خلاصه داستان: پسران ساحل، مستندی سینمایی به کارگردانی فرانک مارشال و تام زیمنی، روایتی از ظهور و ماندگاری گروه موسیقی افسانهای بیچ بویز است. این فیلم با تکیه بر مصاحبههای اختصاصی و تصاویر آرشیوی، داستان برادران ویلسون و همراهانشان را از نخستین روزهای شکلگیری در گاراژ خانگی تا اوج شهرت جهانی روایت میکند. هماهنگی صوتی بینظیر و ملودیهای الهامبخش آنها، موسیقی پاپ را متحول کرد و نسلهای متعددی را تحت تأثیر قرار داد. مستند پسران ساحل به بررسی فراز و نشیبهای زندگی اعضای گروه، رقابتهای هنری، و چالشهای شخصی آنها میپردازد و نشان میدهد که چگونه خلاقیت و پشتکار، آنها را به یکی از تأثیرگذارترین گروههای تاریخ موسیقی تبدیل کرد. این اثر با نگاهی نوستالژیک، میراث ماندگار بیچ بویز و تأثیر عمیق آنها بر فرهنگ عامه را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: دختر نوجوانی به نام پاونی پس از آنکه برادرش به دست پلیس کشته میشود، به کانر Reed پناه میبرد؛ مردی که به تازگی از زندان آزاد شده و دارای تواناییهای ویژه است. کانر و دوستش گرت که یک مأمور سابق پلیس است، تصمیم میگیرند از پاونی در برابر نیروهای فاسد پلیس لینکلن سیتی محافظت کنند. پلیس با استفاده از رباتهای پیشرفته و فناوری نظارتی، در تلاش است تا هرگونه مدرک و شاهدی را از بین ببرد. این درگیری، کانر را با گذشتهاش مواجه میکند و او مجبور میشود برای نجات پاونی، با قدرتی که همیشه از آن فرار کرده است روبهرو شود. آنها در شهری که افراد دارای ابرقدرت به حاشیه رانده شدهاند، باید بین قانون و عدالت یکی را انتخاب کنند.
خلاصه داستان: این فیلم مستند، روایتی صمیمی و بیپرده از دوازده روز پایانی دوران حرفهای راجر فدرر، اسطوره تنیس جهان، ارائه میدهد. این اثر که در ابتدا به عنوان یک ویدیوی خصوصی و خانوادگی تصویربرداری شد، هرگز برای پخش عمومی طراحی نشده بود. در این مستند، فدرر در کنار خانواده، دوستان و مربیانش آخرین فصل از زندگی ورزشی خود را مرور میکند. همچنین رافائل نادال، نواک جوکوویچ و اندی موری، از بزرگترین رقبای او، در این فیلم حضور دارند و نگاهی نزدیک به رقابتهای تاریخی و احترام متقابل میان این اسطورهها ارائه میدهند. «فدرر: دوازده روز پایانی» نه تنها یک مستند ورزشی، بلکه پرترهای احساسی از یک قهرمان است که با فروتنی و وقار با وداع از دنیای حرفهای روبرو میشود و لحظات ناب انسانی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: لوئیز، زنی ۲۸ ساله و بیهدف ساکن بروکلین، پس از جدایی از دوست پسرش و در حالی که با بطالت و افسردگی دستوپنجه نرم میکند، در یک اتفاقی که حاصل بیاحتیاطی و مستی اوست، دچار شکستگی لگن میشود. این حادثه او را به بخش فیزیوتراپی میکشاند؛ جایی پر از بیماران مسنتر از خودش. در آنجا با آنتونینا، زنی لهستانی و بداخلاق که انگلیسی نمیفهمد، آشنا میشود. لوئیز برای مراقبت از او شغلی میپذیرد. هر دو از این وضعیت ناراضیاند، اما این برخورد اجباری، آنها را با واقعیت پیری و لزوم بزرگشدن مواجه میکند.
خلاصه داستان: سانگ جین، روزنامهنگار جوانی که در آستانه از دست دادن شغل خود است، به طور اتفاقی به یک پرونده مهم برمیخورد. او در جریان تحقیقات خود، به شبکهای پیچیده از عملیاتهای سایبری دست مییابد که در آن، نظرات جعلی و اخبار دروغین در رسانههای اجتماعی تولید و منتشر میشود تا افکار عمومی را به نفع گروههای قدرتمند دستکاری کنند. سانگ جین که به یک کارخانه ترول نفوذ کرده، با حقایق تلخی درباره قدرت نامرئی پشت پرده فضای مجازی مواجه میشود. او باید میان امنیت شخصی خود، اصول اخلاقیاش و حقیقتیابی برای افکار عمومی یکی را انتخاب کند و در این مسیر، خطرات و تهدیدهایی زندگی او را تهدید میکند.
خلاصه داستان: بئاتریس، دختر جوانی که پس از از دست دادن مادرش و در آستانه جراحی قلب، به آپارتمان قدیمی پدرش در نیویورک نقل مکان میکند، به تدریج متوجه میشود که میتواند موجودات عجیبی را ببیند که دیگران قادر به دیدنشان نیستند. این موجودات، دوستان خیالی هستند که توسط کودکان ساخته شدهاند اما با بزرگ شدن آنها، رها شدهاند. بئاتریس با کمک کال، همسایهای مرموز و مهربان، تصمیم میگیرد تا این دوستان خیالی را به کودکان جدیدی متصل کند. در این مسیر، او با شخصیتهای بامزه و گاه غمگینی مانند بلا، غول بنفش بزرگ، و اسبی به نام بلو آشنا میشود. این سفر نه تنها به او کمک میکند تا با غم خود کنار بیاید، بلکه معنای واقعی دوستی و تخیل را دوباره کشف کند.