خلاصه داستان: فیلم کوتاه وضعیت اورژانسی روایتگر لحظاتی حساس در زندگی دختری شش ساله به نام نازنین است. مادر نازنین به دلیل شرایط حاد پزشکی نیاز به کمک فوری دارد و مأمور اورژانس برای مداوای او به خانهشان میآید. نازنین که از این وضعیت هراسان است، سعی میکند با نزدیک شدن به مأمور، پرده از رازی بردارد که مدتی است ذهنش را مشغول کرده است. این راز که برای کودکی در سن او سنگین به نظر میرسد، بر پیچیدگی ماجرا میافزاید و مرز میان خیال و واقعیت را در ذهن او محو میکند. هر لحظه، انتظار برای بهبود مادر، نازنین را به تصمیمی دشوار میکشاند. او در این مسیر با ترسهای کودکانه و درک ناقص خود از دنیای بزرگترها دستوپنجه نرم میکند. مأمور اورژانس نیز که درگیر نجات جان مادر است، ناخواسته به پل ارتباطی میان نازنین و حقیقت تبدیل میشود. فیلم با فضایی صمیمی و پرتعلیق، دغدغههای انسانی و عاطفی را در قالبی کوتاه و تأثیرگذار به تصویر میکشد و مخاطب را به همذاتپنداری با شخصیت کوچک اما قهرمان داستان دعوت میکند.
خلاصه داستان: داستان فیلم کلاوس در مورد جسپر، پسر تنبل رئیس اداره پست است که به عنوان آخرین شانس به شهر دورافتاده و یخزدهٔ اسمایرنزبورگ فرستاده میشود تا ظرف یک سال شش هزار نامه ارسال کند. در آنجا با کلاوس، اسباببازیسازی مرموز و مهربان آشنا میشود. آنها با همکاری هم، با ارسال اسباببازی به کودکان، سنت بابانوئل را به وجود میآورند و شهر سرد و بیامید را به مکانی پر از شادی و همبستگی تبدیل میکنند. این انیمیشن کریسمسی با داستانی گرم و خندهدار، مفاهیم دوستی، مهربانی و بخشش را به تصویر میکشد و یکی از تحسینشدهترین انیمیشنهای سال ۲۰۱۹ است.
خلاصه داستان: رابرت بیلوت، وکیل تازهوارد یک شرکت حقوقی بزرگ، در جریان تحقیقات درباره مرگ مشکوک دامهای یک کشاورز در ویرجینیای غربی، به شواهدی از آلودگی گسترده آب توسط شرکت شیمیایی دوپانت پی میبرد. او که در ابتدا فقط به دنبال یک پرونده ساده است، با کشف مستندات داخلی شرکت مبنی بر استفاده از ماده شیمیایی PFOA در تولید تفلون و تأثیر مخرب آن بر سلامت انسان، تصمیم میگیرد با وجود مخالفتهای فراوان و فشارهای مالی و روحی، سالها از زندگی خود را وقف مبارزه با این غول صنعتی کند. پروندهای که او آغاز میکند، به یکی از بزرگترین و طولانیترین دعاوی حقوقی زیستمحیطی در تاریخ آمریکا تبدیل میشود و زندگی شخصی و حرفهای بیلوت را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. اما او هرگز از تلاش خود دست نمیکشد و به دنبال اثبات این است که حتی قدرتمندترین شرکتها نیز باید در برابر قانون پاسخگو باشند.
خلاصه داستان: نوروال، مرد جوانی است که پس از سالها بیخبری، از پدرش نامهای دریافت میکند که او را به خانهای دورافتاده کنار اقیانوس دعوت میکند. نوروال که از این دعوت شگفتزده و کمی نگران است، تصمیم میگیرد به دیدار پدر برود. او که رابطهای سرد و قطع شده با پدرش داشته، امیدوار است این سفر فرصتی برای ترمیم رابطهشان باشد. اما از همان ابتدای ورود، فضای عجیب و رفتارهای غیرعادی پدر، شک و تردید را در دل نوروال ایجاد میکند. خانهای که خالی از هرگونه نشانهای از زندگی است و پدری که حرفهای ضد و نقیض میزند، نوروال را در موقعیتی پیچیده و پر از معما قرار میدهد. او به تدریج درمییابد که آنچه در این خانه انتظارش را میکشد، هیچکدام از تصوراتش نیست و رازهای تاریکی در کمین اوست.
خلاصه داستان: در آیندهای نزدیک، روی مکبراید، فضانوردی آرام و وظیفهشناس، مأموریتی خطرناک را آغاز میکند تا به لبههای بیرونی منظومه شمسی سفر کند و پدر گمشدهاش، کلیفورد مکبراید، را پیدا کند. پدر او ۲۸ سال پیش در جستجوی حیات هوشمند به سمت نپتون رفته و اکنون سیگنالهایی مرموز، بقای زمین را تهدید میکند. روی در این سفر پرمخاطره با رازهایی روبهرو میشود که نه تنها سرنوشت سیاره، بلکه ماهیت وجود انسان و جایگاه ما در کیهان را به چالش میکشد. او باید میان عشق به پدر و مسئولیتش در قبال بشریت، تصمیمی دشوار بگیرد.
خلاصه داستان: در کلن افسانهای، الفکینزها کوتولههایی بودند که شبها مخفیانه به صنعتگران کمک میکردند تا اینکه ۲۰۰ سال پیش توسط همسر بدخواه یک خیاط از شهر رانده شدند. حالا نسل جدیدی از الفکینزها در زیرزمینها زندگی میکنند و هلم، دختر جوان و کنجکاو، برخلاف سنت قبیلهاش آرزوی دیدن دنیای آدمها را دارد. او به همراه دوستانش از مخفیگاه بیرون میزند و با یک نانوای تنها و غمگین آشنا میشود. هلم با کشف راز شیرینیپزی و کمک به نانوا، درمییابد که تفاوتها نه تنها ترسناک نیستند، بلکه میتوانند به پلهایی برای دوستی و همکاری تبدیل شوند. این ماجراجویی شیرین، آنها را به سفری میبرد که در آن طعم واقعی زندگی و همدلی را میچشند.