خلاصه داستان: دهلی نو، زمستان 1993. یک جوان ناشنوا توسط «دفتر» دستگیر و به جاسوسی متهم می شود. یک کارشناس زبان اشاره به عنوان مترجم برای مامور دولت و "جاسوس" وارد می شود. کشف رمز و راز سفری است که متخصص زبان اشاره را به گرداب تاریک رقابت بین سازمان های اطلاعاتی، فریب و فساد می کشد، جایی که خط افق بین بی گناهی و گناه تیره می شود.
خلاصه داستان: پس از برخورد یک شهابسنگ جادویی به شهر ماجراجویی، سگهای نگهبان تواناییهای فراطبیعی پیدا میکنند و به تیمی قدرتمند تبدیل میشوند. اما همزمان، هامدینگر که از زندان فرار کرده، با یک دانشمند دیوانه به نام ویکتوریا ونس متحد میشود تا از قدرت کریستالها برای اهداف شوم خود استفاده کند. سگهای نگهبان باید یاد بگیرند که با وجود قدرتهای جدید، همکاری و اعتماد به یکدیگر کلید اصلی نجات شهر است.
خلاصه داستان: جیمی ارسکین، منتقد سرشناس تئاتر لندن، با قلم تند و بیرحم خود، بازیگران و نمایشها را زیر ذرهبین میگیرد. او پس از مرگ صاحب مجلهای که نقدهایش را منتشر میکند، با مدیر جدیدی روبهرو میشود که به دنبال تغییر رویه است. در این میان، جیمی با بازیگر جوانی به نام نینا لند آشنا میشود و رابطهای پیچیده میان آنها شکل میگیرد. این آشنایی، او را وارد بازیهای پنهان و توطئههای پشت پرده تئاتر میکند و مرزهای اخلاقی و حرفهای را به چالش میکشد. داستان در لندن دهه ۱۹۳۰ روایت میشود و به قدرت، فساد و وسواس در دنیای هنر میپردازد.
خلاصه داستان: مسکو، اواسط اکتبر ۱۹۵۲، نوزدهمین کنگره حزب کمونیست شوروی به تازگی پایان یافته است. یک آپارتمان مشترک در بولشایا پیروگوکا. در یکی از اتاقها خانواده پتکویچ زندگی میکنند: آریادنا به همراه همسرش بوریس و والدینش، پروفسور فلسفه پیوتر کازیمرویچ و همسرش آنجلینا فیودورونا. در این چند ماه باقیمانده تا مرگ استالین، این خانواده با مجموعهای از وقایع دراماتیک مواجه میشود. اما در پسزمینهای از دوران وحشتناک، یهودستیزی، پرونده ساختگی «پزشکان»، تهمتزنیها و خبرچینیها، افرادی وجود دارند که بدون از دست دادن شأن و وقار خود، به زندگی ادامه میدهند.
خلاصه داستان: الکس، نوجوانی که از آمریکا به مکزیک سفر میکند تا تعطیلات را با پدربزرگش بگذراند، به طور تصادفی موجودی افسانهای به نام چوپاکابرا را در آلونک پدربزرگ پیدا میکند. این موجود کوچک و آسیبپذیر که از خانوادهاش جدا شده، به کمک الکس و دوستانش نیاز دارد. الکس با وجود ترسهای اولیه، به چوپا دلبسته میشود و تصمیم میگیرد از او در برابر خطرات محافظت کند. آنها با هم سفری پرماجرا را آغاز میکنند تا چوپا را به خانوادهاش بازگردانند و در این مسیر، رازهای پنهان و پیوندهای خانوادگی را کشف میکنند.
خلاصه داستان: در شهر آرمانشهری المنتال سیتی، امبر، دختری جوان و سرسخت ساختهشده از آتش، با وید، مردی آرام و احساساتی از جنس آب، آشنا میشود. این دو که از دو عنصر متضادند، در جریان یک ماجرای غیرمنتظره، دوستی عمیقی پیدا میکنند. اما این رابطه برای امبر که خانوادهاش در محلهای جدا از دیگر عناصر زندگی میکنند، چالشهایی به همراه دارد. او باید با تعصبات موجود کنار بیاید و درک کند که تفاوتها میتوانند به پلی برای همدلی تبدیل شوند. داستان درباره پذیرش دیگری و غلبه بر ترس از ناشناختههاست و سفری احساسی را روایت میکند که در آن عناصر نهتنها با هم کنار میآیند، بلکه از یکدیگر میآموزند.