خلاصه داستان: فیلم زیبا صدایم کن، داستان خسرو است که مدت زیادی در آسایشگاه روانی به اجبار بستری است و تمام این سالها به دخترش، زیبا فکر میکرده است. حالا که روز تولد شانزده سالگی زیبا نزدیک است، نمیخواهد از آن به سادگی بگذرد. او تلاش میکند با وجود محدودیتها و موانع، راهی برای ارتباط با دخترش پیدا کند و در این مسیر با چالشهایی روبهرو میشود که مرز میان واقعیت و خیال را کمرنگ میکند. این فیلم با نگاهی انسانی و احساسی، به رابطه پدر و دختری، مفهوم آزادی و تلاش برای جبران گذشته میپردازد.
خلاصه داستان: سیما ثروتی، بازیگر سرشناس سینما، زندگی موفقی را با همسرش میگذراند اما در اعماق وجودش به او بدبین است و باور دارد ریشه تمام بدبختیهای زندگی زنان به مردها بازمیگردد. او که مدام درگیر سوءظن و افکار منفی درباره همسرش است، روزی در یک لحظه غیرمنتظره و باورنکردنی با اتفاقی روبهرو میشود که تمام پیشفرضهای ذهنیاش را به چالش میکشد و او را در موقعیتی تازه قرار میدهد. این اتفاق، مسیر زندگی سیما را به کلی دگرگون میسازد و او را با حقایقی از گذشته، رابطه و خودش روبهرو میکند که هرگز تصورش را نمیکرد. کج پیله روایتی است از نگاه دگرگونشده یک زن به روابط انسانی و درک تازهای که از زندگی به دست میآورد.
خلاصه داستان: پس از ۳۷ سال، آب کانالهای آمستردام بار دیگر به رنگ خون درمیآید. تارا لی، کارآگاه جوان، مأمور رسیدگی به مجموعهای از جنایتهای هولناک میشود و برای پیشبرد تحقیقات از ویسر، کارآگاه بازنشستهای که سالها پیش قاتل زنجیرهای کانالها را دستگیر کرده بود، کمک میگیرد. آنها در جریان این پرونده با دشمنی روبهرو میشوند که به نظر میرسد تواناییهایی فراتر از حد معمول انسان دارد.
خلاصه داستان: در یک روستای خیالی، قبرستان محلی پر شده و دیگر جایی برای دفن مردگان باقی نمانده است. این بحران غیرمنتظره، اهالی روستا را با چالشی عجیب روبهرو میکند: چگونه میتوانند راهی برای ادامه آیینهای سنتی خود بیابند؟ هر یک از شخصیتها با دیدگاهها و پیشنهادهای گوناگون وارد عمل میشوند و موقعیتهای طنزآمیز و پرهیاهویی خلق میکنند. در میان این تلاشها، روابط اجتماعی، باورهای قدیمی و نوآوریهای گاه مسخره دست به دست هم میدهند تا روستا با این معضل دستوپنجه نرم کند. داستان با نگاهی طنز به زندگی جمعی، مرگ، آیین و همبستگی انسانی، لحظاتی شیرین و تأملبرانگیز میآفریند.
خلاصه داستان: فرزندان هنرمندی که روزگاری شهرت فراوانی داشت، یک جاعل آثار هنری را استخدام میکنند تا چند بوم نقاشی نیمهتمام و سالها رهاشده او را تکمیل کند؛ تا پس از مرگ پدرشان، میراثی ارزشمند برای به ارث بردن داشته باشند.
خلاصه داستان: فرانکلدا، نویسندهای مصمم در قرن نوزدهم مکزیک، برای روبهرو شدن با هیولاهایی که خود در داستانهایش خلق کرده، سفری به اعماق ضمیر ناخودآگاهش آغاز میکند. او با راهنمایی شاهزادهای رنجدیده، باید پیش از آنکه دیر شود، تعادل میان دنیای خیال و واقعیت را دوباره برقرار کند.