خلاصه داستان: داستان فیلم درباره ژنرالی مست و خودکامه است که همسر و خدمتکارش را مورد آزار و ستم قرار میدهد. وقتی همسرش متوجه بارداری خدمتکار از ژنرال میشود، او را از خانه بیرون میکند. سالها بعد، ژنرال میمیرد و نسل جوانتری با دیدگاههای تازه و مشکلات نو سر برمیآورد. این ملودرام که آزادانه از نمایشنامه «اشباح» هنریک ایبسن اقتباس شده، به روابط پیچیده خانوادگی، میراث شرم و گناه، و تلاش برای رهایی از گذشته میپردازد. داریوش مهرجویی با نگاهی تازه به این اثر کلاسیک، روایتی سینمایی از تضاد نسلها و رازهای پنهان ارائه میدهد. بازیهای درخشان حسن معجونی، مهتاب کرامتی و ملیکا شریفینیا، عمق روانشناختی شخصیتها را به تصویر میکشند.
خلاصه داستان: ترمه، دختر جوانی که با عمویش زندگی میکند، با بازگشت ناگهانی مادرش به زندگیاش روبهرو میشود. این بازگشت نه تنها خاطرات گذشته را زنده میکند، بلکه رازهایی را برملا میسازد که مدتها در سایه پنهان ماندهاند. ترمه در میان کشمکشهای خانوادگی و احساسات پیچیده، باید با حقیقتهایی کنار بیاید که مسیر زندگیاش را برای همیشه تغییر میدهد. فیلم تیغ و ترمه روایتی احساسی و پرتعلیق از روابط انسانی، عشق، و بخشش است که در بستری از درام خانوادگی شکل میگیرد.
خلاصه داستان: زوجی میانسال پس از از دست دادن خانهشان در یک بحران مالی، با خبر بیماری لاعلاج شوهر مواجه میشوند. در آستانه فروپاشی، آنها تصمیمی غیرمنتظره میگیرند: پیادهروی در مسیر ساحلی جنوب غربی انگلستان، سفری پانصد مایلی که قرار است نه فقط فرار از واقعیت، بلکه راهی برای رویارویی با ترسها و یافتن معنایی تازه در زندگی باشد. این سفر که بدون تجهیزات و آمادگی آغاز میشود، آنها را با چالشهای جسمی و روحی طاقتفرسایی روبهرو میکند، اما در دل همین سختیهاست که پیوندی عمیقتر و نگاهی تازه به زندگی در آنها شکل میگیرد.
خلاصه داستان: بادیگارد داستان حیدر، محافظی باتجربه و آرمانگرا را روایت میکند که سالها در حفاظت از مقامات بلندپایه کشور خدمت کرده است. او که به اصول و وظیفهاش ایمان دارد، در مأموریتی جدید با چالشهایی روبهرو میشود که مرز بین تعهد و وجدان را زیر سؤال میبرد. حیدر درگیر تناقضی عمیق میان دستورهای مافوق و ارزشهای شخصیاش میشود و این تعارض او را به مسیری میکشاند که هم جان خود و هم امنیت ملی را به خطر میاندازد. فیلم با نگاهی روانشناختی به دنیای محافظان، ابعاد پنهان این حرفه را نشان میدهد و پرسشهایی درباره درست و غلط، وفاداری و اخلاق مطرح میکند.
خلاصه داستان: محمود، کارگر جوشکار خطهای راهآهن در جنوب ایران، با تماس تلفنی میفهمد که پری، همسرش، منزل را ترک کرده است. همه شواهد نشان از خیانت پری دارد، اما مرز بین داوری و باور، محمود را وادار به جستجو میکند. او در این مسیر با تنهایی، تردید و خاطرات مشترک روبهرو میشود و سعی دارد حقیقت را از دل شایعات بیرون بکشد. این جستوجو نهتنها او را به پری نزدیک میکند، بلکه او را با جنبههای پنهان شخصیت خودش نیز مواجه میسازد.
خلاصه داستان: «بینامی» داستان زن و شوهری است که سالها پیش دانشجوی تئاتر بودهاند و حالا در یک کافیشاپ زندگی میکنند. یک روز، یکی از همکارانشان ناپدید میشود و همین اتفاق ساده، زندگی آرام آنها را بر هم میزند. قهرمان داستان به بهانه یافتن او، ناخواسته به دنبال خودِ گذشتهاش میگردد و با بحرانهای حلنشدهای روبهرو میشود. این جستوجو، او را به سفری درونی میبرد و مرز میان خیال و واقعیت را کمرنگ میکند. فیلم با نگاهی ظریف به روابط انسانی، پشیمانیها و رؤیاهای از دسترفته، تلاش میکند تا معنای تازهای برای زندگی بیابد.