خلاصه داستان: ادا، موش کوچکی با رؤیایی بزرگ، تصمیم میگیرد در مسابقه بزرگ رانندگی اروپا شرکت کند. او برای ورود به این رقابت، لباس و پوشش راننده محبوبش را به تن میکند و خود را در میان شرکتکنندگان جای میدهد. مسیر مسابقه برای ادا ساده نیست؛ تلههای مختلف، موقعیتهای پیشبینینشده و چالشهای فراوان، مهارت و شجاعت او را محک میزنند. ادا در طول این ماجرا باید راهی برای عبور از موانع پیدا کند و خودش را به خط پایان برساند. این داستان پرتحرک، فضای رقابت را با شوخی و ماجراجویی خانوادگی همراه میکند و بدون آشکار کردن نتیجه نهایی، تماشاگر را تا پایان با خود پیش میبرد.
خلاصه داستان: آرکو در نخستین پرواز خود در زمان، از سال ۳۰۰۰ به آیندهای نزدیک سقوط میکند؛ سفری ناخواسته که او را از مسیر اصلیاش دور میسازد. سقوط این مسافر رنگینکمانی را آیریس، دختر کوچکی، میبیند. آیریس پس از روبهرو شدن با آرکو تصمیم میگیرد به او کمک کند تا راه بازگشت به خانه را پیدا کند. این همراهی، آنها را وارد ماجرایی میان زمان، آسمان و رازهای جهان آرتما میکند. داستان با تکیه بر رابطه شکلگرفته میان این دو شخصیت، فضایی ماجراجویانه و خیالانگیز میسازد و بدون آشکار کردن گره اصلی، مخاطب را با پرسشهایی درباره سفر در زمان همراه میکند.
خلاصه داستان: گریگ هِفلی نوجوانی بیخیال و تنبل است که زیر فشار انتظارات پدرش قرار دارد. وقتی پدر او را تهدید میکند که به مدرسهٔ نظامی فرستاده خواهد شد، گریگ به جای آنکه رفتارش را کاملاً تغییر دهد، راه دیگری انتخاب میکند. او تصمیم میگیرد در یک نمایش استعدادها شرکت کند تا نشان دهد میتواند خودش باشد و مستقل عمل کند. این تصمیم، او را وارد مجموعهای از اشتباهات خندهدار و موقعیتهای بامزه میکند. گریگ در طول این مسیر تلاش دارد میان حفظ شخصیت واقعی خود و راضیکردن پدرش تعادل پیدا کند.
خلاصه داستان: گروهی از حیوانات که پیشتر در مسیر خلافکاری بودهاند، حالا تلاش میکنند خودشان را بهعنوان شخصیتهایی خوب و قابل اعتماد نشان دهند. این تغییر مسیر آسان نیست، چون برای انجام یک سرقت بزرگ مجبور میشوند دوباره به دنیای جنایت برگردند. ورود گروهی زنانه به نام Bad Girls، ماجرا را پیچیدهتر میکند؛ گروهی متشکل از Kitty Kat، یک پلنگ برفی، Pigtail، یک گراز وحشی، و Doom، یک کلاغ. حضور این شخصیتهای تازه، رقابتی پرتنش و ماجراجویانه شکل میدهد و گروه اصلی را در موقعیتی تازه قرار میدهد؛ موقعیتی که مرز میان خوب بودن و خلافکاری را دوباره به چالش میکشد.
خلاصه داستان: وقتی لیدیباگ راهی توکیو میشود، با میکی و کازونو، دوستان قدیمی کاگامی، آشنا میشود؛ آنها اعضای تیم ابرقهرمانی ژاپنی نیروی ستارهای هستند. ورود یک ابرتبهکار جدید، شهر را با تهدیدی بزرگ روبهرو میکند و لیدیباگ و قهرمانان ژاپنی را به همکاری با یکدیگر وامیدارد. مارینت در کنار کاگامی، هنگام روبهرو شدن با این بحران، درمییابد که گذشتهٔ دوستش رازهایی پنهان دارد. این ماجراجویی پس از سفرهای قهرمانانه به نیویورک، شانگهای، پاریس و لندن، نبردهایی تازه را در شرق رقم میزند؛ نبردهایی با قدرتهای متفاوت و حالوهوایی سرشار از هیجان، دوستی و کشف ناشناختهها.
خلاصه داستان: در این ماجرای کریسمسی، وقتی بابانوئل بیمار میشود، حالوهوای تعطیلات در آستانه تغییر قرار میگیرد. رابل که از سگهای نگهبان است، برای نجات شادی کریسمس پیشقدم میشود و تلاش میکند شرایط را دوباره سامان دهد. اما در همین زمان، شهردار هامدینگر نقشهای موذیانه برای دزدیدن هدایای همه دارد و گروه سگهای نگهبان باید با این تهدید روبهرو شود. داستان با تمرکز بر همکاری، مسئولیتپذیری و اهمیت حفظ شادی جمعی پیش میرود و مخاطب را به سفری کودکانه و خانوادگی در فضای کریسمس میبرد، بدون آنکه نتیجه نهایی یا گره اصلی را آشکار کند.