خلاصه داستان: فیلم خرچنگ داستان پسر جوانی به نام سعید را روایت میکند که به دنبال یک شبه پولدار شدن است و اهل کار سخت نیست. او مدتها به دنبال پیرزنهای پولدار میرود تا با آنها ازدواج کند و پس از مرگشان ثروت هنگفتی به ارث ببرد. اما این نقشهها همیشه طبق برنامه پیش نمیرود و سعید با موانع و موقعیتهای خندهداری روبرو میشود. در این مسیر، او با شخصیتهای مختلفی از جمله زنانی که هدف گرفته و اطرافیانشان مواجه میشود. فیلم خرچنگ با نگاهی طنزآمیز به موضوع طمع و پولپرستی، مخاطب را به خنده وامیدارد و در عین حال پیامهای اخلاقی جالبی دارد. با بازی حامد آهنگی، گوهر خیراندیش و محمدرضا علیمردانی، این کمدی موقعیتهای بامزهای خلق میکند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۳۱، خواهر و برادر دوقلویی به نامهای آیدا و لوک به همراه پدرشان در مزرعهای دورافتاده در اورگان زندگی میکنند. مادرشان به تازگی درگذشته و آنها درگیر غم و اندوه و نیز سوالاتی درباره مرگ او هستند. آنها به تدریج نشانههایی از نیروهای ماوراءالطبیعه را در اطراف خانه کشف میکنند و با یک رسانه محلی آشنا میشوند که ادعا میکند میتواند با مادرشان ارتباط برقرار کند. این کشف آنها را به سفری پر رمز و راز میکشاند تا حقیقت را درباره گذشتهشان و رازهای پنهان خانواده پیدا کنند.
خلاصه داستان: سانتی، یک راننده تاکسی معمولی در مادرید، پس از یک حمله تروریستی که به طور تصادفی در آن درگیر میشود، به گروگان گرفته میشود. او در میان هرج و مرج و ترس، با یکی از عاملان حمله روبرو میشود که او را مجبور به همکاری میکند. در این میان، پلیس در تلاش است تا هویت گروگانگیران را شناسایی کند و سانتی را نجات دهد. اما سانتی به تدریج متوجه میشود که این ماجرا فراتر از یک حمله ساده است و پای رازهای پیچیدهای در میان است. او باید در حالی که بین زندگی و مرگ تعادل برقرار میکند، حقیقت را کشف کند و راهی برای رهایی بیابد.
خلاصه داستان: خانوادهای برای تعطیلات به خانهای اجارهای در حومه شهر میروند. اما با قطع شدن ناگهانی تمام وسایل الکترونیکی و ارتباطات، آرامششان به هم میریزد. دو غریبه ناشناس در نیمهشب به در خانه میآیند و ادعا میکنند که صاحبان واقعی آن خانه هستند. این برخورد، شک و تردید را در دل خانواده ایجاد میکند و آنها را در وضعیتی از بیاعتمادی و ترس فرو میبرد. در حالی که رویدادهای غیرقابل توضیحی در بیرون رخ میدهد، هر دو گروه مجبور به همکاری برای بقا میشوند. مرزهای میان دوست و دشمن کمرنگ میشود و حقیقت تلخی درباره دنیای مدرن و آسیبپذیری آن آشکار میگردد.
خلاصه داستان: «بینامی» داستان زن و شوهری است که سالها پیش دانشجوی تئاتر بودهاند و حالا در یک کافیشاپ زندگی میکنند. یک روز، یکی از همکارانشان ناپدید میشود و همین اتفاق ساده، زندگی آرام آنها را بر هم میزند. قهرمان داستان به بهانه یافتن او، ناخواسته به دنبال خودِ گذشتهاش میگردد و با بحرانهای حلنشدهای روبهرو میشود. این جستوجو، او را به سفری درونی میبرد و مرز میان خیال و واقعیت را کمرنگ میکند. فیلم با نگاهی ظریف به روابط انسانی، پشیمانیها و رؤیاهای از دسترفته، تلاش میکند تا معنای تازهای برای زندگی بیابد.
خلاصه داستان: جسیکا، پرلا، جولی، نعیما و آریان همگی در شرایط سختی بزرگ شدهاند و در یک پناهگاه مخصوص مادران جوان اسکان داده شدهاند. آنها در تلاشاند تا با وجود چالشهای فراوان، زندگی بهتری برای خود و فرزندانشان بسازند. این فیلم روایتی صمیمی و بیپیرایه از مقاومت، همدلی و امید در میان مادرانی است که با وجود سن کم، بار سنگین مسئولیت را بر دوش میکشند. داستان بر روابط میان این زنان جوان و تلاش آنها برای یافتن هویت و آیندهای مستقل تمرکز دارد.