خلاصه داستان: نصرت و رحمت دو برادر با شخصیتهای کاملاً متفاوت هستند که پس از مرگ پدرشان، برای به دست آوردن ارثیهای که او برایشان باقی گذاشته، وارد ماجراهای خندهدار و پرپیچوخمی میشوند. اما دزدیده شدن پدرشان همه چیز را پیچیدهتر میکند. آنها باید با کمک دوستان و آشنایان، پدر را پیدا کنند و در این مسیر با موقعیتهای طنزآمیز و غیرمنتظرهای روبرو میشوند. این فیلم کمدی خانوادگی، روایتی از تلاش دو برادر برای حل مشکلات و نزدیک شدن به یکدیگر است.
خلاصه داستان: بهروز، مردی کلاهبردار و حقهباز، ناگهان درگیر حادثهای عجیب میشود. او در روز جاری گرفتار میشود و هر کاری میکند تا فردا بیاید، اما فردا هرگز نمیآید. این وضعیت غیرعادی، او را در موقعیتهای طنزآمیز و در عین حال تاملبرانگیزی قرار میدهد و به او فرصتی میدهد تا به زندگی و اعمال گذشتهاش نگاهی دوباره بیندازد.
خلاصه داستان: تارا، نویسندهای که به تازگی اولین کتابش را منتشر کرده، به اصرار همسرش فرهاد، مراسم جشنی برای رونمایی از کتاب «تب توت فرنگی» برگزار میکند. این کتاب بر اساس خاطرات واقعی تارا نوشته شده و او از تمام کسانی که نامشان در کتاب آمده دعوت کرده است. اما در همان شب، ورود یک فرد ناشناس به خانه، آرامش جشن را برهم میزند و با صدای شلیک، فرهاد کشته میشود و تارا به شدت زخمی میشود. این حادثه سرآغاز ماجراهایی میشود که زندگی تارا را دگرگون میکند و او را در مسیر کشف رازهای پنهان قرار میدهد.
خلاصه داستان: مردی میانسال که در خانهای بزرگ و قدیمی همراه مادر ناتوان خود زندگی میکند، به بازیگر جوان یک گروه تئاتر علاقهمند شده و از او تقاضای ازدواج میکند. دختر موافقت خود را اعلام کرده و ازدواج سر میگیرد. مرد از همان ابتدا به طور غیرمستقیم ارتباط دختر با دوستان و کار سابقش را قطع میکند، اما از آن جا که سخت به او علاقه نشان میدهد دختر به این امر اهمیت زیادی نمیدهد. رفته رفته زن متوجه اوضاعی غیرعادی در خانه میشود و طی حوادث بعدی درمییابد که مرد شخصیتی دوگانه دارد. او در گذشتهای نه چندان دور، همسر دیگری نیز داشته که به طرز مرموزی ناپدید شده است. حالا زن جوان باید رازهای پنهان این خانه و مرد را کشف کند، پیش از آن که سرنوشتی مشابه در انتظارش باشد.
خلاصه داستان: کاب دزدی ماهر است که با استفاده از تکنولوژی خواب مشترک به ضمیر ناخودآگاه افراد نفوذ می کند و افکار و رازهای ارزشمند آنها را می دزدد. هدف جدید او مدیرعامل شرکت بزرگی است، اما کاب این بار نقشه جدیدی در ذهن دارد. او در این راه از گروهی جدید و حرفه ای برای رسیدن به هدفش کمک می گیرد، اما همه چیز آنطور که باید پیش نمی رود...
خلاصه داستان: شهرمان آن قدر بزرگ شده که این همه بزرگراه هم، از پس نزدیک کردن راههایش برنیامدهاند. به آخر هر کدام از این راهها که میرسیم، دیگر دغدغههای روزمره را هم فراموش کردهایم. کمکم یادمان میرود که چطور دردهای پنهان را بفهمیم، قبل از آن که دیر شود. فیلم پنهان روایتگر آدمهایی است که هر کدام رازی در دل دارند؛ رازهایی که در میان شلوغی شهر و روزمرگیها پنهان ماندهاند. داستان حول محور شخصیتهایی شکل میگیرد که با انتخابهای دشوار روبهرو میشوند و هر کدام به نوعی درگیر پیامدهای این رازها هستند. مهدی رحمانی در این فیلم تلاش میکند لایههای پنهان زندگی شهری و روابط انسانی را به تصویر بکشد. با بازی آناهیتا نعمتی، بابک حمیدیان، فریبرز عربنیا و مهرداد صدیقیان، فیلم فضایی رئالیستی و تأملبرانگیز دارد و مخاطب را به فکر فرو میبرد.