ناگهان خود را با زنی و چند کودک درگیر میبیند. حال او باید با چالشهای جدیدی دستوپنجه نرم کند و معنای واقعی خانواده را کشف کند. در این مسیر، موقعیتهای طنز و لحظات احساسی، او را وادار به بازنگری در نگرشهایش میکند. فیلم با ترکیب کمدی و درام، به موضوع پذیرش مسئولیت و تحول شخصیت میپردازد.
خلاصه داستان: در آیندهای دور، در شهر معلق متروسیتی، دکتر تنما، دانشمند نابغه، پس از مرگ غمانگیز پسرش توبی، رباتی جوان با قدرتهای باورنکردنی میسازد. این ربات که آسترو نام دارد، از نظر ظاهر و رفتار شباهت زیادی به انسان دارد و به تدریج احساسات و عواطف انسانی را در خود کشف میکند. اما آسترو با حقیقت تلخی درباره هویت خود روبهرو میشود و از شهر اخراج میشود. او به سطح زمین میرود و با گروهی از کودکان یتیم دوست میشود. در همین حین، ژنرال استون، رهبر نظامی متروسیتی، قصد دارد از انرژی هستهای آسترو برای تقویت ارتش رباتیک خود و نابودی مخالفانش استفاده کند. آسترو که حالا هدفش محافظت از دوستان و پیدا کردن جایگاه واقعی خود است، باید با کمک تواناییهایش و قلب مهربانش، با شر مبارزه کند و شهر را از نابودی نجات دهد.
خلاصه داستان: در فرانسهٔ اشغالشده در جریان جنگ جهانی دوم، گروهی از سربازان یهودیتبار آمریکایی به رهبری ستوان آلدو رِین، معروف به «پستفطرتها»، با هدف ایجاد رعب و وحشت در میان نازیها دست به عملیات چریکی میزنند. همزمان، شوشانا درایفوس، دختر جوان یهودی که خانوادهاش توسط سرهنگ هانس لاندا، معروف به «شکارچی یهودیان»، قتلعام شدهاند، با هویتی جعلی در پاریس سینمایی را اداره میکند. سرنوشت این دو گروه با برنامهٔ یک افسر اطلاعاتی بریتانیایی و همچنین نقشهٔ شوشانا برای انتقام از نازیها در یک شب نمایش فیلم در سینمای او گره میخورد.