خلاصه داستان: دختری با حسی ویژه که قادر به دیدن ارواح است، پس از جدایی از دوستپسرش و خسته شدن از زندگی در شهر بزرگ، تصمیم میگیرد مدتی از آن فاصله بگیرد. او به تنهایی راهی یک اقامتگاه دورافتاده در شمال میشود، آن هم در فصل کممسافر موسوم به «فصل خلوت». در این خلوت، او با اهالی بومی و مسافران معدودی روبهرو میشود که هرکدام داستانی دارند. آرامش اولیه با برخوردهای غیرمنتظره و حضور ارواح و رازهای پنهان بر هم میخورد. او باید میان ترسهای درونی و واقعیتهای بیرونی تعادل برقرار کند و در این مسیر، گذشتهاش را دوباره مرور میکند. این سفر، فرصتی برای بازسازی روابط و یافتن معنای تازهای در زندگی به او میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «تکتیرانداز» به کارگردانی علی غفاری، روایتی از زندگی عبدالرئوف زرین، تکتیرانداز نامدار ایرانی در جنگ ایران و عراق است. زرین که با سلاح دراگونوف میجنگید، به دلیل مهارت بینظیرش به عنوان یکی از مؤثرترین تکتیراندازان تاریخ جنگهای معاصر شناخته میشود. داستان فیلم به فراتر از آمار و ارقام میرود و تلاش میکند ابعاد انسانی این قهرمان جنگی را به تصویر بکشد. او در حالی که با تردیدهای درونی و فشارهای روانی ناشی از جنگ دستوپنجه نرم میکند، مسئولیت خطیری بر دوش میکشد. فیلم با نگاهی واقعگرایانه به فضای جبههها، مخاطب را با چالشهای اخلاقی و عاطفی یک سرباز در موقعیتهای دشوار همراه میکند. اجرای قابل توجه بازیگران و فضاسازی دقیق صحنههای نبرد، از ویژگیهای برجسته این اثر سینمایی است.
خلاصه داستان: پس از نقلمکان به خانهای جدید در حومه شهر، خانوادهای کوچک با اتفاقات عجیبی مواجه میشوند. دختربچهای به نام یی-نا شروع به رفتارهای نگرانکننده میکند و ادعا میکند که چیزی در کمد اتاقش وجود دارد. پدرش، سانگ-وون، که از مرگ همسرش هنوز در سوگ است، در ابتدا این رفتارها را به مشکلات روحی دخترش نسبت میدهد. اما یک روز یی-نا به طور مرموزی ناپدید میشود و تمام جستجوها بینتیجه میماند. در نهایت، یک جنگیر به نام کانگ-هون به کمک پدر میآید و پرده از راز تاریکی برمیدارد که ریشه در گذشته دارد.
خلاصه داستان: جی.دی. ونس، دانشجوی حقوقی از جنوب اوهایو، در آستانهی به دست آوردن شغلی رؤیایی در یک شرکت حقوقی معتبر است. اما یک تماس اضطراری از خانواده، او را مجبور میکند به شهری که سالها از آن گریخته بود بازگردد. مادرش، بث، پس از مصرف بیش از حد مواد مخدر در بیمارستان بستری شده است و جی.دی باید در کنار خواهرش لیندسی، از او مراقبت کند. این بازگشت ناخواسته، خاطرات کودکی او را در دل کوهستانهای آپالاش زنده میکند؛ جایی که مادربزرگش ماماو، با وجود تمام سختیها، سعی داشت آیندهای بهتر برای او بسازد. جی.دی در میان تنشهای خانوادگی، فقر و اعتیاد، باید با گذشتهاش کنار بیاید و راهی برای حفظ امید و آیندهاش پیدا کند.
خلاصه داستان: تاد و سگ وفادارش برای زندگی تازه به خانهای روستایی و دورافتاده نقل مکان میکنند، اما آرامش آنها با رخدادهایی ترسناک و ماوراءطبیعی درهم میشکند. به زودی مشخص میشود که نیروی تاریکی در آن مکان ساکن است و به دنبال آسیب زدن به تاد است. در این میان، سگ کوچک اما شجاع، با وفاداری بیپایان، تنها کسی است که میتواند از صاحبش در برابر این تهدید محافظت کند. اما او چگونه میتواند با موجودی که از دنیای دیگر آمده روبهرو شود؟
خلاصه داستان: پس از قتل وحشیانه همسرش، افسر پلیس بزرگراه کانزاس به نام هاروی (شان راجرز) تصمیم میگیرد شخصاً قاتل را پیدا کند. او با کمک همکارانش وارد پروندهای پیچیده میشود که به قاتل زنجیرهای سادیسمی ختم میشود. هرچه بیشتر پیش میرود، رازهای تاریکتری آشکار میشود و هاروی باید با دیوهای درونی خود مبارزه کند. این فیلم یک تریلر روانشناختی است که مرز بین واقعیت و توهم را محو میکند و بیننده را تا پایان در تعلیق نگه میدارد.