خلاصه داستان: داستان فیلم درباره مردی مترجم به نام همایون است که از بیماری وسواس فکری و عملی رنج میبرد. زندگی او با آمدن پری، برادرزادهاش که در کنکور قبول شده، دستخوش تغییر میشود. اختلافات میان آنها آغاز میشود و با ورود معلم زبان پری به خانه، این تنشها به اوج میرسد. درگیریها و سوءتفاهمها ادامه مییابد و هر یک از شخصیتها تلاش میکنند تا با شرایط جدید کنار بیایند. فیلم با نگاهی طنزآمیز به روابط خانوادگی و چالشهای روانی، داستانی درباره سازش و درک متقابل روایت میکند.
خلاصه داستان: ونداد طاهری و پارمیدا نصیری، دو غریبه، همزمان خبر تلخی دریافت میکنند: پدر ونداد و مادر پارمیدا در جزیره کیش فوت کردهاند. هر دو عازم کیش میشوند و در فرودگاه مهرآباد با یکدیگر آشنا میشوند. این آشنایی اتفاقی، آغاز ماجراهایی است که آنها را درگیر یک سفر غیرمنتظره میکند. در طول مسیر، آنها با چالشها و موقعیتهای طنزآمیزی روبهرو میشوند و در این میان، مرز میان واقعیت و تصوراتشان کمرنگ میشود. فیلم با روایتی ساده و در عین حال جذاب، به موضوعات خانواده، سرنوشت و انتخاب میپردازد.
خلاصه داستان: هری پاتر، رون ویزلی و هرمیون گرنجر آخرین سال تحصیلی خود در هاگوارتز را رها میکنند تا هورکراکسهای باقیمانده را بیابند و نابود کنند و به تلاش ولدمورت برای جاودانگی پایان دهند. اما با مرگ دامبلدور و قدرتگیری مرگخواران، جهان جادوگری تاریکتر و خطرناکتر از همیشه شده است. این سه دوست بدون حمایت بزرگترها، در تعقیب و گریزی بیامان با جستجوگران مرگخوار و جادوگران تاریک، سفری پرمخاطره را آغاز میکنند. آنها در این مسیر با رازهای تازهای از گذشتهٔ ولدمورت، داستان یادگاران مرگ و ارتباط عمیق هری با ارباب تاریکی آشنا میشوند. در حالی که وفاداریها زیر سؤال میرود و دوستیها آزمایش میشوند، هری باید قدرتهای درونی خود را کشف کند و برای نبردی نهایی آماده شود. سایههای شک و ترس همهجا را فراگرفته، اما امید به پیروزی هنوز در قلب آنها زنده است. قسمت اول از پایانیترین ماجرای هری پاتر، تماشاگران را به سفری احساسی و پرتعلیق میبرد که مرزهای جادو و واقعیت را در هم میآمیزد.
خلاصه داستان: پنج دوست دوران کودکی که سالها پیش با هم در یک تیم بسکتبال بازی میکردند، پس از سالها جدایی، بهخاطر مرگ مربی قدیمیشان دور هم جمع میشوند. آنها برای گرامیداشت یاد مربی، آخر هفته را به همراه خانوادههایشان در کنار دریاچهای که خاطرات شیرین جوانیشان در آن شکل گرفته میگذرانند. اما بازگشت به گذشته، اختلافات، مشکلات و سوءتفاهمهای تازهای را میان آنها و فرزندانشان بروز میدهد. هر یک از آنها درگیر چالشهای شخصی، شغلی و خانوادگیاند و این دیدار فرصتی میشود تا در فضایی طنزآمیز، دوباره به معنی دوستی، پختگی و مسئولیتپذیری فکر کنند. فیلم با تکیه بر بازیهای کمدی و موقعیتهای خندهدار، داستانی درباره بزرگ شدن و پذیرش واقعیتهای زندگی روایت میکند و نشان میدهد که حتی در میانهسالی هم میتوان از ته دل خندید و لحظههای ناب را با عزیزان تقسیم کرد.
خلاصه داستان: در فیلم سایه ها، پس از مرگ پدری، فرزندانش برای تقسیم اموال به ایران بازمیگردند. وکیل خانواده وصیت پدر را اعلام میکند که هیچکس حق ورود به خانه او را پس از مرگش ندارد. اما یکی از فرزندان از این قانون سرپیچی کرده و وارد خانه میشود. ورود او به این خانه، رازهایی را از گذشته خانواده برملا میکند که زندگی همه آنها را تحت تأثیر قرار میدهد. هر یک از فرزندان با انگیزههای متفاوتی پا به این ماجرا میگذارند و مرز میان طمع، عاطفه و حقیقت کمرنگ میشود. داستان با کشمکشهای روانی شخصیتها پیش میرود و پایانی غیرمنتظره برای بیننده رقم میزند.
خلاصه داستان: در شهری که هر روز غبار غربت بر چهرهاش مینشیند، آدمهایی زندگی میکنند که جامعه آنها را به سادگی «اوباش» مینامد؛ اما در پس این برچسب، دنیایی از قوانین نانوشته و روابط پیچیده نهفته است. فیلم اوباش روایتگر زندگی همین افراد است؛ مردمانی که در حاشیه شهر و در میان دشواریهای روزمره، هویت و کرامت خود را جستوجو میکنند. داستان با نگاهی واقعگرایانه به تعاملات این گروه، مرزهای اخلاق و بقا را به تصویر میکشد. هر شخصیت، بار سنگینی از گذشته و آینده را بر دوش میکشد و در کشاکش میان خواستههای شخصی و قوانین جمعی، تصمیمهایی میگیرد که سرنوشتشان را تغییر میدهد. محمد خراطزاده با کارگردانی دقیق خود، فضایی پرتنش و در عین حال انسانی خلق کرده است. بازیهای درخشان بازیگران، عمق شخصیتها را دوچندان میکند و مخاطب را با خود همراه میسازد. این فیلم، فراتر از یک اثر جنایی، تأملی است بر معنای عدالت، وفاداری و انتخاب در جهانی که هیچچیز سیاه و سفید نیست.