خلاصه داستان: نویسندهای میانسال که سالهاست در انزوا زندگی میکند، تصمیم میگیرد برای نوشتن رمانی تازه، داستان زندگی دختر جوانی را دنبال کند. او در این مسیر با دنیایی از روابط پیچیده، عشقهای ناتمام و رازهای پنهان روبهرو میشود. تعامل میان این دو شخصیت، او را به بازاندیشی در گذشتهاش وامیدارد و مرز میان واقعیت و خیال را کمرنگ میکند. فیلم با نگاهی روانشناختی به تنهایی و ارتباط انسانی، سعی در به تصویر کشیدن لحظههایی دارد که زندگی را دگرگون میکنند.
خلاصه داستان: در بحبوحه انقلاب ۱۹۵۶ مجارستان، زوج جوانی به نامهای آندریاش و ایلونا تصمیم میگیرند در میان هرجومرج و خطرهای مرگبار، از بوداپست فرار کنند. با ورود نیروهای شوروی، شهر به میدان نبرد تبدیل شده و آخرین قطار در حال ترک ایستگاه است. آنها با هر وسیله ممکن تلاش میکنند سوار بر این قطار شوند، اما در مسیر با چالشها و شخصیتهایی روبرو میشوند که زندگیشان را برای همیشه تغییر میدهد. درامی انسانی و پرتعلیق که عشق، امید و اراده را در سختترین شرایط به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: داستان فیلم در شهر تهینی در هند اتفاق میافتد و حول محور وزیری است که طمع او برای تصرف زمین معبد، زنجیرهای از اتفاقات را به راه میاندازد. این ماجرا دو دوست دوران کودکی، آدهی و کارونا را در برابر یکدیگر قرار میدهد. آدهی، مردی ساده و وفادار، و کارونا که به مقام و موقعیت رسیده، با چالشهای اخلاقی و انسانی مواجه میشوند. در حالی که توطئهها و خشونتها بالا میگیرد، دوستی آنان به آزمونی سخت کشیده میشود. فیلم با نگاهی به مفاهیم وفاداری، خیانت و عدالت، روایتی پرتعلیق از مبارزه برای حقیقت ارائه میدهد.
خلاصه داستان: اسلید ویلسون، ملقب به دث استروک، مزدوری بیرحم و ماهر است که در تاریکی شب به شکار دشمنانش میپردازد. او که از مرگ همسر و فرزندش در گذشتهای نهچندان دور به شدت آسیب دیده، اکنون سعی دارد از اشتباهات پیشین خود درس بگیرد و زندگیاش را تغییر دهد. اما وقوع یک تهدید تازه و مرموز، وی را بار دیگر به ورطه خشونت و انتقام میکشاند. دث استروک در مسیر نابودی این دشمنان جدید، ناگزیر با خاطرات تلخ و کابوسهای گذشته خود روبهرو میشود و باید میان وظیفه، انتقام و حفظ آرامشی که به سختی به دست آورده است، یکی را برگزیند. او در این راه با چهرههای تازهای آشنا میشود و رازهایی از هویت و تواناییهایش را کشف میکند.
خلاصه داستان: کاپون روایتی دگرگونشده از آخرین روزهای زندگی آلفونس کاپون، مشهورترین گانگستر تاریخ آمریکاست. پس از یک دهه زندان، کاپون ۴۷ساله در سال ۱۹۴۶ به عمارت خود در فلوریدا بازمیگردد و در حالی که از زوال عقل و جنون رنج میبرد، با خاطرات آشفته و کابوسهای گذشته خود دستوپنجه نرم میکند. فیلم بر تلاش او برای بازپسگیری کنترل ذهنش و مواجهه با سایههای خشونت و قدرت متمرکز است. بازی تام هاردی در نقش اصلی، چهرهای آسیبپذیر و متفاوت از این شخصیت افسانهای ارائه میدهد. لیندا کاردلیانی نیز در نقش همسر وفادارش مائه ظاهر میشود که در این دوران سخت کنار اوست. کاپون با فضاسازی تیره و نگاه روانشناختی، به جای ستایش تبهکاری، به فرسایش ذهن و هویت یک مرد میپردازد.
خلاصه داستان: «۱۴ قله: هیچ چیز غیرممکن نیست» مستندی است درباره نیمسدای پورجا، کوهنورد نپالی که برای فتح تمام ۱۴ قله بالای ۸۰۰۰ متر جهان در عرض تنها هفت ماه تلاش میکند؛ رکوردی که پیش از این بیش از هفت سال زمان میبرد. پورجا که عضو سابق نیروهای ویژه بریتانیاست، با پروژهای جسورانه به نام «ممکن» نه فقط برای شکستن رکوردها، بلکه برای نشان دادن تواناییهای کوهنوردان نپالی و گرامیداشت یاد کسانی که در این مسیر جان باختهاند، گام در این ماجراجویی خطرناک میگذارد. فیلم با تصاویر خیرهکننده از بلندترین نقاط زمین و روایتهای صمیمانه، تماشاگر را با خود به دل طوفانها، بهمنها و لحظات نفسگیر میبرد.