خلاصه داستان: شش دوست جوان برای بررسی پروندههای افراد ناپدیدشده وارد مجموعهای از غارهای دورافتاده میشوند، بیآنکه بدانند موجودی باستانی که در اعماق کمین کرده، آنها را تعقیب میکند.
خلاصه داستان: چارلی، سگی معمولی در حومه شهر، در یک شب طوفانی توسط موجودات فضایی ربوده میشود و در بازگشت، قدرتهای فراطبیعی خیرهکنندهای به دست میآورد. او حالا میتواند پرواز کند، از قدرت و سرعت فوقالعاده برخوردار است و با هوشی فراتر از انسان، به یک ابرقهرمان محبوب شهر تبدیل میشود. اما آرامش او دیری نمیپاید؛ گربهای شرور و حیلهگر به نام «بیب» که از یک آزمایشگاه مخفی فرار کرده، نقشهای شوم برای به بردگی کشیدن بشریت در سر دارد. چارلی به همراه دوستان جدیدش، از جمله یک موش فضایی باهوش و یک پرنده رباتیک، به مقابله با این تهدید برمیخیزد. در این میان، او با صاحبش که پسر نوجوانی به نام جک است، روابطش را عمیقتر میکند و میآموزد که قهرمان واقعی بودن فقط به قدرت نیست، بلکه به شجاعت، وفاداری و عشق به دیگران بستگی دارد.
خلاصه داستان: در انگلستان قرون وسطی، «آن» و مادرشوهر سلطهگرش «مورون» برای زنده ماندن در حاشیه جامعه تلاش میکنند. اما وقتی مردی از گذشتهی «آن» از جنگ بازمیگردد، نفرینی از طریق یک شوالیهی مرموز شروع به شکلگیری میکند و همه آنها را تهدید به نابودی میکند.
خلاصه داستان: در آستانه جنگ ۱۹۷۱ هند و پاکستان، جوانان رزمندهای که وطن را بر جان خود مقدم میشمارند، برای مقابله با تهدیدی بزرگتر و دفاع از مرزهای میهن آماده میشوند. این حماسه سینمایی روایتگر ایثار، شجاعت و اتحاد سربازانی است که در سختترین شرایط، از خاک و ناموس کشورشان دفاع میکنند. در حالی که جنگ به اوج میرسد، این رزمندگان با آزمونهای دشواری روبهرو میشوند و ارزشهای ملی و انسانی را در طوفان نبرد به نمایش میگذارند.
خلاصه داستان: یک شاهزاده خانم قرون وسطایی که برای انتقام مرگ پدرش در تلاش است، در دنیایی بین مرگ و زندگی بیدار میشود. او در آنجا با یک جوان آرمانگرا از زمان حال آشنا میشود که به او امکان داشتن آیندهای بدون تلخی و خشم را نشان میدهد. این آشنایی، مسیر زندگی او را تغییر میدهد و او را با مفاهیمی چون عشق، گذشت و امید آشنا میکند. در این میان، او باید با نیروهای تاریکی که قصد نابودی او را دارند، مقابله کند و در نهایت تصمیم بگیرد که آیا میخواهد به دنیای زندگان بازگردد یا در آن دنیای میانی بماند.
خلاصه داستان: در شیکاگوی دهه ۱۹۳۰، فرانکنشتاین به دانشمند پیشگامی به نام دکتر افرونیوس روی میآورد تا همراهی برای او خلق کند. آن دو با زنده کردن زن جوانی که به قتل رسیده، «عروس» را میآفرینند. اما این موجود تازهآفریده، بهزودی پیوندهای عاطفی و هویتی پیچیدهای را رقم میزند و روایت را به سفری غیرمنتظره از عشق، هویت و انسانیت تبدیل میکند. فیلمی با حالوهوای گوتیک و مدرن به کارگردانی مگی جیلنهال.