خلاصه داستان: فرزندان هنرمندی که روزگاری شهرت فراوانی داشت، یک جاعل آثار هنری را استخدام میکنند تا چند بوم نقاشی نیمهتمام و سالها رهاشده او را تکمیل کند؛ تا پس از مرگ پدرشان، میراثی ارزشمند برای به ارث بردن داشته باشند.
خلاصه داستان: فرانکلدا، نویسندهای مصمم در قرن نوزدهم مکزیک، برای روبهرو شدن با هیولاهایی که خود در داستانهایش خلق کرده، سفری به اعماق ضمیر ناخودآگاهش آغاز میکند. او با راهنمایی شاهزادهای رنجدیده، باید پیش از آنکه دیر شود، تعادل میان دنیای خیال و واقعیت را دوباره برقرار کند.
خلاصه داستان: در دو بازهٔ زمانی متفاوت، زندگی «اِتسوکو»، بیوهای ژاپنی، روایت میشود. نخست در ناکازاکیِ دههٔ ۱۹۵۰، در حالی که هنوز زخمهای جنگ جهانی دوم التیام نیافته، او و همسرش «جیرو» با چالشهای زندگی پس از جنگ دستوپنجه نرم میکنند. در این میان، آشنایی با «ساچیکو» و دخترش «ماریکو» پرده از رازهایی برمیدارد که مرزهای واقعیت و خاطره را درهم میآمیزد. سپس در دههٔ ۱۹۸۰، اتسوکو در انگلستانِ دوران جنگ سرد بههمراه دخترش «نیکو» زندگی میکند؛ نیکو که در آستانهٔ خودکشی است، مادر را وادار میکند تا به گذشتهای که سالها سرکوب کرده بود، بازگردد. این سفر درونی، پیوندهای عمیق میان مادر و دختر، گناه، و حافظه را آشکار میسازد و نشان میدهد که چگونه خاطرات مشترک، هویت ما را در دو سوی مرزها شکل میدهند.
خلاصه داستان: در دهه ۱۹۷۰ میلادی در دیترویت، جان میلر دلباخته دختری میشود که معشوقه یکی از گانگسترهای محلی است. گانگستر برای انتقام، پاپوشی برای او درست میکند و باعث میشود این مرد بیگناه راهی زندان شود. پس از آنکه زندگیاش نابود میشود، میلر نقشهای برای انتقام از مردی میکشد که هم عشقش را از او گرفت و هم آیندهاش را تباه کرد.