خلاصه داستان: یک ژیمناستیک جوان که ناامیدانه سعی میکند مادر سختگیر خود را راضی کند، تخممرغی عجیب را کشف میکند. او آن را پنهان میکند و آن را گرم نگه میدارد، اما وقتی موجود داخل آن بیرون میآید، آنچه ظاهر میشود همه آنها را شوکه میکند.
خلاصه داستان: دو فضانورد به نامهای آدام و جین که در یک مأموریت فضایی دچار سانحه شدهاند، در فضا سرگردان میشوند و فکر میکنند هرگز به زمین بازنخواهند گشت. در این تنهایی بیپایان، آنها به هم نزدیک میشوند و عشقی غیرمنتظره میانشان شکل میگیرد. اما وقتی متوجه میشوند که امکان بازگشت به زمین وجود دارد، باید تصمیمی دشوار بگیرند: ادامه زندگی در فضایی که برایشان به آرامش تبدیل شده یا بازگشت به واقعیتی که ممکن است دیگر هیچ چیز آنجا را شبیه قبل نیابند. این فیلم کمدی-عاشقانه علمی-تخیلی با بازی آنتونی مکی و زویی چائو، داستانی لطیف درباره عشق، امید و انتخاب میان امنیت و ناشناختهها روایت میکند.
خلاصه داستان: این فیلم برداشتی تاریک و بزرگسالانه از افسانه کلاسیک برادران گریم درباره دختری به نام لیلی است که پس از مرگ مادرش، پدرش با زنی زیبا اما سنگدل به نام کلودیا ازدواج میکند. کلودیا که به زیبایی خود وسواس دارد، از طریق آینهای جادویی از برتری زیبایی لیلی آگاه میشود و خشم و حسادتش شعلهور میگردد. او با کمک خادم وفادارش، نقشههایی مرگبار برای نابودی لیلی طراحی میکند. لیلی که از مرگ گریخته، به جنگلی انبوش پناه میبرد و با گروهی از مردمان طردشده و خشن اما در نهایت مهربان آشنا میشود. داستان حول محور بقا، انتقام و شکستن قالبهای سنتی زیبایی میچرخد و پایانی متفاوت و غافلگیرکننده برای بیننده به ارمغان میآورد.
خلاصه داستان: تسونئو، دانشجوی معماری، روزی در بندر با زنی میانسال و نوهاش ژوزی آشنا میشود. ژوزی به دلیل ناتوانی جسمی از ویلچر استفاده میکند و به ندرت اجازه خروج از خانه را دارد. مادربزرگ ژوزی از تسونئو میخواهد مراقب او باشد و این آشنایی آغاز رابطهای تدریجی است. ژوزی که در دنیای خیال و کتابهایش غرق است، کمکم به حضور تسونئو عادت میکند. تسونئو نیز در آرزوی رفتن به مکزیک برای مطالعه زندگی مرجانهاست. این دو جوان با تفاوتهای ظاهری بسیار، در مسیر شناخت یکدیگر، با چالشهای اجتماعی و احساسی روبهرو میشوند. داستان با ظرافت به محدودیتها، رؤیاها و معنای واقعی آزادی میپردازد و نشان میدهد که عشق و دوستی چگونه میتوانند مرزهای فیزیکی و ذهنی را جابهجا کنند.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره مردی به نام سید مرتضی است که حرف و حدیثهای زیادی پشت سر او وجود دارد. اعضای هیئت و مسجد محل به او بدبین هستند و تصمیم میگیرند که او را از جمع خود طرد کنند. اما در این میان، یک اتفاق غیرمنتظره رخ میدهد که زندگی سید مرتضی و اطرافیانش را دگرگون میکند. او در تلاش است تا بیگناهی خود را ثابت کند و حقیقت را آشکار سازد. فیلم به موضوعاتی مانند اعتماد، تردید و روابط انسانی در بستر یک محله سنتی میپردازد.
خلاصه داستان: در آوریل ۱۹۱۷، با آغاز جنگ جهانی اول، لورل و هاردی به عنوان سرباز به ارتش فراخوانده میشوند. این دو رفیق سادهلوح در حالی که سعی میکنند از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنند، وارد ماجراهای طنزآمیزی میشوند که در جبهههای جنگ و پادگانها رخ میدهد. پس از پایان جنگ، آنها متوجه میشوند که دوست همرزمشان کشته شده و دختر کوچکش بیسرپرست مانده است. لورل و هاردی که نمیتوانند سرنوشت این کودک را نادیده بگیرند، تصمیم میگیرند او را به نزد پدربزرگش برسانند؛ اما پیدا کردن پدربزرگ کار سادهای نیست و آنها را به سفری پرماجرا و خندهدار در دل آمریکا میاندازد. در این مسیر، آنها با افراد عجیب و موقعیتهای بامزهای روبهرو میشوند که همزمان با مشکلات شخصیشان، طنزی بیزمان را خلق میکند. این فیلم نمونهای از کمدی کلاسیک و تأثیرگذار اوایل دوران صدا در سینماست.