خلاصه داستان: جسی و مارک هابسون پس از مرگ فرزندشان، کودکی هشت ساله به نام کودی را به فرزندخواندگی میپذیرند. اما خیلی زود متوجه میشوند که کودی مانند دیگر کودکان نیست؛ رویاها و کابوسهای او در بیداری به شکل فیزیکی تجسم مییابند. پروانههای زیبای رویاهای او خانه را پر میکنند و خاطرات دلپذیر را زنده میکنند، اما کابوسهایش موجودی ترسناک به نام «کابوسخوار» را به دنیای واقعی میآورند که زندگی همه را در معرض خطر قرار میدهد. جسی و مارک باید با راز تاریک گذشته کودی روبرو شوند و راهی بیابند تا او را از شر این نیروی شیطانی نجات دهند، در حالی که حقیقت تلخ مرگ فرزند خودشان نیز برملا میشود.
خلاصه داستان: کیت و همفری، زوج گرگهای آلفا و امگا، برای آمادهسازی آذوقه زمستانی راهی جنگل میشوند و سه تولهشان را به پدربزرگ و مادربزرگ میسپارند. اما طوفان برفی ناگهانی آنها را غافلگیر میکند و در دل کوهستان گرفتار میشوند. در این میان، تولهها که نگران غیبت والدینشان هستند، با کمک بقیه گروه گرگها و دوستانشان، سفری پرماجرا را برای یافتن آنها آغاز میکنند. در این مسیر، آنها با چالشهای طبیعی، حیوانات تازه و لحظات طنزآمیز روبهرو میشوند و اهمیت همکاری و شجاعت را درک میکنند. آیا تولهها میتوانند پیش از فرا رسیدن یخبندان بزرگ، والدین خود را نجات دهند و دوباره همه را دور هم جمع کنند؟
خلاصه داستان: در شب هالووین، سه دختر جوان پس از یک مهمانی، با دلقکی مرموز و شوم به نام آرت مواجه میشوند. آرت با ظاهری وحشتناک و رفتاری غیرقابلپیشبینی، آنها را در یک تعقیب و گریز مرگبار گرفتار میکند. این دلقک دیوانه با خشونتی بیرحم و بدون هیچ انگیزه مشخصی، قربانیان خود را یکییکی شکار میکند. ترس و وحشت در خیابانهای خلوت شهر گسترش مییابد و هیچکس از دست این قاتل بیرحم در امان نیست. فیلم با فضایی تاریک و پرتنش، به تصویری خشن و واقعگرایانه از ترس میپردازد.
خلاصه داستان: اولیویا، خبرنگاری اهل نیویورک، وقتی خبردار میشود که خواهرش مارلا باردار است، به ترکیه سفر میکند. مارلا بهتازگی رابطهای را تمام کرده، اما تصمیم میگیرد بچه را نگه دارد — و درست از همان زمان، اتفاقات شومی شروع به رخ دادن میکنند. اولیویا درگیر ماجراهایی میشود که ریشه در باورها و آیینهای کهن دارد و پای یک نیروی مرموز به زندگیشان باز میشود. او باید میان عقل و خرافه، و میان محبت خواهرانه و ترس از ناشناختهها، راهی برای نجات خانواده پیدا کند.
خلاصه داستان: در لسآنجلس سال ۱۹۶۷، مادری بیوه به نام آلیس همراه با دو دخترش برای رونق بخشیدن به کسبوکار فریبکارانه احضار ارواح، ترفند جدیدی را به کار میگیرند؛ اما ناخواسته شر واقعی را به خانه خود دعوت میکنند. زمانی که روحی بیرحم جسم دختر کوچکتر، دوریس، را تسخیر میکند، این خانواده کوچک با ترسهایی غیرقابل تصور روبهرو میشوند تا دختر را نجات داده و این موجود شریر را به دنیای دیگر بازگردانند. داستان با فاش شدن رازهای تلخ خانه و گذشتهای تاریک، پیچیدهتر میشود و مرز میان واقعیت و توهم را محو میکند.
خلاصه داستان: زندگی سدا، نقاشی جوان، با رویدادهای آسیبزایی که پیدرپی تجربه میکند، دچار تزلزل میشود. حال و هوای زندگیاش بهتدریج تاریکتر میشود. در همین زمان، نیرویی دیگر تحت تأثیر نیروهای شیطانی هدایت میشود. زنی که بدون خواست خود با چیزهایی فراتر از درکش ارتباط برقرار میکند، نمیتواند دلیل ترسهایش را درک کند و سرانجام با واقعیت روبهرو میشود. او باید میان هنر و جنون، میان واقعیت و توهم، راهی بیابد و راز نقاشی آخرش را کشف کند.