خلاصه داستان: فیلم دربارهٔ زندگی دو خانواده مرفه است که در حال فروپاشی است. در این میان حوادثی که برای آوا (باران کوثری)، دختر نوزدهسالهٔ یکی از خانوادهها پدید میآید، سبب برملا شدن بسیاری از رازهای زندگی آدمهای قصه میشود. آوا در آستانهٔ ازدواج با پسر جوانی به نام سیاوش است، اما مادرش، مهناز، با این پیوند مخالف است. اصرارهای مهناز و وسواسهایش بر سر انتخاب همسر برای دختر، رفتهرفته پرده از رازهای تاریکی برمیدارد که سالهاست بر زندگی این خانواده سایه انداخته است. در این میان، حضور شخصیتهای دیگری مانند پدر خانواده و بستگان نزدیک، بر پیچیدگی ماجرا میافزاید. هر یک از شخصیتها در تلاش برای حفظ ظاهر و منافع خود، ناخواسته به افشای حقایقی دامن میزنند که روابط آنها را دستخوش تغییر میکند. این فیلم روایتی پرتنش از روابط انسانی، رازها و دروغهایی است که در بستر یک خانوادهٔ بهظاهر موفق شکل میگیرد.
خلاصه داستان: حامد آبان، عکاس حرفهای مجلات و روزنامهها، با خواندن کتابی درباره پالایش محیط زیست و مبارزه با آلودگی، چنان تحت تأثیر قرار میگیرد که تصمیم میگیرد زندگی خود را تغییر دهد. او با لباس نارنجی مخصوص رفتگران به شهرداری میپیوندد و با عنوان «نارنجی پوش لیسانسه» به شهرت میرسد. اما محبوبیت و اعتبار تازهاش، زندگی خصوصی و خانوادگی او را با فراز و نشیبهای عاطفی تند و غیرمنتظرهای مواجه میسازد. حامد در این مسیر با چالشهایی روبهرو میشود که او را به بازاندیشی در ارزشها و روابطش وا میدارد. فیلم نارنجی پوش روایتی طنزآمیز و در عین حال تأملبرانگیز از تلاش یک فرد برای یافتن معنا در زندگی است.
خلاصه داستان: بغض روایت تلخ و پرتنشی از مهاجرت اجباری و عشق و نفرت است. داستان در دو مقطع زمانی متفاوت از زندگی حامد و ژاله، دو جوان از نسل سوم مهاجران ایرانی در استانبول، روایت میشود. آنها که ناخواسته تن به مهاجرت دادهاند، درگیر چالشهای هویتی، فقر و بیاعتباری اجتماعی هستند. در این میان، عشقی دیرینه و بغضی فروخورده، سرنوشت آنها را بهگونهای غیرمنتظره به هم گره میزند. فیلم با نگاهی بیپرده به زندگی حاشیهنشینان و مهاجران، تصویری واقعگرایانه از تنهایی و تلاش برای بقا ارائه میدهد و پرسشهای عمیقی دربارهٔ هویت، تعلق و انتخابهای اخلاقی مطرح میکند.
خلاصه داستان: «بردو» پسر نوجوانی است که با برادر کوچکتر و مادر بیمارش، دور از روستا و در دل طبیعت زندگی میکند. مادر بردو به تنگی نفس مبتلاست و در تنهایی، جانش در خطر است. بردو برای تأمین هزینهی خانهای در روستا و نجات مادرش، تصمیم میگیرد با سنگزنی و استخراج سنگ، پول به دست آورد؛ اما این راه، او را با دردسرها و چالشهای بزرگی روبهرو میکند.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره ماهی قرمزی است که برای سفره هفتسین نوروز خریده میشود، اما به جای اینکه در تنگ کوچک بماند، ماجراهای عجیبی را رقم میزند. این ماهی که نماد تحویل سال است، در آستانه پخته شدن برای سبزی پلو ماهی شب عید قرار میگیرد، اما در همین حین، اتفاقاتی غیرمنتظره رخ میدهد. خانوادهای که درگیر تدارکات عید هستند، با رفتارهای غیرعادی ماهی مواجه میشوند و این امر به موقعیتهای طنزآمیز و گاه تأملبرانگیز میانجامد. در این میان، هر یک از اعضای خانواده دغدغهها و آرزوهای خود را دارند و حضور این ماهی، بهانهای میشود تا روابط و احساساتشان به چالش کشیده شود. فیلم با نگاهی طنز به سنتهای نوروزی، مخاطب را به دنیایی میبرد که در آن حتی یک ماهی کوچک میتواند سرنوشت آدمها را تغییر دهد.
خلاصه داستان: داستان پوران، زنی ایرانی که سالهاست در خارج از کشور زندگی میکند، و دخترش ترانه است. پوران به دلیل بیماری مادر پیرش که در ایران روزگار میگذراند، به همراه دخترش به وطن بازمیگردد. او که تمایلی به افشای بازگشت خود ندارد، تلاش میکند حضورش در ایران پنهان بماند. اما سرنوشت با دیدن او توسط یکی از همسایههای قدیمی، مسیر تازهای به داستان میدهد. این رویارویی ناخواسته، خاطرات و رازهایی را از گذشته زنده میکند و پوران را با انتخابهای دشواری روبهرو میسازد. فیلم اشک و سکوت روایتی احساسی از عشق، دلبستگی و مفاهیم عمیق خانوادگی را به تصویر میکشد.