خلاصه داستان: پس از نقلمکان به خانهای جدید در حومه شهر، خانوادهای کوچک با اتفاقات عجیبی مواجه میشوند. دختربچهای به نام یی-نا شروع به رفتارهای نگرانکننده میکند و ادعا میکند که چیزی در کمد اتاقش وجود دارد. پدرش، سانگ-وون، که از مرگ همسرش هنوز در سوگ است، در ابتدا این رفتارها را به مشکلات روحی دخترش نسبت میدهد. اما یک روز یی-نا به طور مرموزی ناپدید میشود و تمام جستجوها بینتیجه میماند. در نهایت، یک جنگیر به نام کانگ-هون به کمک پدر میآید و پرده از راز تاریکی برمیدارد که ریشه در گذشته دارد.
خلاصه داستان: جی.دی. ونس، دانشجوی حقوقی از جنوب اوهایو، در آستانهی به دست آوردن شغلی رؤیایی در یک شرکت حقوقی معتبر است. اما یک تماس اضطراری از خانواده، او را مجبور میکند به شهری که سالها از آن گریخته بود بازگردد. مادرش، بث، پس از مصرف بیش از حد مواد مخدر در بیمارستان بستری شده است و جی.دی باید در کنار خواهرش لیندسی، از او مراقبت کند. این بازگشت ناخواسته، خاطرات کودکی او را در دل کوهستانهای آپالاش زنده میکند؛ جایی که مادربزرگش ماماو، با وجود تمام سختیها، سعی داشت آیندهای بهتر برای او بسازد. جی.دی در میان تنشهای خانوادگی، فقر و اعتیاد، باید با گذشتهاش کنار بیاید و راهی برای حفظ امید و آیندهاش پیدا کند.
خلاصه داستان: تاد و سگ وفادارش برای زندگی تازه به خانهای روستایی و دورافتاده نقل مکان میکنند، اما آرامش آنها با رخدادهایی ترسناک و ماوراءطبیعی درهم میشکند. به زودی مشخص میشود که نیروی تاریکی در آن مکان ساکن است و به دنبال آسیب زدن به تاد است. در این میان، سگ کوچک اما شجاع، با وفاداری بیپایان، تنها کسی است که میتواند از صاحبش در برابر این تهدید محافظت کند. اما او چگونه میتواند با موجودی که از دنیای دیگر آمده روبهرو شود؟
خلاصه داستان: پس از قتل وحشیانه همسرش، افسر پلیس بزرگراه کانزاس به نام هاروی (شان راجرز) تصمیم میگیرد شخصاً قاتل را پیدا کند. او با کمک همکارانش وارد پروندهای پیچیده میشود که به قاتل زنجیرهای سادیسمی ختم میشود. هرچه بیشتر پیش میرود، رازهای تاریکتری آشکار میشود و هاروی باید با دیوهای درونی خود مبارزه کند. این فیلم یک تریلر روانشناختی است که مرز بین واقعیت و توهم را محو میکند و بیننده را تا پایان در تعلیق نگه میدارد.
خلاصه داستان: نولان، یک پدر جوان و عکاس، پس از مرگ همسرش در یک سانحه رانندگی، حافظه خود را از دست میدهد. او برای بازگشت به زندگی عادی، تحت یک روش درمانی آزمایشی با فناوری جعبه سیاه قرار میگیرد. اما با هر بار استفاده از این دستگاه، خاطراتی عجیب و وحشتناک از گذشتهای که نمیشناسد به او هجوم میآورند. او به تدریج متوجه میشود که جعبه سیاه تنها ابزاری برای بازیابی حافظه نیست، بلکه دروازهای به سوی یک حقیقت تاریک و ترسناک است که هویت او را به چالش میکشد. نولان باید میان واقعیت و توهم، و گذشته و حال، راهی برای نجات خود و دخترش پیدا کند.
خلاصه داستان: فیلم درخت گردو به کارگردانی محمدحسین مهدویان، روایتی درام و تاریخی از زندگی قادر مولانپور، مردی از روستای مرزی رشهرمه در نزدیکی سردشت است. داستان در سه بازه زمانی ۱۳۶۶، ۱۳۸۴ و ۱۳۹۵ روایت میشود و بر پایه اتفاقی واقعی و تلخ ساخته شده است. قادر و خانوادهاش درگیر فاجعه بمباران شیمیایی سردشت میشوند و این حادثه تأثیری عمیق بر زندگی آنان میگذارد. فیلم با نگاهی انسانی و بیطرفانه، ابعاد شخصی و اجتماعی این تراژدی را به تصویر میکشد و تلاشهای قادر برای زنده ماندن و حفظ خانوادهاش را در برابر مصائب نشان میدهد.