خلاصه داستان: گروهی از یاغیان در یک مخفیگاه پناه گرفتهاند و از خود در برابر نیروهای پلیس دفاع میکنند. اما آرامش آنها با کشف رازی تکاندهنده درباره هویت واقعیشان و دشمنشان به هم میریزد. آنها درمییابند که با پلیسهای کلون روبهرو هستند؛ نسخههای کپیشدهای که برای نابودیشان ساخته شدهاند. حالا این گروه باید در رقابتی با زمان، راهی برای فرار از عذاب حتمی پیدا کنند و راز تاریکی را که پشت این نبرد پنهان است، برملا سازند. هر لحظه ممکن است آخرین فرصت آنها باشد و اعتماد به یکدیگر، تنها راه نجاتشان از این دام مرگبار است.
خلاصه داستان: در شهر کوچک مالگائون در هند، زندگی روزمره برای جوانانی مانند نصیر شیخ، فیلمساز آماتور، یکنواخت و بیرنگ است. آنها برای فرار از مشقتهای روزانه به سینمای بالیوود پناه میبرند. نصیر با الهام از مردم شهرش تصمیم میگیرد فیلمی بسازد که روایتگر زندگی واقعی آنها باشد. او گروهی از دوستانش را گرد هم میآورد تا رویای بزرگ خود را تحقق بخشند. ساخت فیلمی کمهزینه با امکاناتی اندک، آنها را با چالشهای بسیاری روبهرو میکند؛ اما اشتیاق و همت آنان، مالگائون را به شهری پر از امید تبدیل میکند. این داستان الهامبخش، روایتی از عشق به سینما، دوستی و قدرت رؤیاهاست.
خلاصه داستان: پس از مرگ پدرشان، یک خواهر و برادر توسط مادرخواندهشان به خانهای دورافتاده برده میشوند تا با خواهر یا برادر جدیدی آشنا شوند. اما خیلی زود درمییابند که این عضو جدید خانواده رازی وحشتناک در دل خود پنهان کرده است. رازی که زندگی آرام آنها را به کابوسی ترسناک تبدیل میکند و آنها را درگیر ماجراهایی فراطبیعی و هراسآور میسازد. هر چه بیشتر تلاش میکنند تا از این وضعیت رهایی یابند، بیشتر در دام تاریکی گرفتار میشوند. این فیلم دلهرهآور با فضاسازی سنگین و تعلیق مداوم، مخاطب را تا پایان نفسگیر خود همراه میکند.
خلاصه داستان: این داستان همزمان با اتفاقات فیلم «جان ویک: فصل سوم – پارابلوم» جریان دارد؛ جایی که «ایو ماکارو» برای انتقام از قاتلان خانوادهاش، آموزشهای خود را در سنتهای قاتلان گروه «روسکا روما» آغاز میکند. او که توسط «جان ویک» در کودکی نجات یافته، حالا به دنبال هویت واقعی خود و مهارتهای پنهانش میگردد و وارد دنیای تاریک و خشن انتقام میشود.
خلاصه داستان: وقتی یکی از مأموریتها بهشدت خراب میشود، یک پلیس سابق و پدر خانواده که بهطور پنهانی برای مافیا کار میکند، تنها یک شب فرصت دارد تا خانوادهاش را از شهر خارج کند.
خلاصه داستان: استفانی، دانشجوی جوانی که از کابوسهای خشونتآمیز و تکرارشوندهای رنج میبرد، به زادگاهش بازمیگردد. او در جستجوی تنها فردی است که شاید بتواند این چرخه وحشت را بشکند و خانوادهاش را از سرنوشتی هولناک که در انتظارشان است نجات دهد. اما بازگشت به خانه، خاطرات تلخ و رازهای تاریکی را زنده میکند که ریشه در گذشتهای دور دارند. استفانی باید با نیرویی مرموز و مرگبار روبرو شود که مرگ را به تعویق میاندازد، اما هرگز فراموش نمیکند.