خلاصه داستان: بیلی هارا، پدری کوبایی-آمریکایی، زندگی آرامی دارد تا اینکه دخترش سوفی تصمیم میگیرد با آدران، نامزد مکزیکیاش، ازدواج کند. بیلی که هنوز نتوانسته با بزرگ شدن دخترش کنار بیاید، با چالشهای یک عروسی بزرگ و پرخرج روبهرو میشود. در این میان، خانوادههای دو طرف با فرهنگهای متفاوت، سنتهای گوناگون و شخصیتهای متضادشان درگیر ماجراهای خندهداری میشوند. بیلی سعی میکند با وجود تمام اختلافها، بهترین روز زندگی دخترش را رقم بزند و در این مسیر، معنای واقعی خانواده را دوباره کشف میکند.
خلاصه داستان: ویل اندروز، دانشجویی که از تحصیل دست کشیده، در اوایل دهه ۱۸۷۰ به کلرادو سفر میکند و به گروهی از شکارچیان بوفالو به رهبری میلر میپیوندد. آنها برای یافتن گلهای بزرگ به دل کوهستان میزنند، اما این سفر به آزمونی سخت برای بقا، طمع و مرزهای اخلاقی تبدیل میشود. در بازگشت، حادثهای مرگبار مسیر زندگیشان را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: در سرمای سوزان زمستان، لورل و هاردی به عنوان نوازندگان دورهگرد در خیابانهای یخزده مشغول نواختن هستند. آنها در یک دعوای خیابانی سازهایشان را از دست میدهند و بیپناه میمانند. ناگهان یک کیف پول پرپول پیدا میکنند که به آنها اجازه میدهد در یک رستوران گرم غذا بخورند. اما صاحب واقعی کیف پول که یک مأمور پلیس است، به دنبال آن میگردد و موقعیتهای خندهداری خلق میشود.
خلاصه داستان: آخر هفته آرام یک زوج متعهد زمانی که یک فرقه هولناک و رهبر دیوانهشان برای تحقق یک پیشگویی آخرالزمانی میآیند، روندی عجیب به خود میگیرد. گریس و جک که برای یک فرار کوتاه به خانهای دورافتاده رفتهاند، ناگهان در محاصره اعضای فرقهای قرار میگیرند که به دنبال انجام مراسمی وحشتناک هستند. آنها باید برای زنده ماندن با تاریکی شب و تعصبات کور مبارزه کنند.
خلاصه داستان: لیلا در آستانه مرگ مادرش متوجه میشود که فرزند واقعی او نیست. این راز، او را به سفری پرماجرا برای یافتن هویت حقیقیاش میکشاند. در این مسیر، او با افراد مختلفی آشنا میشود و با عشق، دوستی و خیانت روبهرو میگردد. جستجوی لیلا برای پیدا کردن خانواده واقعیاش، او را به دنیایی از روابط پیچیده و رازهای پنهان میبرد. او در این سفر عاشق جوانی به نام سلمان میشود و با کمک او، پرده از اسرار گذشته برمیدارد. اما موانع زیادی بر سر راه اوست؛ از جمله افرادی که نمیخواهند حقیقت آشکار شود. داستان پر از لحظات احساسی و پیچشهای داستانی است.
خلاصه داستان: باسکار، یک جوان هندی، برای یک سفر کاری به همراه دوستانش به منطقهای دورافتاده در آروناچال پرادش میرود. در همان ابتدا، باسکار توسط گرگی مرموز گاز گرفته میشود و از آن پس تغییرات عجیبی در وجودش احساس میکند. او کمکم متوجه میشود که به موجودی نیمهگرگ تبدیل شده و قدرتهای فراطبیعی به دست آورده است. باسکار و دوستانش در تلاش برای یافتن پاسخی برای این تحول و مقابله با تهدیدی که جنگل و مردم محلی را تهدید میکند، با رازهای کهن و موجودات افسانهای روبهرو میشوند. این سفر نه تنها آنها را با خطرات جدیدی مواجه میکند، بلکه باسکار را به درکی عمیقتر از هویت و پیوندش با طبیعت میرساند.