خلاصه داستان: در دوران سلطنت خاندان کادامبا، شاه ویجایندرا، حاکم سرزمین فئودالی خیالی بانگرا، هنگام ورود به جنگل عرفانی کانتارا به سرنوشت نهایی خود میرسد. پسرش راجاشکارا با مشاهده این رویداد، مرزهای قلمرو خود را مهر و موم میکند. بعدها، شاهزاده کولاشکارا با قتلعامی وحشیانه، آنها را دوباره باز میکند. شخصیت اصلی داستان، برم، در جستجوی رفاه، از این مرز عبور میکند و درگیری ایمان، قدرت و سرنوشت را بین پادشاهی و طبیعت شعلهور میسازد. او باید با باورهای کهن و نیروهای طبیعت روبرو شود و مسیر خود را در میان اسطورهها و واقعیتهای تلخ پیدا کند.
خلاصه داستان: پس از وقایع انیمیشن «یخزده»، آنا و السا میخواهند در آرندل زندگی جدیدی را آغاز کنند و قلعه را کمی راحتتر کنند. در حالی که آنها برای رهایی از محدودیتهای سنت تلاش میکنند، دوک وسلتون برنامههای دیگری برای خانه محبوبشان در کنار گلهای از پافینهای ترسناک دارد. این ماجرای کوتاه و کمیک، شخصیتهای محبوب را در قالبی تازه و با طنز لگو به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: تد کوپر، هواشناس جوانی است که سالهاست زادگاهش را ترک کرده و در شهر بزرگ به زندگی پرمشغلهای مشغول شده است. اما با نزدیک شدن کریسمس، او به ناچار برای تعطیلات به شهر کوچک و برفی محل تولدش بازمیگردد. شهری که خاطرات تلخ و شیرین زیادی را در خود دارد. در بازگشت، تد به طور غیرمنتظرهای با «سارا»، عشق دوران دبیرستانش که هرگز فراموشش نکرده بود، روبهرو میشود. این ملاقات دوباره، جرقۀ عشق قدیمی را در دل هر دو زنده میکند. اما تد تنها برای مدت کوتاهی در شهر است و برنامهای برای ماندن ندارد. او باید بین شغل موفقش در شهر و فرصتی برای بازسازی رابطهای که سالها پیش از دست داده، یکی را انتخاب کند. در حالی که برف شهر را سفیدپوش میکند و فضای کریسمسی همهجا را فرا میگیرد، تد درمییابد که شاید کریسمس امسال، بهترین فرصت برای تغییر مسیر زندگیاش باشد.
خلاصه داستان: این فیلم بر اساس یکی از وقایع واقعی قرن بیستم ساخته شده که بهطور گسترده با نام «حادثهٔ کومهگاتا مارو» شناخته میشود. فیلم، بخشی تأثربرانگیز از تاریخ را روایت میکند؛ زمانی که گروهی از مهاجران سیک هندی سوار بر یک کشتی بخار ژاپنی به نام «کومهگاتا مارو» با ۳۷۶ مسافر از هند وارد بندر ونکوور شدند. اما دولت کانادا، با اجرای قوانین تبعیضآمیز مهاجرتی، از ورود بیشتر این مسافران که اصالت هندی داشتند جلوگیری کرد. پس از دو ماه کشمکشهای حقوقی و اعتراضها، کشتی مجبور شد به هند بازگردد. این رویداد، بازتابدهندهٔ تعصبات نژادی و سیاستهای مهاجرتی آن دوران است و نمادی از مبارزه برای برابری و عدالت بهشمار میآید.
خلاصه داستان: پلیس ماکائو با بازگرداندن یک افسر باتجربه و متخصص ردیابی از دوران بازنشستگی، تلاش میکند گروهی خطرناک از دزدان حرفهای را دستگیر کند. این افسر که سالها تجربه تعقیب و گریز دارد، با چالشهای جدیدی روبهرو میشود که هم مهارتهای او را به بوته آزمایش میگذارد و هم گذشتهاش را زیر سؤال میبرد. در این میان، رابطه او با یک کارآگاه جوان و پرشور، به محور اصلی داستان تبدیل میشود و آن دو باید در مسیر پیچیدهای از فریب و خیانت، به یکدیگر اعتماد کنند. فیلم لبه سایه با فضاسازی تاریک و پرتعلیق شهر ماکائو، روایتی پرکشش از جنایت، وفاداری و بازخرید گذشته ارائه میدهد.
خلاصه داستان: با شدت گرفتن جنگ جهانی اول، دکتر هنری گاتری مسئولیت یک انجمن کر بریتانیایی را بر عهده میگیرد که بیشتر اعضای خود را در جنگ از دست داده است. او و بازماندگانِ این انجمن بهزودی درمییابند که بهترین واکنش به هرجومرج جنگ، ساختن موسیقی زیبا با هم است. در میان ویرانیها و فقدانها، این گروه تلاش میکند با اجرای سرودهای کرال، نهتنها روحیه خود، بلکه امید و همبستگی را در جامعهای زخمخورده زنده نگه دارد. داستان درباره قدرت شفابخش موسیقی و پیوند انسانی در سختترین شرایط تاریخی است.