خلاصه داستان: یک کارآگاه مصمم در مسابقهای با زمان است تا یک نمایش بازی پیچخورده را در دارکوب متوقف کند، جایی که اسیران مجبور میشوند برای زندگی خود با هم رقابت کنند. او باید در حالی که قاتل زنجیرهای بازی را طراحی میکند، از قربانیان محافظت کند.
خلاصه داستان: خانواده اشپنگلر به نیویورک بازمیگردند تا با شکارچیان ارواح اصلی در آتشخانه نمادین شهر متحد شوند. در همین حال، کشف یک مصنوع باستانی، نیرویی شیطانی به نام «گاراکا» را آزاد میکند که قصد دارد جهان را در عصر یخبندانی تازه فرو ببرد. شکارچیان ارواح قدیمی و جدید باید با یکدیگر همکاری کنند تا خانه و سیاره را از این تهدید نجات دهند.
خلاصه داستان: تلما پست، زنی ۹۳ ساله که زندگی آرامی دارد، ناگهان با تماس تلفنی کلاهبرداری مواجه میشود که در آن شخصی خود را نوهاش معرفی کرده و او را فریب میدهد. پس از اینکه تلما متوجه میشود مبلغ قابل توجهی از او گرفته شده، تصمیم میگیرد به جای نشستن و افسوس خوردن، خودش دست به کار شود. او با کمک یک دوست قدیمی و همراهیهای غیرمنتظره، وارد یک ماجراجویی شهری میشود تا پولش را پس بگیرد. این سفر نه تنها او را با چالشهای فیزیکی و اجتماعی روبهرو میکند، بلکه او را به بازنگری در روابط خانوادگی و استقلال شخصیاش وا میدارد. فیلم تلما با ترکیبی از کمدی و لحظات احساسی، تصویری تازه از سالمندی و اراده ارائه میدهد.
خلاصه داستان: در ادامهٔ داستان، آویناش ورما، کارآگاه باتجربه، با جنایت هولناکی روبهرو میشود: قتل وزیر و چند شهروند عادی در یک تیراندازی جمعی در بار «جغد شب». او همراه تیمش وارد پروندهای پیچیده میشود که در لایههای زیرین آن، توطئهای تاریک و سازمانیافته قرار دارد. هر سرنخ، آنها را به افرادی قدرتمند و بیرحم میرساند که برای رسیدن به اهداف خود از هیچ جنایتی ابا ندارند. ورما باید میان حقیقت و فریب، و عدالت و انتقام، راهی بیابد. او در این مسیر با مقاومتهایی از سوی مافیا و حتی همکارانش مواجه میشود. این فیلم پرتعلیق و نفسگیر، داستانی پرکشش از جنایت، فساد و رازهای پنهان را روایت میکند.
خلاصه داستان: سیدارت روی، مرد جوانی است که در تلاش برای یافتن معنای زندگی، وارد سفری احساسی و پرپیچوخم میشود. او در این مسیر با عشق، درد و خاطرات گذشتهاش روبهرو میشود و باید با انتخابهای سختی دستوپنجه نرم کند. این فیلم داستانی دراماتیک درباره هویت، تنهایی و جستجوی رستگاری است. سیدارت در میان روابط پیچیده انسانی، معنای عمیقتری از زندگی را کشف میکند و با پذیرش آسیبهای روحی، به سوی آیندهای روشنتر گام برمیدارد.
خلاصه داستان: در دهه ۱۹۶۰ میلادی، زمانی که شیر و غلات بر صبحانه آمریکاییها حکومت میکردند، غولهای صنعت غلات یعنی شرکتهای کالوگ و پست وارد یک رقابت نفسگیر و پنهانی شدند. باب کابانا، مدیر خلاق کالوگ، مأموریت پیدا میکند تا شیرینیای انقلابی بسازد که سفره صبحانه را برای همیشه تغییر دهد: یک اسنک میلهای با طعم توتفرنگی که بعداً به «پاپتارت» معروف میشود. اما این مأموریت ساده به نظر نمیرسد؛ زیرا شرکت رقیب نیز با تمام توان به دنبال ساخت محصولی مشابه است. در این میان، فضانوردان ناسا، کارمندان عجیبوغریب، مأموران دولتی و حتی جان اف. کندی نیز به ماجرا کشیده میشوند. این کمدی پرستاره، نگاهی طنزآمیز به تاریخ واقعی اختراع پاپتارت دارد و تلاشهای دیوانهوار دو شرکت برای تصاحب بازار صبحانه را روایت میکند.