خلاصه داستان: پس از فرار از اروپای پس از جنگ، لاسلو توث، معمار پیشگام، به آمریکا میآید تا زندگی، حرفه و ازدواجش با همسرش اِرزِبِت را از نو بسازد؛ ازدواجی که در دوران جنگ، به دلیل تغییر مرزها و حکومتها، از هم گسسته شده بود. لاسلو که اکنون در کشوری غریب تنهاست، در پنسیلوانیا ساکن میشود؛ جایی که هریسون لی ون بورن، صنعتگر ثروتمند و بانفوذ، استعداد او را در معماری تشخیص میدهد. اما قدرت و میراث، بهایی سنگین دارند.
خلاصه داستان: موریس، ۱۷۵۹. جزیرهای زیر سلطه استعمار فرانسه که مزارع نیشکر آن با کار اجباری بردگان آفریقایی تبعیدی میچرخد. ماسامبا، بردهای میانسال و خسته، پس از سالها تحمل، تسلیم سرنوشت شده و فقط برای بقای خود و دخترش ماتی تلاش میکند. اما ماتی ۱۶ ساله برخلاف پدر، روحیهای سرکش دارد و نمیخواهد زندگیاش را در سایه ظلم و بردگی بپذیرد. وقتی خشونت اربابان فرانسوی از حدی میگذرد و زندگی اهالی روستا را بیش از پیش تهدید میکند، ماتی تصمیمی جسورانه میگیرد که آرامش شکننده آنها را به هم میریزد. این تصمیم، پدر و دختر را وارد مسیری پرمخاطره میکند؛ فراری که در دل جنگلها و کوهستانهای موریس آغاز میشود و آنها را با واقعیتهای تازهای از آزادی، امید و بهای سنگین آن روبهرو میسازد. در این مسیر، ماسامبا باید میان ترس دیرینه و عشق پدرانهاش به ماتی، یکی را برگزیند.
خلاصه داستان: آوری و لوگان دو سال پیش با هم قرار میگذاشتند، اما رابطهشان به شکلی ناخوشایند به پایان رسید. حالا هر دو با شرکای جدید خود وارد یک رابطه جدی شدهاند و برای اولین بار قرار است کریسمس را با خانوادههایشان بگذرانند. اما وقتی متوجه میشوند که شریکهای جدیدشان خواهر و برادر هستند و قرار است هر دو در یک خانه کریسمس را جشن بگیرند، مجبور میشوند یک هفته را زیر یک سقف بگذرانند. آنها در حالی که باید گذشته عاشقانه خود را پنهان کنند، با موقعیتهای خندهدار و پرتنشی مواجه میشوند.
خلاصه داستان: ماریا، زنی چهلساله و مادر چهار فرزند، در تلاش است تا میان زندگی خانوادگی و شغلی پرتنش خود تعادل برقرار کند. همسر دومش، زیگموند، به دلیل شغلی که دارد مدام در سفر است و همین فاصلهها، شکاف عاطفی میان آنها را عمیقتر میکند. با افزایش فشارهای ناشی از انتظارات متضاد، رابطهشان به تدریج از هم میپاشد و ماریا ناگزیر با واقعیتهای تلخی درباره خود و انتخابهایش روبهرو میشود. فیلم دوست داشتنی روایتی صمیمی و بیپرده از پیچیدگیهای عشق، هویت و پذیرش مسئولیت است.
خلاصه داستان: در کرالای جنوب هند، خانوادهای آرام درگیر تحقیقات پلیس درباره ناپدید شدن مرموز چند گردشگر میشود. رازهای پنهان و دروغهای خانوادگی کمکم برملا میشود و هر یک از اعضای خانواده در هالهای از ابهام فرو میروند. کارآگاه پرونده با کنار هم چیدن سرنخهای پراکنده، به خانه این خانواده و باغ پر از گل کاغذی آن میرسد؛ جایی که به نظر میرسد پاسخ بسیاری از پرسشها در آن دفن شده است. فیلم با فضاسازی تعلیقی، مخاطب را به دل یک معمای پیچیده میبرد و لایههای پنهان شخصیتها را یکییکی آشکار میکند.
خلاصه داستان: کیارا ماسترویانی، بازیگر زن، در میانه بحران هویتی و در آستانه پنجاهسالگی، خود را به شکلی عجیب شبیه پدر فقیدش، مارچلو ماسترویانی، میبیند. او که تحت تأثیر این شباهت و فشارهای ذهنی قرار گرفته، تصمیم میگیرد برای مدتی هویت مارچلو را بر خود بگیرد و مانند او زندگی کند. این سفر عجیب و تأملبرانگیز، او را به پاریس و ایتالیا میکشاند و در طول مسیر با مادرش کاترین دنو و دوستان قدیمی پدرش روبرو میشود. فیلم «مارچوی من» (Marcello Mio) با ترکیب واقعیت و خیال، به درونمایههای هویت، میراث خانوادگی، هنر و رهایی از انتظارات دیگران میپردازد. کیارا در این سفر نه تنها با خاطرات پدر، بلکه با جنبههای پنهان شخصیت خودش نیز مواجه میشود و در نهایت باید تصمیم بگیرد که میخواهد چه کسی باشد.