خلاصه داستان: مریم زنی است که سالهاست همسرش در جنگ اسیر شده و او به تنهایی دخترش را بزرگ کرده است. زندگی آرام آنها با تماسهای تلفنی مرموز برهم میخورد و مریم ناگهان شروع به خروج از خانه میکند. دخترش که از این رفتوآمدها شگفتزده شده، به ارتباط او با مرد دیگری مشکوک میشود. این سوءظن، فاصلهای عمیق میان مادر و دختر ایجاد میکند و مریم را در برابر تصمیمی دشوار قرار میدهد: فاش کردن حقیقت یا حفظ راز. فیلم با نگاهی انسانی به تأثیرات جنگ بر خانوادهها و مفهوم وفاداری، روایتی احساسی و تأملبرانگیز ارائه میدهد.
خلاصه داستان: اولیویا دختری جوان است که زندگیاش با تهدید اخراج از آپارتمان کوچکشان در هم میریزد. او برای محافظت از برادر کوچکترش تیم در برابر فشارهای واقعیت، دنیایی خیالی و سینمایی در ذهن خود میسازد. در این جهان درونی، زلزلهای نامرئی نماد بحرانهایی است که بزرگترها از گفتنش عاجزند. اولیویا تلاش میکند تعادل را میان خیال و واقعیت حفظ کند و خانوادهاش را در برابر فروپاشی نگاه دارد. داستانی لطیف درباره تابآوری، امید و قدرت تخیل در مواجهه با سختیهای زندگی.
خلاصه داستان: یک تاجر سیاهپوست موفق به نام کلی، که درگیر ازدواج رو به زوال و بحران هویت خود است، در متروی نیویورک با زنی سفیدپوست و مرموز به نام لولا روبرو میشود. این برخورد اتفاقی به یک بازی روانی و تنشآلود تبدیل میشود که مرزهای واقعیت، نژاد و طبقه را در هم میآمیزد. لولا با پرسشهای کنایهآمیز و رفتارهای غیرقابل پیشبینی، کلی را به چالش میکشد و او را به سفری درونی میبرد. در این میان، کلی باید با هویت واقعی خود و انتخابهایش روبهرو شود. فیلم هلندی روایتی فشرده و پرتعلیق است که در یک فضای بسته و دلهرهآور میگذرد و تماشاگر را تا لحظه پایانی درگیر معمایی پیچیده نگه میدارد.
خلاصه داستان: مهندس «فریدون بهنام» که تازه از آمریکا بازگشته است، به طور اتفاقی دوست قدیمیاش، «مجید قانع» را میبیند و توسط او به جمعی معرفی میشود که دورهی دوستانه دارند. در این جمع «غلامرضا مودّت» دیگران را تحت نفوذ خود دارد. «بهنام» طرحی جهت ساخت یک مجموعهی مسکونی در شمال دارد و میخواهد شهرکی نمونه بسازد. طبع سودجوی جمع، آنها را مشتاق به مشارکت در این پروژه میکند. در این میان «بهنام» با «ثریا» دختر «مودّت» آشنا میشود و از او تقاضای ازدواج میکند. «ثریا» ناخواسته به یک بازی کشانده میشود که حاصل آن شناسایی چهرهی حقیقی آدمهای اطرافش است...
خلاصه داستان: سودابه پس از سالها زندگی در خارج از کشور به ایران بازمیگردد. او با عذاب وجدان سنگینی دست و پنجه نرم میکند و تصمیم دارد رازی را که سالها در سینه نگه داشته است، فاش کند. اما گفتن این راز برای او بسیار دشوار است. در این مسیر، او با افراد مختلفی روبرو میشود که هر یک به نوعی در زندگی او تأثیرگذار بودهاند. فیلم 'در سکوت' داستانی احساسی درباره بازگشت، مواجهه با گذشته و تلاش برای رستگاری است. این فیلم ساخته امیرحسین ثقفی است و بازیگران مطرحی چون فاطمه معتمدآریا و احترام برومند در آن نقشآفرینی کردهاند. فضای فیلم سرشار از تنشهای روانی و عاطفی است و بیننده را به تفکر درباره مفاهیم گناه و بخشش دعوت میکند.
خلاصه داستان: محمود نویسندهای است که مدتهاست کمکار بوده و برای نوشتن باقیماندهٔ کتاب جدیدش به باغ پدریاش در دماوند پناه آورده است. او در آنجا با خاطرات کودکی، عشق نخستین و رازهای خانوادگی روبهرو میشود. درخت گلابی قدیمی که برای او سرشار از خاطره است، آن سال میوه نداده و این بیثمری، استعارهای از زندگی و خلاقیت او میشود. بازگشت به گذشته و مواجهه با افرادی که روزگاری در زندگیاش نقش داشتند، او را به بازاندیشی در انتخابها و روابطش وا میدارد. فیلم درخت گلابی روایتی لطیف و تأملبرانگیز از عشق، حسرت و جستجوی معنا در میانهٔ سالهای میانی زندگی است.