خلاصه داستان: وونگنامی، یک مرد خرسنما که پس از ۱۰۰ روز خوردن سیر و ماگ به انسان تبدیل شده، سالها بهعنوان پلیس خدمت کرده و تازه بازنشسته شده است. آرامش او با ظهور یک تروریست که ویروسی مرگبار منتشر میکند و چهرهای دقیقاً شبیه به او دارد، برهم میخورد. وونگنامی که حالا متهم اصلی است، با کمک یک کارآگاه و یک یوتیوبر، تلاش میکند هویت واقعی خود را ثابت کرده و جلوی فاجعهای بزرگ را بگیرد. این ماجراجویی پر از تعقیبوجو، موقعیتهای کمدی و لحظات احساسی است.
خلاصه داستان: جیجی، جاسوس سابق سیا که اکنون به شغلی اداری روی آورده، همراه با سوفی و خانوادهاش برای سفری تفریحی به ایتالیا میرود. اما این سفر بهزودی به مأموریتی پرخطر تبدیل میشود وقتی سوفی و دوستانش توسط گروهی تروریستی ربوده میشوند. جیجی که از مهارتهای میدانی خود فاصله گرفته، ناگزیر است با تکیه بر تجربههای قدیمی و کمک متحدانی غیرمنتظره، نقشهای پیچیده برای نجات آنها طراحی کند. در میان بناهای تاریخی و جاذبههای گردشگری رم، او با تهدیدی مواجه میشود که فراتر از یک توطئه ساده است. این ماجرا او را به چالش میکشد تا هم هویت حرفهای و هم نقش خود بهعنوان یک مربی و همراه را بازتعریف کند.
خلاصه داستان: داستان فیلم ناجورها به ریچارد پیس، یک مجرم حرفهای و مشهور، میپردازد که پس از آزادی از زندان، به گروهی از دزدان عجیب و غیرمتعارف میپیوندد. این گروه که خود را «ناجورها» مینامند، قصد دارند سرقتی بزرگ و پیچیده را در شهری دورافتاده انجام دهند. ریچارد که به دنبال یک مأموریت پرسود است، با اعضای این گروه همکاری میکند، اما خیلی زود درمییابد که این سرقت فقط به پول ختم نمیشود و رازهایی پنهان و خطراتی جدی در کمین است. او باید با اعتماد به همتیمیهای عجیبش، نقشهای را اجرا کند که ممکن است زندگی خودش و بسیاری دیگر را برای همیشه تغییر دهد.
خلاصه داستان: جلال مرادی، مردی چهلوسهساله، در یک تصادف رانندگی خانوادهای را از دست میدهد؛ اما دادگاه این حادثه را غیرعمد تشخیص میدهد. او پس از تحمل دورهای از زندان، همسر و فرزندانش را رها میکند و به شهری دیگر میرود. دو سال بعد، وقتی از مرگ مغزی همسرش باخبر میشود، به زادگاهش بازمیگردد. بازگشت او با انبوهی از احساس گناه، خاطرات تلخ و پرسشهای حلنشده همراه است. جلال در تلاش است تا با گذشتهاش و مسئولیتی که از آن گریخته، روبهرو شود؛ اما هر قدم او را به پیچیدگیهای تازهای میکشاند. فیلم «قصر شیرین» روایتی آرام و عمیق از رستگاری، بخشش و معنای خانواده است.
خلاصه داستان: گری زیمر، استراتژیست کهنهکار حزب دموکرات، پس از یک شکست تلخ انتخاباتی، با دیدن ویدئویی از یک کهنهسرباز بازنشسته به نام جک هستینگز که در جلسه شورای شهر دیرویل، شهری کوچک در ویسکانسین، به طرز آتشینی علیه تصمیم محلی سخنرانی میکند، به فکر استفاده از او برای انتخابات شهرداری میافتد. گری با حمایت تمامقد از جک، او را وارد رقابتی دشوار با شهردار فعلی، یک جمهوریخواه ساده اما محبوب، میکند. اما به زودی پای ماشینهای سیاسی بزرگ، سرمایههای کلان و رسانههای ملی به این رقابت کوچک محلی باز میشود و داستان به نبردی تمامعیار میان دو حزب اصلی آمریکا تبدیل میشود.
خلاصه داستان: آنتی، پدر جوانی که پسر بچهای باهوش و بازیگوش دارد، تصمیم میگیرد سرپرستی دختر بچهای را نیز بر عهده بگیرد. ورود این دختر کوچک به خانهشان، زندگی آرام آنها را زیر و رو میکند و ماجراهای خندهدار و شیرینی را رقم میزند. آنتی در تلاش است تا تعادل را بین نقش پدری برای دو فرزند با روحیات متفاوت حفظ کند و در این مسیر با چالشهای تازهای روبهرو میشود که او را به شناخت بهتری از خود و خانوادهاش میرساند. این فیلم کمدی، لحظات گرم و صمیمی خانوادگی را با موقعیتهای طنزآمیز ترکیب میکند.