خلاصه داستان: در آسمان اتفاق عجیبی رخ میدهد. تنها یک زن جوان و چند نفر از دوستان منزویترش متوجه آن میشوند… اما آنها بیصدا هستند، چون اوضاع هر لحظه عجیبتر میشود — حتی در پایین، روی زمین، وضعیت بیش از پیش به چیزی تبدیل میشود که با نگرانی «عادی» نامیده میشود.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۷۱، برزیل زیر سایه دیکتاتوری نظامی قرار دارد. خانواده پایوا — روبنس، یونیس و پنج فرزندشان — در خانهای ساحلی در ریودوژانیرو زندگی میکنند که همواره به روی دوستان و آشنایان باز است. اما آرامش این خانواده با ناپدید شدن روبنس، که برای بازجویی برده میشود و دیگر بازنمیگردد، به هم میریزد. یونیس و فرزندانش در تلاش برای یافتن حقیقت و حفظ بقای خود، با مقاومتی خاموش اما پرشور روبهرو میشوند. این فیلم بر اساس کتاب خاطرات یونیس پایوا، روایتی تأثیرگذار از عشق، امید و مبارزهای انسانی در برابر بیعدالتی است.
خلاصه داستان: یک قمارباز ورشکسته به همراه دو دوست احمقش، نقشهای پیچیده میکشند تا بدهیهای عظیم قمارشان را پرداخت کنند؛ آن هم با ازدواج با دختر دردسرساز و ناسازگار یک میلیاردر تازهبهدورانرسیده. این سه نفر که هیچکدام توانایی مدیریت حتی سادهترین امور زندگی را ندارند، وارد ماجرایی پر از سوءتفاهم و موقعیتهای کمیک میشوند. نقشهای که قرار بود راهی سریع برای خلاصی از مشکلات مالی باشد، به سرعت به یک هرجومرج تمامعیار تبدیل میشود؛ زیرا دختر میلیاردر نیز نقشهها و اهداف شخصی خودش را دارد و هیچکدام از آنها با برنامههای این سه مرد هماهنگ نیست. هرچه پیش میروند، دروغها پیچیدهتر و وضعیت خطرناکتر میشود و آنها باید میان نقشه اصلی و نجات خودشان از مهلکهای که خود ساختهاند، یکی را انتخاب کنند. فیلم نقشه ازدواج یک کمدی موقعیت پرتعلیق است که در آن هیچچیز آنطور که برنامهریزی شده پیش نمیرود.
خلاصه داستان: آنا، کارآموز جوان و بلندپروازی است که در دنیای رقابتی هنر، به دنبال جلب توجه رئیس مستبد خود، کلر، است. او در یک سفر کاری مهم، به طور غیرمنتظرهای به کلاس اول پرواز ارتقا مییابد و در آنجا با ویل، مردی جذاب و موفق، آشنا میشود. در یک لحظه غفلت، آنا اجازه میدهد ویل تصور کند که او مدیر ارشد شرکت است. این دروغ کوچک، او را وارد یک گرداب از رویدادهای پر زرق و برق، مهمانیهای مجلل و فرصتهای شغلی میکند. آنا در حالی که سعی دارد هویت واقعی خود را پنهان کند، با عواقب این فریب و پیچیدگیهای عاطفی آن دست و پنجه نرم میکند و باید تصمیم بگیرد که آیا ارزش حفظ این دروغ را دارد یا حقیقت، مسیر بهتری برایش رقم خواهد زد.
خلاصه داستان: پس از مرگ رئیس شرور و ابرقدرتشان، سه نوچهی ردهپایین به نامهای بیتریکس، کِین و هارولد بیپول و درمانده، در یک فروشگاه متروکه زندگی میکنند. اما بیتریکس که حاضر نیست به این وضعیت تن دهد، مصمم است که خودشان دست به کار شوند و به هر قیمتی که شده، دنیا را به تصرف خود درآورند. این سه شخصیت عجیب و ناموفق در تلاشهای خود برای تبدیل شدن به ابرشرور، با موانع و موقعیتهای طنزآمیز متعددی روبهرو میشوند. داستان کمدی و تازهای که نشان میدهد شکستهای پیاپی گاهی میتواند به موفقیتهای غیرمنتظره منجر شود. آنها باید یاد بگیرند که برای رسیدن به هدف، به هم تکیه کنند و از پس ماجراهای پرماجرا برآیند. فیلم با نگاهی طنز به ژانر ابرقهرمانی و ابرشروری، روایتی متفاوت و سرگرمکننده ارائه میدهد.