خلاصه داستان: آقاخرم، حسابدار بازنشستهای است که برای گذران زندگی به مسافرکشی درونشهری روی آورده است. او که مردی خسیس و محتاط است، روزی با تاجر فرشی آشنا میشود که شیفته خودروی قدیمی و فرسوده او میشود. این آشنایی، ماجراهای شیرین و غیرمنتظرهای را برای آقاخرم رقم میزند و او را در موقعیتهایی قرار میدهد که پیش از این تجربه نکرده است. فیلم «به من نگو قراضه» با نگاهی طنزآمیز به ارزشهای زندگی، روابط انسانی و نگاه جامعه به پدیدههای به ظاهر فرسوده میپردازد.
خلاصه داستان: آرمان، پسر جوانی، در آستانه رفتن به خدمت سربازی است. او پیش از اعزام، با پسرعمهاش تماس میگیرد و از او میخواهد در این دوران مراقب نامزدش باشد. این درخواست ساده، سرآغاز مجموعهای از ماجراهای خندهدار و موقعیتهای پیچیده میشود. پسرعمه که خودش گرفتاریهای شخصی دارد، ناخواسته وارد چالشهایی میشود که مرز بین وفاداری و سوءتفاهم را کمرنگ میکند. در این میان، خانوادهها و دوستان نیز هر کدام به نحوی درگیر این داستان میشوند و فضایی سرشار از کمدی موقعیت و دیالوگهای طنزآمیز خلق میکنند. فیلم تلاش میکند با نگاهی شیرین به روابط انسانی و مسئولیتپذیری، لحظاتی مفرح را برای مخاطب فراهم آورد.
خلاصه داستان: الزا، شاهزادهی آرندل، با قدرت جادویی خود برف و یخ میآفریند، اما پس از یک حادثه در کودکی، از ترس آسیب به دیگران، خود را از خواهرش آنا و همه جدا میکند. در روز تاجگذاری، تنشها بالا میگیرد و الزا ناخواسته قدرت خود را آشکار میسازد و تابستان را به زمستانی ابدی تبدیل میکند. او میگریزد و آنا برای نجات پادشاهی و خواهرش، همراه با کریستوف، گوزنش سون و آدمبرفی بامزهای به نام اولاف، سفری پرماجرا را آغاز میکند. در این مسیر، آنا با رازهای گذشته و معنای عشق واقعی آشنا میشود.
خلاصه داستان: سالها پس از بازنشستگی بتمن، گاتهام سیتی در هرجومرج فرو رفته است. بروس وین کهنسال، تحت فشار وجدان و با دیدن ظهور شرارتی تازه به نام «مانبت»، بار دیگر شنل بتمن را بر تن میکند. بازگشت او نه تنها جرموجنایت را مهار نمیکند، بلکه واکنش دولت و رسانهها را برمیانگیزد. در این میان، سوپرمن به نمایندگی از دولت تلاش میکند بتمن را از میدان خارج کند، اما بتمن مصمم است تا آخرین نفس از گاتهام دفاع کند. این قسمت از داستان، تقابل ایدئولوژیک دو قهرمان بزرگ دنیای کمیک را به تصویر میکشد و پایانی حماسی و تلخ برای یک اسطوره رقم میزند.
خلاصه داستان: میرهاشم، طلبهای جوان و تازهکار، به همراه همسرش فرشته پس از سالها انتظار توانستهاند خانهای کوچک و ساده برای خود بخرند. اما این خرید خوشحالی را با نگرانی همراه میکند؛ زیرا برای تأمین پول خانه مجبور به استفاده از چک بانکی شدهاند. حالا این چک به دست یک شرخر سنگدل افتاده و مهلت بازپرداخت به پایان رسیده است. میرهاشم که روحیهای آرام و مذهبی دارد، در برابر فشارهای فزاینده و تهدیدهای شرخر قرار میگیرد و آرامش زندگیاش به هم میریزد. او در این مسیر با آزمونهای اخلاقی و انسانی متعددی روبهرو میشود و هر بار باید میان حفظ اصول اخلاقی و یافتن راهی برای نجات خانوادهاش یکی را برگزیند. همسر او فرشته نیز با صبوری و درک شرایط، سعی در همراهی دارد. فیلم حق سکوت روایتی ساده اما تأثیرگذار از زندگی قشر متوسط جامعه ایرانی و فشارهای اقتصادی و اجتماعی است.
خلاصه داستان: دو ساعت بعد از سقوط یک هواپیما در نزدیکی مهرآباد، زندگی همسر یکی از مسافران به کلی دگرگون میشود. او که در انزوایی خودخواسته به سوگ نشسته، با پرسشی عمیق درباره عشق، فقدان و معنای زندگی مواجه میگردد. برای یافتن پاسخ، باید سفری طولانی و پرمعنا را در پیش بگیرد؛ سفری که او را به درون خود و روابطش بازمیگرداند. این فیلم با نگاهی شاعرانه به موضوع سوگ و عشق، داستانی احساسی و تفکربرانگیز روایت میکند.